رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷ | 12 Dec 2018
خانه » تحلیلی » تروریسم و بحران معنا
تروریسم و بحران معنا

واقعیت این است که تروریسم یک استراتژی است: وقتی الف از ب ضعیف تر باشد، الف برای بقای خود به روشهای جنگ غیرمتعارف دست میزند. بر این اساس، تروریسم بسیار قبل از دوران مدرن وجود داشته است. بسیاری از تاکتیکهای جنگی از قبیل حمله شبانه یا کمین بر سر راه نیروهای دشمن اساسا تاکتیکهایی تروریستی اند. در تاریخ کهن میتوان به موارد زیادی بر خورد؛ برای مثال، گروه حسن صباح که غربیها لغت اساسینیت را از حشاشین آنها گرفته اند.

تاریخ انتشار : ۱۸ تیر ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس سیاسی

در سال ۱۹۸۶ در جریان مذاکرات تسلیحاتی بین اتحاد شوروی و آمریکا در ریکیاویک ایسلند، میخاییل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد شوروی به رونالد ریگان، رییس جمهور وقت آمریکا گفت: «میخواهم کار بدی در حق شما بکنم. میخواهم شما را از وجود دشمن محروم کنم! از این به بعد، اتحاد شوروی دشمن آمریکا نیست.» عمق معنای جمله گورباچف را زمانی میتوان درک کرد که در فردای فروپاشی شوروی و بلوک شرق، آمریکا دچار یک بحران ناشناخته شد: بحران فقدان دشمن جدی یا همان بحران معنا. وقتی دشمن جدی ای در مقابل یک قدرت بزرگ نباشد، آن قدرت معنای خود را از دست خواهد داد چون هویت خود را از آن دشمن میگیرد و به واسطه آن دشمن میتواند انسجام درونی خود را حفظ کند. اما آمریکا به زودی دشمن دیگری برای خود دست و پا کرد که این دولت و بقیه قدرتهای بزرگ را از بحران معنا نجات داد: تروریسم.

اما بحران معنا نه فقط در سطح قدرتهای بزرگ بلکه در سطح فردی نیز برای انسان پُست مدرن به وجود آمده است. در وضعیتی که جامعه کنونی انسانها را بیش از پیش به سوی فردیت و کنج انزوای خود سوق میدهد و روح جمعی و همبستگی اجتماعی به پایین ترین حد خود رسیده است، این «انسانِ تنها» به دنبال معنایی برای زندگی بیمعنای خود میگردد. وقتی سازمانی بتواند هویتی جمعی برای طرفداران خود ایجاد کند، جذابیت سرمست کننده ای برای افراد تنها و اتمیزه خواهد داشت. این راز جذابیت مشترک همه سازمانهای تروریستی است.

معضل تعریف تروریسم

امروزه همه از تروریسم صحبت میکنند. اما واقعا تروریسم چیست؟ مشکلی اساسی در تعریف تروریسم وجود دارد. تروریسم مثل تمام مفاهیم، مخاطب را با تعدد و تکثر معانی مواجه میسازد و تلاش برای تعریف آن بی فایده است. برای مثال، اگر بگوییم «تروریسم یعنی استفاده از ایجاد رعب و وحش در میان مردم برای رسیدن به اهداف سیاسی»، همه سازمانهای شبه نظامی و حتی دولتها هم مشمول این تعریف میشوند چون بسیاری از دولتها هم برای بقای خود از ایجاد رعب و وحشت در میان مردم تحت حاکمیت خود استفاده میکنند.

همچنین کشیدن خط تمایز بین یک «تروریست» و یک «مبارز آزادی» کار ساده ای نیست. برای مثال، جنبش مقاومت فرانسه در جریان اشغال این کشور توسط نازیها در جنگ جهانی دوم از همان تاکتیک هایی استفاده میکرد که امروزه ما آنها را تروریستی میدانیم. مثلا اعضای جنبش مقاومت، مقرهای نازیها را بمبگذاری میکردند و نازیها و همکاران فرانسوی آنها را میکشتند. حتی روشنفکری مثل ژان پل سارتر با این جنبش همکاری میکرد که رد آن را میتوان در نمایشنامه دستهای آلوده مشاهده کرد. بدیهی است که این جنبش از دیدگاه نازیها یک جنبش تروریستی بود در حالی که آنها از دیدگاه فرانسویها مبارزان آزادی بودند.

چند سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، الجزایریها مبارزه خود را برای کسب استقلال از فرانسه آغاز کردند. آنها هم از همین تاکتیکها استفاده میکردند و این بار فرانسویها آنها را تروریست میدانستند. احمد بن بلا در کتاب خاطرات خود نوشته است که مبارزان الجزایری برای تامین مالی، به اداره پست حمله کردند و پولهای آن را به غارت بردند. این عمل (سرقت مسلحانه) امروزه یکی از مصادیق تروریسم است در حالی که از دیدگاه الجزایریها این عمل سرقت نبود بلکه تامین مالی مبارزه تلقی میشد. در سالهای پایانی قرن بیستم، برخی گروههای بنیادگرا، خصوصا جبهه نجات اسلامی در الجزایر به اعمال مشابهی (البته با خشونت و توحش بیشتری) علیه دولت دست میزدند و از دیدگاه مقامات الجزایری به عنوان تروریست شناخته میشدند. و این داستان به همین ترتیب ادامه دارد.

به همین دلیل، میتوان گفت که تروریسم، به قول گفتمانی ها، یک «دال تهی» است و این که چه مدلولی داشته باشد (یعنی چه تصویری را در ذهن ایجاد کند) بستگی به هژمونی دارد. یعنی این قدرت است که تعیین میکند چه کسی تروریست باشد و چه کسی جنگجوی آزادی. در حال حاضر، با توجه به هژمونی غرب در این زمینه، تروریسم به معنای ترساندن و کشتن مردم غیرنظامی توسط گروههای شبه نظامی است. اما بهتر است به جای تعریف تروریسم، ببینیم که کسانی که تروریست خوانده میشوند چه کارهایی انجام میدهند. آنها نظامیان دشمن را هدف قرار میدهند، همکاران دشمن را میکشند، غیرنظامیان را میترسانند و آنها را وادار به همکاری با خود میکنند و غیره. اما چرا انسانها دست به چنین اعمالی میزنند؟ آیا راه دیگری برای مبارزه و احقاق حق وجود ندارد؟ برای پاسخ به این سوال، باید به داستان تولد و رشد تروریسم توجه کرد.

داستان تولد و رشد تروریسم

واقعیت این است که تروریسم یک استراتژی است: وقتی الف از ب ضعیف تر باشد، الف برای بقای خود به روشهای جنگ غیرمتعارف دست میزند. بر این اساس، تروریسم بسیار قبل از دوران مدرن وجود داشته است. بسیاری از تاکتیکهای جنگی از قبیل حمله شبانه یا کمین بر سر راه نیروهای دشمن اساسا تاکتیکهایی تروریستی اند. در تاریخ کهن میتوان به موارد زیادی بر خورد؛ برای مثال، گروه حسن صباح که غربیها لغت اساسینیت را از حشاشین آنها گرفته اند.

اما در تاریخ مدرن، مهمترین جلوه این تاکتیکها را میتوان در جریان جنگهای استقلال آمریکا علیه ارتش امپراتوری بریتانیا مشاهده کرد. در واقع، بیشتر گروههایی که تحت امر جورج واشنگتن علیه بریتانیاییها میجنگیدند، از تاکتیکهای جنگ چریکی استفاده میکردند که امروزه آنها را تروریستی میدانند. همچنین سایر مبارزان استقلال طلب در ایتالیا و ایرلندیها علیه بریتانیاییها از تاکتیکهای مشابهی استفاده میکردند.

اما ایرلندیها نقش مهمی در نوعی دیگر از مبارزات مسلحانه علیه اشغالگران ایفا کردند: جنگ چریکی شهری. ابتدا مایکل کالینز و گروهش به عملیات مسلحانه علیه مقامات بریتانیایی و همدستان ایرلندی آنها دست زدند. بعدها در دهه ۱۹۶۰ ارتش جمهوریخواه ایرلند (ایرا) تشکیل شد که به عملیات تروریستی شهری علیه بریتانیاییها دست زد. سبک مبارزه تروریستی ایرلندیها این گونه بود که در مراکز نظامی و اطلاعاتی بریتانیا در ایرلند شمالی و سراسر جزیره بریتانیا دست میزدند اما برای جلوگیری از کشته شدن افراد غیرنظامی و بیگناه قبل از انجام عملیات با تماسهای تلفنی یا مکاتبه به افراد مستقر در آن مراکز اطلاع میدادند که در آنجا بمبگذاری صورت گرفته است! در واقع، هدف ایرلندهای این بود که از ابعاد رسانه ای و سیاسی این گونه عملیات برای مقاصد سیاسی استفاده کنند. به همین دلیل، میزان تلفات مبارزه ایرا علیه بریتانیا در طول بیش از سی و پنج سال کمتر از دو هزار نفر بود.

اگر این رقم را با میزان تلفات ناشی از توحش داعش مقایسه کنیم که در کمتر از دو سال بیش از نیم میلیون نفر را به قتل رسانده است، به این نتیجه میرسیم که داعش فراتر از یک گروه تروریستی است. در واقع، داعش یک گروه تروریستی نیست بلکه یک ماشین کشتار دسته جمعی فاشیستی است که در تاریخ معاصر حتی نازیهای آلمان چنین خشونتی از خود نشان نداده اند. روشهای کشتار داعش (از قبیل زنده زنده سوزاندن اسرا، خوراندن گوشت فرزند به مادر و …) و علنی ساختن این اعمال در رسانه ها را حتی نازیها مرنکب نشدند (به یاد بیاوریم که جنایت هولوکاست در خفا صورت گرفت و بعدها ناخواسته آشکار شد). بنابراین استفاده از لفظ «تروریست» برای داعش نوعی تساهل در قبال این سازمان ضدبشری نادر است. در واقع، زبان از توصیف توحش داعش قاصر است.

حال در ابتدای قرن بیست و یکم، قرنی که به نظر میرسد قرن تروریسم باشد، این سوالات به ذهن متبادر میشوند: آیا تروریسم را خشونت عینی (تبعیض، استثمار، حاشیه ای کردن، مسدود بودن همه راههای مبارزه مسالمت آمیز و …) تولید و بازتولید میکند یا خشونت ذهنی (خشونتی که تروریستها از خود نشان میدهند)؟ اگر صاحبان قدرت در جامعه بشری با تروریسم مخالفند، چرا دست از خشونت عینی برنمیدارند؟ آیا این امر ریشه در «ساختار» دارد یا در «کارگزار»؟

به نظر میرسد پاسخگویی به این سوالات از توان علم خارج است. باید به فلسفه و روانکاوی بازگشت؛ خصوصا به ماهیت انسان.

 

ایوب کریمی

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کورد و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.