رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ | 21 Nov 2017
خانه » اخبار » پان های پهن شده در پای آثار باستانی
پان های پهن شده در پای آثار باستانی

پان ايرانيسم تاريخ را نه از آغاز تمدن بلكه از اول امپراتوري مي آغازد، دوره هاي مسلسل واز از"شاه"نامه و "مرز"نامه  را در يك نقشه خوش رنگ به نام "ما" و "آنهاي" رنگ پريده بر كاغذ به تصوير مي كشد! اين شاه نگاري را به حال مخاطب پيوند مي زند! در واقع در پروژه آنان بشر را به دو گونه ايراني و انيراني تقسيم مي شود.

تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

ریگا کوردستان روژهلات ، شاید بارزترین بروز حماقت وارداتی به کرماشان پان ایرانیسم باشد! دشمن قسم خورده اقلیتهای ایران و متوهمین دولت محور تاریخ نادان ولی تاریخ نویس!
پان ایرانیسم که جنبشی افراطی در پاسخ به حقارت و تجزیه و شکست در جنگ های روس و قجر و زبونی و بیگانه پرستی دولت و دولتمردان قجر و مداخلات سفراء و بیگانگان در امور داخلی بود.
گریزی به أفیون دروغ و خیال پرستی زد بر مبنای خام باوری توده و خوش باوری اقلیتِ الیتِ کم سواد زیاده گو و تاریخ را محور یک جهان بینی شبه علمی که تنها شباهتش با علمی بودن استفاده از نوشتن برای گسترش بود! و مبنای یک فاشیسم سیاسی است که تنها تفاوت آن با فاشیسم هیتلری نداشتن قدرت برای خود نشان دادن و رو کردن هنرهای ذاتیش است!
آنها اقلیت را چگونه می فهمند؟
یک خراج گذار که باید خراج بدهد همچون دوره هخامنشی!
انها دولت در ایران را چگونه می خواهند؟ یک دولت زور مدار شاه محور گرز به دست گریزاننده و گدازنده با نام دین همچون ساسانی نه یک همگرایی در حول حوضه مشترک نوروز!
پان ایرانیستها حقوق یک شهروند را چه می دانند؟ یک رعیت دولت که وظیفه اش خدمت بی منت است به مرکز و نه یک شهروند مالک مالیات دهنده!
وظیفه دولت در ذهنشان چیست؟
افتخار آفرینی که مصداقش گسترش ارض و نفوذ و نفوس و پهن شدن در طول و عرض و سطح است!
در فهم آنان اقلیت ماده خام دخالت بیگانه است و بیگانه هراسی آنان که ریشه در حقارت دارد آنان را مُصر به آسیمیله کردن هر چه سریعتر اقلیت کرده، قبل از رسیدن خبر از واقع به اقل مفعولِ فعِل آسیمیلگی و شکستن انحصارات او از تعریف حق!
پان ایرانیسم که امکانات بی رقیبی در تاریخ نویسی ایران دارد، دال هایی همچون فاتح و کشورگشا و مقتدر و مفتخر را تعریف و ارزش داده و معادلهایی همچون داریوش و کوروش و نادر را برای آن تراشیده به خوارک افتخارطلبی قربانی خود می خوراند!
کرماشان با داشتن آثاری عینی و آماده برای تحریف و شهودی کردن به توده از دوره های مطلوب و آرمانی تاریخی آنها و با مرکز بودن برای اقلیت بزرگ کورد همچون یک هدف مهم همواره در ذهن و خواب و خیال آنها برجسته بوده و هست.
کتیبه بیستون که در واقع سرکوب نامه و عبرت نامه ای بود بر اهالی شوریده آن دیار بر دولت مطلوب آنها( هخامنشی)، همچون افتخارنامه ای که حتی باید بر قاب نان برنجی هم حک میشد تا نشان دهد که ما کرماشانی نه از زبان کتیبه سر در می آوریم و نه از چرایی بودنش در این ولایت چیزی می فهمیم، و گوش جان سپرده ایم بر راویان پان!
“تاق وه سان” که یادگاری از فهم تراژیک عشق چوپان کورد بود به فیلم هندی فَرِّ  شاهی و توطئه درباری خسرو وشیرین تحریف شد!
نفرت از بیگانه که ریشه تولد پان ایرانیسم بود، فقط به عرب ستیزی و ترک ستیزی نوشته در سیاهه های نفرت به نام تاریخ  محدود نگشته، در واقع این نفرت بر همه اقلیت های متنوع داخلی اعمال شده و می شود، اقلیت همواره آلت دست دشمن، کومنیست،وطن فروش، نوکر بیگانه، دهاتی نادان، رشتی، تات و قزوینی، لور و بندری ،.. بازنمایانده و مشغول خشونت هر روزه زبانی و آموزشی و تصویرخورانده میشد با دال های آنها!
هر کسی با عمق جان خود این را درک نکرده باشد نه فهمی درست از تاریخ دارد و نه حقی از انسان بودن بر خود باز می شناساند.
این سیاهه نویسان مرکز گرا در هر جامعه اقل برای حک اولیه خود سیاه رویانی را هم به جمع خود راه داده بودند که سیاه نمایند و سیاهی روی خود را به گردن جبر تاریخ اندازند!
آنها در اولین گام خویش در کرماشان فارسی کرماشانی را برای اثبات شیرینی و مفیدی و سیاهی خود در پیشگاه خداوندان پیشکش طلب نشسته بر تخت سلطنت مرکز، تئوریزه کردند، خوراندن و تمرین دادند از خود بیگانگی امروز هویت شهری دیار “خوه ش نیشان” را!
اما چگونه؟
پان ایرانیسم تاریخ را نه از آغاز تمدن بلکه از اول امپراتوری می آغازد، دوره های مسلسل واز از”شاه”نامه و “مرز”نامه  را در یک نقشه خوش رنگ به نام “ما” و “آنهای” رنگ پریده بر کاغذ به تصویر می کشد! این شاه نگاری را به حال مخاطب پیوند می زند! در واقع در پروژه آنان بشر را به دو گونه ایرانی و انیرانی تقسیم می شود. او به ناچار برای داشتن تسلسل و پیوستگی مرکز تمدن ایرانی را هر بار به جایی می سپارد و هر بار بر ملتی به نام انیرانی می تازد! یک بار مرکز در غزنه یک بار در بغداد یک بار در ترکمنستان و یک بار در سیستان و با روشنی رنگ بر کاغذ در میان جهان رنگ پریده نقطه گذاری و نقشه نویسی می کند و انگار آنچه مهم نیست مردم و تغییرات زبانی فرهنگی و دینی آن مردمان و تعریف ثبات و بودن بر مدار پایداری دولت که نشان بودن ماندن است و بس! او یک “ما” ی ثابت و لا تغییر دارد “ما مجموع رعایای دولت” و ارزشی بالاتر از فتح کردن نیست!
و این فتوحات است که “ما” را آفریده است و خودی را خلق و فاتح بالاترین است! البته با از یاد بردن یا ناسزا گفتن به فاتحان “دیگران” و فتوحاتشان بر “ما” و یا تقلیل و توجیه.
او عامدانه انکار می کند که تا قبل از دولت مدرن چیزی به نام هموطن و هم ولایتی یا ایرانی در کار نبود، یک ادب و دو خط عرفانی(عرفان خراسان و عرفان زاگروس) بود و یک نوروز که وحدت آفرین بود. در ممالک قزلباش یا محروسه قجر و وحدت مذهبی هم قدمتی کمتر از ۴٠٠ سال دارد در این جغرافیا، اکثریت ساکنان این جغرافیا در واقع رعایای بودیم جزئی از ملک فاتحین و زورمداران!
مزایای دولت رانت رسان وخدمت رسان نفتی و کپن دارانه و یارانه سالار را به عامدانه به همه دول ایلغاری قبلی تعمیم می دهد. او پنهان می کند که مردم همواره از ترس جاده ها و گزمه ها و مستحب ها در جرز کوهها و در عمق صحرا در میان جنگل خود را از ترس آن مجمع الدزدان که او نامشان را دولتدار و پادشاه و امپراطور می ماند در طول تاریخ این بر و بوم پنهان می کردند.
او پس از تطهیر مفهوم دولت و تقلیل تمدن به حکومت با چسپناکی دروغ یک تسلسل ایجاد می کند و در این تسلسل که مشروعیت بودن آینده آن است همگی را جعل به نام ” پارس”مطلوب می زند، در تمام دوره ها نامی از اقلیت برده نمی شود و همه یک لهجه و یک زبان و یک دین در زیر چتر یک شاه مشغول عبادت به درگاه احد و واحد بوده اند!
این وحدت زیبا و خداپرستانه همواره مورد تهدید توطئه بیگانگان و ناخودی هایند.
ریش و قیچی با تو ببُر و بدوز!
در این طرح شکم فلات ایران از همه جایش مهمتر است، آنجا که غیبت همیشگی دارد، ستون فقرات این حوزه، یعنی زاگروس است که عامدانه فراموش می شود، ولی چرا؟
این پروژه که مهمترین هدفش آسیمیله کردن زبانی کل مردمان ایران است، دست اندر کارانش به خوبی می دانند که منشأ زبان رسمی فعلی خراسان است و افغانستان فعلی!  غرب و شمال و جنوب ایران صاحب لهجه های از زبان پهلویند که قدمت و پیوستگی بیشتری هم با واقعیت تاریخی مرزهای فعلی دارند ولی اقلیت نباید بماند حتی اگر بودنش از حقی تاریخی و ماندنش از حق حیات انسانی باشد! در واقع تاریخ آنان را خراسان نامه  بدان و خودشان را دزدان به امر خراسان گستری مشغول.
حتی اگر این خراسان محوری میراث ترکان فاتحی بوده باشد که به دنبال انکار هژمون بغداد بودند و انکار عباسیان، نقش زاگروس که دژ محکمی بود در هر نوع مقاومت زبانی و نظامی و مذهبی که کنون به فیلتر هوایی و شنگیر مرکز شنی بدل شده است فرو کاسته می شود و بر قلب زاگروس که کرماشان است و روح زاگروس را در خود دارد که زبان کوردیست باید بتازد.
فتح کرماشان با تقلیل و انکار کورد و تاریخش و انکار و تجزیه کلیت کورد به جزئیت عشیره در محل تلاقی شاهرگ های اصلی کورد که همه لهجه ها و گویشهایش و همه تنوعش به کرماشان وصل می شود در آنجا از باید از هم گسسته شود!
چه چیز زیاده می ماند؟
آنچه که در قاب فهم آنان و بخچه خواستشان نمی گنجد و بیرون از تصویر آنان از کادر تاریخ ایران می افتد، تمدن عیلام زاگروس و تمدن “کاسی”مان و تمدن “مانای”مان تمدن بین النهرینی ما، هرآنچه نامش تمدن باشد در سرزمین بلوط و هر آنچه که نامش جنبش همچون مانویت زاگروسی و مزدکیت و خرم دینی اش همچون یارسان فراموش شده و علویت عامدانه به خط حاشیه کشیده شده در زاگروس! گرچه این انکار به عمد در خط البرز شمالی و قفقاز تاریخی در تصویر آنان هویدا به هیچ است.
و نقش زاگروس فراهم کردن استیلای جهانی مردمان “پارس-فارس” از طریق حکومت اولیه “ماد-کورد” و برادر کوچکی تاریخی آنهاست که هیچ گاه شریک واقعی نیست. فارغ از اینکه همین ” پارس” اگر وارثی داشته باشد به رسم ارث خوری زاگروس است نه خراسان!
همان گونه که نفت در حاشیه استخراج می شود و و در مرکز پالایش!
همان گونه که درخت در حاشیه ثمر می دهد و نوبرانه اش در مرکز هضم می شود!
همان گونه که عتیقه ای در حاشیه کشف و در مرکز نمایش می شود!
تاریخ هم ختم به مرکز میشود!
ختمی برای کنترل و افتخار!
مرکز پر افتخار به چه درد می خورد؟
الگو شدن و دوصد البته اولین الگو الگوی زبانی بود همان گونه که شهرستانی و لهجه اش هم مسخره است و بدون پتانسیل افتخار آمیز بودن و هم مانع پیشرفت تحصیل و طَی مدارج احترام! این افتخار در تاریخ خلق می شود و با تجمیع در مرکز نتیجه مطلوب در ذوب زبانی حاشیه هم گرفته می شود. اگر آنان موفق به فتح فرهنگی و زبانی کرماشان شوند برای اولین بار فتح بزرگ از فتح الفتوح عمر در نهاوند کرده اند چه که عمر نه زبانش در آن دیار ادامه دارد و نه محبوبیتی در قلوب
ولی اینان هم زبان می گسترانند و هم دلبری را آرزو!

کیومرث فتحی

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.