رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ | 21 Nov 2017
خانه » تحلیلی » چگونه خوزستان از سرزمینی تالابی به سرزمینی بایر تبدیل شد؟
چگونه خوزستان از سرزمینی تالابی به سرزمینی بایر تبدیل شد؟

تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس اجتماعی

به گزارش ریگا کوردسستان به نقل از میدان، سرمایه‌داری صنعتی زمین را به‌طور بی‌سابقه‌ای گرفتار بحران‌های زیست محیطی کرده است و در این میان کشورهای موسوم به «کشورهای جنوب» اوضاع و احوال نامساعدتری نسبت به «کشورهای شمال» دارند. فشار بحران‌های محیط‌زیستی نیز مانند دیگر بحران‌ها، بر دوش آفرینندگان بحران و آنها که از آن سود می‌برند نیست و این کشورها و گروه‌های فرودست هستند که باید بیشترین بها را در تحمل بحران بپردازند. در ایران نیز به نظر می‌رسد همین روند در جریان است؛ مرکزنشینان برای تمام کشور تصمیم می‌گیرند و این مردم حاشیه‌نشین هستند که تاوان سیاست‌های نادرست را پس می‌دهند. توفان‌های گرد و خاکی که در دهه گذشته استان‌های جنوب و جنوب‌غربی کشور را درنوردیده، محصول اعمال سیاست‌های نادرستی‌ست که از دوران پس از جنگ به اسم «توسعه» در پیش گرفته شد. توسعه ناپایداری که از آن زمان هیچ‌گاه از دستورکار دولت‌های مختلف خارج نشده و تنها به اشکال و اسامی گوناگون، ماشین تخریب خود را به‌پیش رانده است. پروژه‌هایی که خاک به آسمان خوزستان پاشیدند، مهر تایید مسئولان کنونیِ سازمان محیط‌زیست، وزارت نفت و… را بر خود دارند. گزارش گاردین نگاهی‌ست به آنچه طی چند دهه گذشته -به اسم توسعه- بر خوزستان رفته است. مرور این روند شاید به ما بگوید که چقدر می‌توان به جدی بودن شعارهای حمایت از محیط‌زیست امیدوار بود.

۱-۸۵۰x510

یک زوج ایرانی در ساحل اروندرود/ عکس از محمدرضا دهداری/AFP

آسمان آبی در افق رو به تیرگی می‌نهد، مه‌آلود می‌شود، به رنگ زرد طلایی در می‌آید و به‌سرعت جایش را به یک سبزِ درخشان می‌دهد، گویی که یک مُرداب است. دما پایین می‌آید و باد شهر را درمی‌نوردد. خیال آدم را ورمی‌دارد که شاید می‌خواهد باران ببارد. اما توفانِ گرد و خاک است که دارد از راه می‌رسد. به‌زودی تیرگیِ خاکستری‌رنگی پدیدار خواهد شد، و آسمان و خورشید دیگر قابل‌رویت نخواهند بود.

در ادارات، خانه‌ها و مدارس، بزرگترها شروع به بستن پنجره‌ها، درها و هر منفذی می‌کنند. اندک وحشتی هم احساس می‌شود. آنها از دوران جنگ به پناه گرفتنِ فوری عادت دارند، آن زمان که خوزستان خط مقدم نبرد با عراق طی سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ بود.
توفان‌های گرد و خاک اخیر که شهرهای اهواز، سوسنگرد و دزفول را درنوردید، پدیده تازه‌ای به‌شمار نمی‌آید و برای سال‌ها در مقیاس کوچک‌تری رخ داده است.

این طوفان‌ها به چندین مساله همپوشان مربوط می‌شوند- برخی پا را از مرزهای ایران فراتر می‌گذارند- که در بستر تغییرات اقلیمی و گرم شدن زمین به یکدیگر پیوند ‌خورده‌اند. آلودگی هوا و آب در تغییرات جوّیِ درازمدت دست دارند. تالاب‌های شادگان و هورالعظیم و همین‌طور رودخانه‌های کارون، کرخه و جراحی- یعنی مهم‌ترین منابع آبی خوزستان- از آب تهی شده و سطوح بی‌سابقه‌ای از پسماندهای سمی به آن‌ها وارد شده‌ است.

اکنون اگر از بالای پل نادری در اهواز به کارون نگاهی بیندازید، تمام چیزی که می‌توانید ببینید تقریبا یک تشعشع سبزرنگ است. فاضلاب و پسماند صنعتی از شهرهای در حال رشدی مثل اهواز، ملاثانی، شوشتر و گتوند حق عبور کارون را نثارش کرده‌اند.

فقدان رطوبت در دشت‌های در حال خشک شدن، امکان برخاستن گرد و خاک را فراهم می‌کند، پیش از آنکه باد آن‌را به دوردست‌ها ببرد. در حالی‌که خوزستان بیشتر به‌عنوان استان نفت‌خیز ایران شناخته می‌شود، اما در هلال حاصلخیز نیز جای گرفته است؛ بخشی از بهترین آب و خاک موجود روی کره زمین. بیش از یک میلیون هکتار از خاک آن قابل کشاورزی است و در طول فصل‌های سرد سال تامین‌کننده محصولاتی بسیار مهم برای کشور است. اما با مرگ رودخانه‌ها، این وضعیت در حال دگرگونی است.
یک زمانی کشتی‌ها فاصله میان اهواز و شوشتر را به‌سرعت بر روی کارون طی می‌کردند؛ از جمله کشتی‌هایی که در اوایل قرن بیستم محموله‌های شرکت نفت آنگلو-پرشین یا زائران ایرانی به مقصد اماکن مقدس شیعیان در عراق را جابه‌جا می‌کردند. اکنون اگر از بالای پل نادری در اهواز به کارون نگاهی بیندازید، تمام چیزی که می‌توانید ببینید تقریبا یک تشعشع سبزرنگ است. فاضلاب و پسماند صنعتی از شهرهای در حال رشدی مثل اهواز، ملاثانی، شوشتر و گتوند حق عبور کارون را نثارش کرده‌اند.

انتقال آب به دیگر استان‌ها نیز موجب خشک شدن هرچه بیشتر کارون شده است. در طول دوره پهلوی، نخستین تونل، جریان آب را به سمت زاینده‌رودِ در حال خشک شدن در اصفهان منحرف کرد. پس از آن، لوله‌ها و گذرگاه‌ها چندین برابر شده‌اند تا مسیر آب را به سمت قم، یزد و کرمان و مسیرهای جدید به سمت اصفهان بگشایند.

«تا میانه دهه ۹۰ میلادی، عمق آب در تالاب هورالعظیم به ده‌ها متر می‌رسید و بوته‌های خودرو که در تمام اطراف آن می‌روئیدند تا ۱۳ متر قد می‌کشیدند. اما هکتار هکتارِ تالاب برای استخراج نفت از دست رفت. توفان‌های گرد و خاک بی شک با تخریب این زیست‌بوم‌ها در ارتباط است.»

استان خوزستان حتی در شرایط بحرانی موطن دو تالاب است. آن‌گونه که احمد سواری- استاد دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر- در ماه فوریه به روزنامه کارون گفته است «تا میانه دهه ۹۰ میلادی، عمق آب در تالاب هورالعظیم به ده‌ها متر می‌رسید و بوته‌های خودرو که در تمام اطراف آن می‌روئیدند تا ۱۳ متر قد می‌کشیدند. اما هکتار هکتارِ تالاب برای استخراج نفت از دست رفت. توفان‌های گرد و خاک بی شک با تخریب این زیست‌بوم‌ها در ارتباط است.»

۲-۸۵۰x478

رودخانه دزفول در حال خشک شدن

در طول دهه اخیر، دولت ایران اصرار داشت که منشاء توفان‌های گرد و خاک، بیرون از کشور است. با این‌همه، امسال سازمان محیط‌زیست اعلام کرد که بخش عمده‌ای از این گرد و خاک منشا داخلی دارد. دلاور نجفی- معاون پیشین سازمان محیط‌زیست- به رسانه‌های محلی گفت که خشک شدن هورالعظیم- به دلیل استخراج نفت در اطراف تالاب که پس از دوران جنگ با عراق آغاز شد- یکی از علت‌های توفان‌های گرد و خاک است.
خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها در خوزستان، چشم‌انداز منطقه‌ای را طوری تغییر داد که جنگ هم تغییر نداده بود. اگر به سمت تالاب شادگان در ۱۰۰ کیلومتری جنوب اهواز حرکت کنیم، می‌بینیم که چهره خوزستان دگرگون می‌شود؛ از کشتزارها و باغستان‌ها به بیابان لم یزرع و بعد ناگهان به یک مرداب. شادگان- یکی از نخستین تالاب‌های بین‌المللی ثبت شده در کنوانسیون رامسر در فوریه ۱۹۷۱- وسعتی معادل ۳۰۰۰۰۰ هکتار دارد.

سرتاسر شادگان را درختان خرمای سبزی دربر می‌گیرد که خوشمزه‌ترین خرماها را بر دوش خود دارند. گوسفندان، گاوها و گاومیش‌ها دشت را پر کرده‌اند. پرندگان در دسته‌های پرشمار در افق پرواز می‌کنند و یکی از آن‌ها ممکن است بر پشت گاومیشی فرود آید که تصادفا در آب آرمیده است.
ساکنان شادگان عمدتا عرب‌هایی هستند که از طریق زراعت و نگهداری از نخلستان‌ها و دام امرار معاش می‌کنند. آنها ثروتمند نیستند، به‌خصوص آنهایی که شغلی جانبی ندارند- و این وضعیت در سال‌های اخیر رو به فزونی نهاده است. سرزندگی آن‌ها هنوز واگیردار است. پسران جوان در مرداب با گاومیش‌ها بازی می‌کنند، بچه‌ها با پاهای برهنه همراه توله‌سگ‌ها اینور و آن‌ور می‌دوند. زنان نان می‌پزند؛ با خالکوبی‌های سنتی‌ای که بر دستانشان دارند و روسری‌های سیاه‌رنگ نازک و گشادی که دور سرشان می‌پیچند.

اما آنها در حال تجربه کردنِ تغییری شوک‌آور در اکوسیستم خود هستند. روستائیان این تغییرات گسترده را به نیشکر نسبت می‌دهند، تجارت نیشکر. هفت تپه- منطقه‌ای در ۱۵ کیلومتری جنوب شرقیِ شهر باستانی شوش- در سال ۱۹۶۲ تبدیل به یک کشتزار صنعتی ۱۰۰۰۰ هکتاری برای تولید شکر شد. این امر نشان دهنده نفوذ آمریکا پس از تحریم شکر توسط کوبا بود؛ نمونه‌ای از دخالت‌های آمریکا در خوزستان که به برنامه چهار ماده‌ای هری ترومن در دهه ۱۹۵۰ برمی‌گردد؛ دورانی که زراعت‌کاران در مناطق حاصلخیزتر شمالی زندگی می‌کردند.

«ساختن، ساختن، ساختن، و توسعه دادن بدون اندیشیدن به پیامدهای آن؛ این عیار مدیریت رفسنجانی بود. چنین سیاستی، چهره‌ این مکان را از یک سرزمین تالابی به یک زمین بایر تغییر داد.»

پس از جنگ ایران و عراق و در دهه ۹۰ میلادی، ۷۰۰۰۰ هکتار دیگر نیز در جنوب اهواز زیر کشت رفت. صنایع جانبی شامل تولید فیبر چوبی، الکل‌ صنعتی و خوراک دام می‌شود. رضا سعیدی- یک متخصص کشاورزی که ۲۰ سال در این ناحیه کار کرده است- می‌گوید «نیشکر محصول بومی این منطقه نیست، و پیامدهای زیست‌محیطی آن فاجعه‌بار بوده‌اند».

شرکت آب و برق خوزستان- ارگانی دولتی که زیر نظر وزارت نیرو فعالیت می‌کند- مکررا اعلام کرده است که آفت‌کش‌ها و آلودگی ناشی از تولید نیشکر یکی از منابع عظیم آلودگی آب هستند.

۳-۸۵۰x478

شادگان- خوزستان

بخش مهم طرح (توسعه نیشکر) در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و طی سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ انجام شد. سعیدی می‌گوید «ساختن، ساختن، ساختن، و توسعه دادن بدون اندیشیدن به پیامدهای آن؛ این عیار مدیریت رفسنجانی بود. چنین سیاستی، چهره‌ این مکان را از یک سرزمین تالابی به یک زمین بایر تغییر داد.»
در سال‌های پیش از راه‌اندازی صنعت نیشکر، بیش از دوازده استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه اهواز نامه‌هایی نوشتند که پیامدهای فجیع چنین کاری را پیش‌بینی و آلترناتیوهای زیادی عرضه می‌کرد. بخش اعظم آن اساتید سرانجام برای کار از ایران رفتند، و یکی از آن‌ها به‌زور بازنشسته شد. دلیل مخالفت آن‌ها دو چیز عمده بود: نخست این‌که آلودگی وارد جریان آب خوزستان خواهد شد و دیگر آن‌که پروژه نیازمند مصرف آب مفرط خواهد بود.

نیشکر محصولی‌ست که به مصرف آب فراوان شهره است و اغلب به خسارت به زیستگاه و فرسایش خاک منجر می‌شود. معضلی دیگر هم وجود داشت: میزان شوری خاک در مناطق در نظر گرفته شده برای پروژه از ابتدا بالا بود و بنابراین حجم بیشتری از آب برای زه‌کشی مورد نیاز بود.

امروزه با قدم زدن در کشتزارهای نیشکر متوجه قطعاتی از زمین می‌شوید که زیر کشت نرفته‌اند، با پودری سفیدرنگ- نمک- که بر روی زمین قهوه‌ای رنگ نمودار است. این زمین‌ها به کلی تحلیل رفته‌اند و دیگر قابل استفاده نیستند.

رسانایی الکتریکی آب (EC) شاخصی برای درجه شوری آن است که میزان جامدات حل‌شده را از طریق ظرفیت آب برای هدایت جریان الکتریکی تخمین می‌زند. میزان رسانایی الکتریکی‌ای که نیشکر می‌تواند در آن دوام بیاورد ۱/۷ میلی‌زیمنس بر سانتی‌متر است. در حالی‌که میزان رسانایی الکتریکی در برخی از نواحی اطراف شادگان بالغ بر ۴ میلی‌زیمنس بر سانتی‌متر و در نزدیکی منابع آبی کارخانه‌های نیشکر ۱۷ است.

نمک ورودی به مرداب اثر خود را بر زندگی روستائیان برجای گذاشته است؛ گاومیش باید در اطراف آب شیرین زندگی کند، و شادگان به‌شکلی روزافزون به مکانی نامناسب برای آنها بدل می‌شود.

در سال‌های پیش از راه‌اندازی صنعت نیشکر، بیش از دوازده استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه اهواز نامه‌هایی نوشتند که پیامدهای فجیع چنین کاری را پیش‌بینی و آلترناتیوهای زیادی عرضه می‌کرد. بخش اعظم آن اساتید سرانجام برای کار از ایران رفتند، و یکی از آن‌ها به‌زور بازنشسته شد. دلیل مخالفت آن‌ها دو چیز عمده بود: نخست این‌که آلودگی وارد جریان آب خوزستان خواهد شد و دیگر آن‌که پروژه نیازمند مصرف آب مفرط خواهد بود.

آنهایی که محصولاتی مانند غلات، گوجه‌فرنگی و بامیه پرورش می‌دهند نیز تفاوت‌ها را احساس کرده‌اند. کریم ۲۷ ساله می‌گوید: «پدر من برای سال‌های طولانی غلات کاشته است اما میزان آن در سال‌های اخیر مدام کم شد و در نهایت به صفر رسید.» سعیدی نیز از کشاورزان جنوب خوزستان حرف‌های مشابهی شنیده است: «شوری خاک باعث آن است.»

این تغییرات سریع، اثرات عظیمی بر حیات‌وحش داشته است. در تحقیقی که در سال ۱۹۷۱ انجام شد، محققان گزارش دادند که این تالاب‌ها اکوسیستمی مهم و سودمند برای «حدود ۶۰۰۰۰ اردک و ۴۰۰۰ غاز» خوزستان بوده‌اند. تحقیقی دیگر در سال ۱۹۷۸ تعداد ۸۰۰۰۰۰ اردکیان- خانواده پرندگانی از جمله اردک‌ها، غازها و قوها- را ثبت کرده است.

مرداب شادگان برای مهاجرت زمستانی اردک مرمری- پرنده در معرض خطر انقراضِ مرداب‌های بین‌النهرین- حیاتی بود. بیش از ۱۷۰ گونه پرنده از ۳۲ خانواده مجزا توسط سازمان محیط‌زیست و پژوهشگران و زیست‌شناسان مختلف ثبت شده‌اند. از این میان ۱۲۰ گونه از آن‌ها پرندگان مهاجر هستند و ۱۳ گونه از آنها در سطح جهان در معرض خطر انقراض هستند. ایسنا با اعلام ممنوعیت شکار در این منطقه- که بخش مهمی از اقتصاد محلی است- به‌دلیل بیماری‌های در حال شیوع پرندگان، گزارش داده است که پسماندهای سمیِ ورودی به آب منجر به مرگ «هزاران» پرنده شده است.

۴-۸۵۰x478

نخل‌های در حال خشک شدن در شادگان

تالاب‌ها هم‌چنین یک زمانی پر از ماهی بودند و روستائیان از طریق صید ماهی در شادگان درآمدی کسب می‌کردند. بیش از ۳۰ گونه ماهیِ تالابی و ۴۰ گونه ماهیِ دریایی ثبت شده‌اند. مردی صیاد با قدی بلند و چشمان عسلیِ گود وانگشتانی کشیده و ظریف، در حالی‌ که بر پاهای خود جای زخم و کبودیِ ناشی از گذران زندگی در آب را دارد می‌گوید: «استخرهای پرورش ماهی در این اطراف موجب رشد تیلاپیا می‌شوند. این ماهی راه خود را به تالاب گشوده است و تمام ماهی‌های دیگر را به کام مرگ می‌کشاند». او نمی‌تواند فارسی صحبت کند؛ به عربی سخن می‌گوید و نوه‌اش نقش مترجم او را به عهده گرفته است. «مقامات رسمی اداره محیط‌زیست شادگان یک متخصص فرستادند، اما او هم مثل ما متحیر ماند. تیلاپیا می‌تواند در اعماق آب پنهان شود، هیچ کاری نمی‌شود کرد، هر هفته در حال از دست دادن ماهی‌ها هستیم.»
عبدالله تمیمی، نماینده شادگان در مجلس، ماه گذشته شوریِ فزاینده تالاب را مسبب رشد سریع تعداد تیلاپیا دانست. این توفان‌های گرد و خاک جان نخلستان‌ها- که بخشی جوهری از این زیست‌بوم هستند و مستقیما به معاش روستائیان پیوند می‌خورند- را نیز می‌گیرد. یک زارع محلی به اسم جلیل در باغش می‌چرخد و برگ‌هایی را از شاخه‌ها جدا می‌کند که لکه‌های بی‌رنگ و رویِ بزرگی بر خود دارند. این یک قارچ است به اسم فوزاریوم و به گرد و خاک مربوط می‌شود.

جلیل می‌گوید یکی دیگر از معضلات عمده صنعت نیشکر این بود که روستائیان به زور وادار به فروش زمین‌های کشاورزی شدند: «یک روز آنها بر در خانه من ظاهر شدند و گفتند مبلغی قابل‌توجه برای زمین من می‌پردازند. گفتم زمینم را نمی‌فروشم، و آنها گفتند چاره دیگری نداری».

۶-۸۵۰x478

دو نسل از مردم اهواز

جلیل در حالی که روزهای خوشِ گذشته را به‌مدت خود را بر منافع درازمدت مملکت ارجحیت می‌دهند. «این قضیه به این برمی‌گردد که آیا سیاستگذاران ما تصویری بزرگتر در ذهن دارند یا نه؟ به اینکه آیا فلان وزیر یا نماینده مجلس از اصفهان دغدغه این را دارد که در درازمدت چه اتفاقی اینجا خواهد افتاد؟» سعیدی به پایین خم می‌شود تا به نواحی نابود شده در میان کشتزارهای نیشکر اشاره کند، جایی که نمک به‌وضوح قابل رویت است. «شک دارم کسی برایش اهمیت داشته باشد که چه بلایی دارد سر اینجا می‌آید.»

محسن هویدایی /در زمین, سیاست/متن اصلی در گاردین/منبع: میدان

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.