رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ | 22 Sep 2017
خانه » تحلیلی » فوبیا و پارک بیمارستان
فوبیا و پارک بیمارستان

تاریخ انتشار : ۱۴ تیر ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – احتماعی

(مقدمه)

تازه با تخم کبوتر زبانمان پاک شده بود مادرانمان جملات و قصه های هراسناکی در مورد “ناو باخچه کان” تووی کله ما می کردند: باغها جای معتادها و ترکهاست سرتان را خواهند برید!
اما دیری نگذشت که قسمتی از باغها به پارک دوم شهر و البته بزرگترین پارک شهر_تا به حال_ تبدیل شد اما هنوز فوبیای معتادها و سربرها هنوز بر سر زبان ها بود و بزرگترها نیز قصه های خودشان را باور کرده بودند! به همین خاطر پارک رفتن تنها روزهای جمعه بود به صرف سیب زمینی پخته و تخم مرغ آب پز و وسیله نقلیه آن موقع تنها فرغون بود! دلیلش هم آن بود آن موقع از هر ۵۰ خانواده یکی جیپ یا پیکان داشت! خوب به یاد دارم روز جمعه برای ما لذت بخشترین روز بود نه برای پارک و تخم مرغ بلکه برای فرغون سواری و بعدها حرکات آکروباتیکتر یاد گرفتیم که روی محافظ تایر رو به راننده! پشت به جاده سوار شویم و …. به هرحال زمان گذشت و فوبیا شکست و پارک بیمارستان به خودش محدود نماند و چند سالی است که خیابانهای دور بیمارستان که به شکلی مستطیلی به هم وصل می شوند مکانی شده است برای کسانی که پیاده روی می کنند…
بازی های آئینی و ورزشهای کلاسیک
(تز)
—————————–
ترکان رسمی مذهبی داشتند که گونی های گندم را در آب می خیساندند و بعد در وسط کوچه با پتک هایی چوبی چند نفری به جانش می افتادند بچه و زن و مرد دایره وار به دور پتک زنان حلقه می زدیم پتک زنان معمولا ۶ یا ۸ یا ۵ نفر بودن که هرکدام خسته می شدند تازه نفس جایگزین می شد و معمولا با ضربه هایی ریتمیک و با ادای کلماتی که هیچگاه متوجه نشدیم (بجز کلمات اول که شمارش بود بیییییره ئوییییییکه ئووییییییچه و…) و بعد گندم خرد شده را حلیم نذری می کردند اصلا به یاد ندارم از این حلیم به مارسیده باشد تنها میان خودشان توزیع می کردند!! این شبه ورزش مذهبی شاید تنها دلیل هیچگاه نیامدن زورخانه به قوروه بود!
شهری کوچک بود وقتی ما کوردها به قوروه آمدیم همین الانشم قوروه را با نام قصلان(۱) می شناسند! بنابراین امکانات محدودی داشت و ورزشگاه تختیش تنها زمینی فوتبال و سالنی کشتی…
کشتی همیشه تحت سلطه ترکها بود و هست! و البته تحت سلطه سه طایفه!
بروسلی در خوار جائه(۲)
(آنتی تز)
—————————–
بوردیو وقتی با جامعه شناسی متمایز خودش! ورزش انگلستان را تحلیل کرد یکی از کارههایش این بود که کلیشه ورزش یک فعالیت بی قصد و غرض است را رد کند و اثبات کرد که ورزش نیز مانند همه کنش های دیگر موضوع کشمکش اقشار طبقه مسلط و همچنین دیگر طبقات است و در ادامه ایشان انواع ورزشها را با مرتبط دانستن به خواستگاه و منش طبقاتی  از هم تفکیک کرد مثلا به زعم او گلف و تنیس را متعلق به طبقه مرفه می دانست و بسکتبال و راگبی و هندبال را به طبقه متوسط و کارمندان و دکانداران و ورزشهایی فردی مانند کشتی و بوکس را به طبقه کارگر!
و همچنین معتقد به سه اصل اساسی در ورزش انگلستان بود: قدرت اقتصادی ، خواستگاه فرهنگی و وقت آزاد بنابراین برای ورزشی مانند گلف که در سنت خود با ویسکی و خاویار عجین شده است نمی تواند ورزش مناسبی برای طبقه کارگر باشد!
خب سوال اساسی این است که حتی تحلیل های اجتماعی تا حدی مکانمند و زمانمندند!! اگر بوردیو در قوروه بود آیا می توانست بگوید کشتی ورزش طبقه کارگر است؟!  برعکس کشتی قوروه در اختیار مرفه ترین طبقات قوروه قرار دارد! در اینجا تنها چیزی که من می توانم استدلال کنم(جدای از نژاد پرستی ترکان که هیچگاه اجازه ورود کوردها را به کشتی ندادند و اگر هم دادند هیچ حمایتی از ایشان نشد) مرتبط با فلسفه ورزش هاست!
کشتی در ذات خود نوعی فردگرایی بی رویه و و در نفس کنشی خود پیروزی به هر قیمتی است! از خود برای خود!
کسی خبر دقیقی از اولین قوروه ای که کونگفو یاد گرفت ندارد اما اولین باشگاه و اولین شاگردان کونگفوی قوروه را خوب به یاد داریم!
پایین جاده قوروه این حاشیه شهر بی در و پیکر (که امتیاز آب و برق و گاز و جزء قوروه شدنش را مدیون آقای “عارف نادری”) با سیل عظیمی از بچه های چلکن شلوقکار شلوار کوردی پوششان چه بکنند؟! چه جایی بهتر از از باشگاه کونگفوی “هوزان”؟!!
زمان زیادی نگذشت که گچ کار پایین جاده ای قوروه با دست ترک خورده کارگریش قهرمان جهان شد! و “هیچگاه فراموش نخواهد کرد وقتی که برگشت حتی پارچه ای تبریکی در شهر ندید و حتی وقتی به خانه رسید کسی خانه نبود و از روی دیوار داخل شد”!!!
این بار کونگفو در مقابل کشتی قرار گرفت: گوش شکستگان و عرض شانه ها عریق در مقابل لاغرهای چه ق!
کونگفوی قوروه توانست روز به روز از رده های سنی بالا به پایین بیاید و توانست قهرمانان نوجوان و نونهال جهانی را کسب کند و کشتی قروه همان سه خانواده و همان جوانان دیروز و پیرمردان امروز در لاک خودخواهی و فرگرایی خود گندیدند!
کونگ فو چند چیز می خواست : شجاعت، اراده، ریسک پذیر بودن و جنگه ری(۳)بودن! همه اینها را یک حاشیه نشین که چیزی برای از داستن نداشت را داشت!

دور بیمارستان؛ درد دل های ورزشی قرهای ورزشی ماشینی:
مستطیلی که باید ورود ماشینها ممنوع شود و آسفالتش سنگ فرش
(سنتز)

————————-
دور بیمارستان چند مزیت بسیار عالی دارد: هوای بسیار پاکیزه به علت قرار گرفتن وسط جنگل و بسیار خنک به علت نزدیکی به دریاچه سراب…. برای کسی که می خواهد پیاده روی کند و بر بدن خویش تملک اختصاصی داشته باشد و چشم انداز و منظره ای زیبا و آزاد داشته باشد(جنگل و کوه های سرپوشیده از برف به ور و په ریشا) چیزی از بیشتر از این ها در یک شهر کوچک قابل تصور نیست!
اما همه اینها تحلیل درستی از هجوم مردم به اینجا نیست! ورزشهای سالنی ورزشهایی خفه و در خفا است و بخش اجتماعی آن از وی سلب شده است! به زعم بوردیو ورزشهای  عامه پسند به نوعی کارکرد نمایشی دارند و بخش
عظیم خود را مدیون مشارکت خیالی مخاطب هستند!
پیاده رویست های دور بیمارستان عمدتا چه کسانی هستند؟!
مردان میان سال و پیرمردان و پیره زنان و دختران جوان و اندک قلیلی پسران جوان
پیرها و میان سالها به تبع تنزل سلسه مراتب اجتماعیشان انجام ورزش های حرفه ای و سالنی نیز برایشان مقدور نیست و پیاده روی کردن معمولا به جز راه رفتن چیز دیگری را ملزوم نیست! اما این نیز همه ماجرا نیست!
دلایل زیادی هست (مانند بالارفتن تحصیلات، آگاهی از جایگاه اجتماعی خود، شکسته شدن مردسالاری خشک و متعصب چند دهه اخیر) که زنان بتوانند آزادانه از فضای شهر خارج شوند و ورزش کنند… اما این همه ماجرا نیست!
باید به عقلانیت رفتاری پیران و زنان در دوربیمارستان پرداخت عقلانیتی که به زعم وبری محاسبه پذیر و پیش بینی پذیر است!
کافی است یک فرض را در نظر بگیریم آیا اگر باشگاه های ورزشی مختلط بود این سیل عظیم پیاده رویست با زهم به اینجا می آمدند؟!
پیاده روی برای یک زن دوربیمارستانی کارکردی قیاسی دارد او خود را از زن خانه دار و بی سواد بی کنترل بر بدن خویش(چه در معنای در اختیار شوهر چه در معنای عدم رژیم!)  با پیکربندی بدن خود این بار در مقام زنی ورزشکار و توام با حرکات عشوه گرانه و خرام، متمایز می کند!
از تمامی مشاهدات چندین ساله ام انگشت شمار هستند کسانی که به تنهایی پیاده روی کنند؛ معمولا این ورزش همراه با نوعی همبستیگی اجتماعی همراه است یعنی ورزش با تحکیم روابط (عاطفی، خانوادگی،کاری)…
دور بیمارستان خط بطلانی است بر ورزش های خسته کننده زبانی و سالنی! دیگر دوران جنگ های بزرگ گفتمانی گذشت و خیلی وقت است که ترک بودگی و کوردبودگی هیچکدام غالب نشدند و سنتز شد آن فارسی کج و معوجی که هم لجه ای از ترکی را دارد هم کوردی!پیاده روی نیز به سان کشتی و کونگفو تنها سنتزی بود بر مبارزات ایماژیک و دال گونه!
این بار کورد و ترک بودن دیگر مهم نیست تنها مبارزاتی از اندام هایی لرزان و نرمان!!

۱) روستایی تاریخی در دو کیلومتری قوروه که دارای قلعه و حمام و کاروانسراست
۲) خوارجائه(جاده) قسمت حاشیه نشین قوروه است که اتوبان سنندج همدان آن را از قوروه جدا کرده است و در قسمت پایینی جاده قرار دارد.
۳) کلمه ای له یلاخی است به معنای شه روان، جنگجو

ارسلان هدایتی خرداد ٩۵

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
پربازدید‌ها
تحلیلی آرشیو
«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

شعبان­‌ها و گریز از کورد با گُرز!

ریگا کوردستان – سرویس سیاسی در تاریخ این مرزوبوم دو خط به‌موازات هم به عمل سیاسی منجر می‌گشتند، یکی از زبان و دست شعبان‌ها برآمده بود و دیگری در دایره فهم خواجگان بر قدرت گرد می‌شد. شعبان کیست؟ فرزند باد! هیاهو! و باد تخم‌های خویش را در هر مزبله­‌ای خواهد ریخت، پس شعبان در همه‌جا […]

موفقیت هایی که همیشه فردی نیستند

ریگا کوردستان – سرویس اجتماعی اعلام نتایج رقابت هایی در سطح کلان کشور که بیشتر خانوادە ها با آن درگیر هستند همیشە و برای هر مخاطبی جذاب بوده و هست که البته برای عده ای نیز تأمل برانگیز می باشد. ماراتن سال ها حضور در سیستم آموزش و پرورش ایران کنکور نام دارد، سابقه این […]

مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.