رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

جمعه ۰۳ آذر ۱۳۹۶ | 24 Nov 2017
خانه » تحلیلی » لکی جز کوردی جنوبی نیست/ (جستاری زبانشناختی- تحلیلی در باب ماهیت گویش لکی)
لکی جز کوردی جنوبی نیست/ (جستاری زبانشناختی- تحلیلی در باب ماهیت گویش لکی)

تاریخ انتشار : ۳۱ تیر ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی 

نزدیک به دو دهه است بحث استقلال قومی لکها یا وحدت انها با کوردها، به واسطه ی اینترنت و مطبوعات با نظرات مخالف و موافق مطرح می شود. متاسفانه بحث های مطروحه طرفین از دونظر ایراد دارد؛ اولا نویسندگان بیشتر به اسناد تاریخی زمان های دور ارجاع می دهند، دیگر آن که به دلایل زبان شناسی کمتر اشاره می شود. من نیزسعی می کنم نظرات خود دراین راستا را بدون نقد وبررسی نظرات مطرحه به اختصار مطرح نمایم:
قبل از ورود به بحث اصلی، ضرورت دارد دیدگاه دو استاد و محقق برجسته که نزدیک به نیم قرن در این حوزه پژوهیده اند وتحقیقات آنها به زمان ما بسیار نزدیک است آورده شود تا پاسخی به طرفین باشد:« این تصور که زبان های متعدد باستانی ایرانی در زمان واحد از زبان اصلی منشعب شده اند،غلط است. تجزیه قبایلی که متکلم به سخن ایرانی بودند و جداشدن آنها ازگروه اصلی و تشکیل و تلاش اتحادیه های نوین قبیله ای در طی قرن های متمادی صورت گرفته نه در یک زمان واحد ».) ←مقدمه ی فقه اللغه ایرانی،ای.م.ارانسکی، ترجمه کریم کشاورز ، تهران ، پیام ،۱۳۵۸ ، ص ۱۳۶).
“کردی که روزی شاخه ای بوده است از زبان مادی یا زبان های غربی ایران، امروزه زبان مستقلی است ولری و پشتکوهی لهجه های آن زبان به شمار می رود”. ) ←سبک شناسی، محمد تقی بها، امیر کبیر، تهران،چاپ پنجم،جلد ۱،ص۱۷).
۱- دیگر این که برخی از قلم به دستان خام اندیش، بحث ترادف کورد و شبان در یک مقطع تاریخی را دستاویزی برای انشقاق لکها از هم نژادهای خود دانسته اند که باید عرض نمایم این موضوع به دلایلی چند خالی از ایراد نیست:
۱ـ۱ـ باعنایت به بافت ایلی وعشیره ای قاطبه ی ایرانیان وشیوه ی معیشتی دامداری وکشاورزی ایشان تا دوران معاصر، چرا مورخان از خیل عظیم عشایر همدان، اصفهان، مرکزی وقشقایی وترک و بلوچ و طبری چشم پوشیده اند وفقط لرها ولکها را کرد دانسته اند؟ مگر بلوچها دامدار نبوده اند واشتراکات عمیق زبانی با کردی ندارند به حدی که ارانسکی بلوچی را هم سنخ با کردی جزو زبان های شمال غربی می داند(← مقدمه ی فقه اللغه ی ایرانی همان،ص۲۷۷:) مگر عشایر دامدارهمدان نزدیک به حوزه ی مناطق کردنشین نیستند،چرا آنها را کرد محسوب نکرده اند؟.
۲ـ۱ـ برفرض در یک دوره ی تاریخی ،کُرد را معادل شبان به کار برده اند اما آیا کردها درمورد ملیت خود نیز این چنین تصور کرده اند؟ سرهنگ دودان در قرن چهارم به صراحت از دین خاص کردها سخن می گوید:
سرهنگ دودان…
از که ناممن سرهنگ دودان
چنی ایرمانان مگیلم هردان
تا زنده کریم آیین کردان
« سرهنگ دودان۳۲۴٫هـ »
همچنین شاه ویس قلی (قرن ۸) وخانای قبادی به صراحت به هویت قومی خود اشاره می نمایند(←میژووی ویژه ی کوردی، بوره که یی صدیق،کردستان ،ناجی،ج۱و۲) یا ترکه میر آزادبخت از شاعران بنام لک در لرستان در قرن۱۳ می سراید:
ترکه میر نه ترک نه عرو لفظم
کورد کم سواد،حافظ والحفظم
(←گلزار ادب لرستان،غضنفری،…. )
حال اگر صراحت بیان ترکه میر مبنی بر کرد بودن خود انکار می شود و اشاره او را صرفاً بیان نوع شغل وصنف (همانا شبانی) فرض می شود پس دیگر بحثی باقی نمی ماند.
۳-۱ جالب است بدانیم که بحث ترادف کرد و شبان به همین جا ختم نمی شود. دیدگاه های دیگری مبنی بر عرب بودن کردها یا ازنسل اجنه بودن کردها یا به قول فردوسی کردها گریختگان بیدادگاه ضحاک هستند و … موجود است که همه اینها از نفی و انکار هویت اقلیتها سرچشمه می گیرد، هرچند کالبد شکافی این دیدگاهها در حوصله ی این مقاله نیست اما آیا عقلانی و منطقی است که مردمی با این جمعیت و گستردگی جغرافیایی و زبانی که آن را از حیث جمعیت ومتون نظم ونثرو قدمت، دومین زبان مطرح ایرانی پس از فارسی به شمار آورده می شود، شبان فرض نمود؟ آیا می توان تلقی های موجود در مورد سایر ملتها نظیر عرب ها ( بیابان گرد ) ترک ها ( یغما گر) را معیار مناسبی برای قوم شناختی محسوب کرد ؟ عیوقی می گوید :
با مردم لک تا بتوانی تو میامیز
زیرا که جز از عار نیاید ز لک ولاک
(←فرهنگ عمید ، حسن عمید ،جلد ۳، ص ۲۱۱۵)
-۴-۱- اگر مورخان گذشته به جهت بی اطلاعی از علوم زبان شناسی و قوم شناسی لکها را به جهت نوع معیشت، کورد فرض کرده اند پس چرا دانشمندان معاصر نظیر دهخدا (← لغت نامه ، ذیل واژه ی لک )، دکتر معین (← فرهنگ فارسی، ۱۳۷۵، بخش اعلام ،ص ۱۸۱۶) ، استاد نفیسی (←فرهنگ نفیسی ،خیام تهران، مجلد ۴، ۲۵۳۵) و… به صراحت تمام لکها را طایفه ای از کردها دانسته اند؟
۲- اما دلایل زبان شناختی ودستوری ؛
۱ـ ۲ـ اصل فهم متقابل ( mutual intelligibility)، این که گفته می شود فلان گویشور از فلان گویشور متوجه نمی شود پس جز یک زبان نیستند از بن و بیخ اشتباه محض است چه زبانشناسان گویشهای متعدد جغرافیایی را بر اساس دستگاه واجی و ساختمان دستوری رده بندی می کنند نه فهم متقابل که عامیانه است. عنایت داشته باشیم واژگان رونما وسطح متغیر زبانها هست و در طول تاریخ دستخوش تغییر و تحول می شوند. درصد قابل توجهی از واژگان زبان فارسی، عربی است آیا می توان زبان فارسی را گویشی از عربی به شمار آورد در حالی که دستگاه واجی و ساختمان دستوری فارسی مستقل است؟
۲ـ ۲ـ دیگر آن که تقسیم بندی گویشها بر اساس فهم متقابل از صفر تا صد درصد است و بررسی میزان درصد فهم متقابل گویشوران، برعهده ی فرهنگ نویسان و محققان است نه گفته های ژورنالیستی وشتاب زده تلگرامی یا واتساپی . عنایت داشته باشید فهم متقابل گویشوران زبان کردی به واسطه ی عدم آموزش همگانی، تعدد مذهب، عدم ارتباط و… به سختی صورت می گیرد و این کاملاً طبیعی است اما درصد این فهم متقابل هیچ وقت کمتر از ۵۰ % نیست. یک کرد سنند جی که سایر گویشها را نداند به سختی می تواند گویش مهابادی را درک کند و این در مورد یک مهابادی و کرد کرمانج در ارومیه با فاصله ی جغرافیایی کمتر، شدید تر می شود. این اصل در مورد کلیه ی زبانها صدق می کند. مثلاً فارس زبانها با توجه به رسمیت هزار ساله زبانی، آموزش همگانی، سهولت ارتباطات و… باز گویشوران به سختی از یک دیگر متوجه می شوند؛ می توانید فارسی بیرجندی را با سمنانی یا شیرازی مقایسه کنید. جالب این که تاجیکهای فارس زبان، فارسی محاوره ای تهرانی را اصلاً متوجه نمی شوند (←علی اشرف صادقی، بخارا ، سال ۱۱،شماره ،۶۳،سال۱۳۸۶، صص ۸۱ و۸۲). دکتر معین در مقدمه ی برهان قاطع تعداد لهجههای فارسی را نزدیک به پنجاه نوع می داند (← برهان قاطع ، جلد ۱،صص ۳۷و۴۱). هرچند فهم این گویشها از یک دیگر به یک انداره نیست ولی همه، آن ها را در زمره ی زبان فارسی به شمار می آورند .
۳-۲- دستگاه واجی؛ نظام دستگاه واجی لکی با کردی جنوبی به جز یک مورد (تقابل واج Ö لکی با Ü کردی جنوبی ( دقیقاً یکی است و این تصادفی نیست و ربطی هم به اشتراکات زبانهای ایرانی ندارد؛ چه اگر ما ادعا کنیم این اشتراکات در کل زبانهای ایرانی دیده می شود خود را آشکارا درگیرتناقض نموده ایم وعبارت «زبان های ایرانی » بی معنی است چون ایرانیان یک زبان مشترک دارند و تقسیم بندی آن منطقی نیست.
۴-۲ – ساختمان دستوری؛ واقعیت این است که لکی از لحاظ ساختمان دستوری به خصوص صرف افعال متعددی شبیه به کردی سورانی (میانی) است، مثال، لکی: گرتم ،گرتت ،گرتی، گرتمو،گرتتو،گرتمو(←دستور زبان لکی، کامین عالی پور، خرم آباد ، افلاک ۱۳۸۴،ص ۵۴) سورانی: گرتم ،گرتت،گرتی، گرتمان،گرتتان، گرتیان،(←دستور زبان کردی ،دکتر علی رخزادی، ترفند، تهران ۱۳۷۹)
۵-۲ – ارگاتیو(ergative) ؛ این خصیصه که ویژه یِ زبان کردی است و آن را از سایر زبانهای ایرانی نظیر طبری، فارسی و… متمایزمی نمایید در دو گویش لکی و سورانی متداول است مثال، لکی: کارم کرد. سورانی : کارم کرد .
– ۶-۲ – تکواژ استمرار؛ گویش لکی در ماضی استمراری و مضارع اخباری دقیقاً شبیه به کردی گورانی (هورامی) است؛ مثال: مه زانم و… .
با این تفاصیل لکی را نمی توان جز کردی جنوبی محسوب کرد چه این رده بندی بیشتر بر اساس فهم متقابل، جغرافیایی وحتی مذهبی است. علمی تر آن است که این گویش را جزوشاخه ی میانی کردی در کنار اردلانی،جافی، سلیمانی به خصوص گورانی رده بندی کرد.
در پایان نگارنده معتقد است این گونه مباحث، انتزاعی و کم فایده است بهتراست به مباحث عینی، واقعی و امروزی نظیرحفظ زبان مادری، گسترش و اعتلای آن…پرداخته شود؛ چه بر کسی پوشیده نیست که به طور فزاینده زاگرس نشینان درکوهدشت، ایلام، سنندج و… عمدتاً با فرزندانشان به فارسی تکلم می کنند… ما باید به فکر حفظ زبان مادری باشیم که در برابر موج یکسان سازی در حال رنگ باختن است. امیدوارم عملکرد ما مصداق حکایت آن منجم گلستان سعدی نباشد که افلاک را رصد می کرد و از خانه ی خود بی خبر بود !
و سخن پایانی آن که زبانشناسی چون «مارّ» و دیگران معتقدند گویشها به واسطه ی همجواری ممکن است تأثیر واژگانی برهم بگذارند اما آن چه شاکله ی اصلی یک زبان را تشکیل می دهد دستگاه آوایی و واجی و پیکرهی دستوری آن است.
نگارش این مقاله به سال ۱۳۸۴ مربوط است و تاکنون در نشریاتی نظیر: سیمره در کوهدشت، آشتی در سنندج، شکوه آزادی در ایلام،صدای آزادی در کرماشان، مجله مهاباد و سایتهای بلوط، ژیار،ویرا و… منتشر و درج شده است.

کامران رحیمی(نویسنده و پژوهشگر)

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.