رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

چهارشنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۷ | 24 Oct 2018
خانه » تحلیلی » چند کلیدواژه‌ی شاعرانه، در فرهنگ‌عامه‌ی کورد فەیلی
چند کلیدواژه‌ی شاعرانه، در فرهنگ‌عامه‌ی کورد فەیلی

تاریخ انتشار : ۷ آذر ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی

ریگا کوردستان، ازآنجایی‌که عنوان مقاله به کنکاشی در محدوده‌ی کوردهای فەیلی، برمی‌گردد، فلذا در ابتدا به‌اختصار مطلبی در این رابطه ذکر می‌شود.

نام کورد فەیلی، اگرچه هم‌اکنون آن را به کوردهای ساکن استان ایلام و جنوب و شرق عراق و بغداد، محدود می‌نمایند، اما در ادوار تاریخی پیش این واژه که به شکل “پهله، پاڵه” به کار می‌رفته واژهای فراگیر برای نامیدن غرب و قسمت‌های دیگری از ایران بوده که دکتر محمد موکری در مقدمه‌ی کتاب “گورانی” به‌تفصیل اشاره‌کرده و همچنین “پهلوی/ فهلویات” را گونه‌ی شعر کوردی هجایی می‌داند.

شمس قیس رازی، در المعجم، شعر ایرانیان را شامل دو گروه “عروضی به زبان فارسی دری” و “هجایی و زبان پهلەوی و لفظ اورامن” تقسیم‌بندی کرده و شیوه‌ی مورد علاقه‌ی اهالی غرب کشور “فهلە ویون” را، فهلەوی‌ات، یا شعر هجایی با لفظ اورامن، می‌داند.

هم‌اکنون، نیز در استان ایلام، شهری به نام پهله، قرار دارد که مرکز بخش زرین‌آباد است.

فەیلی، معرب پهلەیی، است.

 بر اساس تقسیم‌بندی‌های پروفسور مهرداد ایزدی، کوردی جنوبی شامل سه دوره‌ی تاریخی ” باستانی: پهلەوانی یا پهلەوندی ـــ میانه: پهلەوی، پاڵهوی، پهلەیی ــــ نوین: کوردی فەیلی” می‌باشد.

اعراب، پهله، را به معنای کوردی آن، یعنی کوه و صخره و سنگ، ترجمه و پس از فتح ایران، “ایالت پهله ” را “ولایت جبال” و زبان و شعر اهالی آن را، “فەهلەوی و فەهویات” نامیدند که بعدها به “فەیلی” تغییریافته است.

در فرهنگ دهخدا، “پهله”، به “شهر” معنا شده است، که در این صورت نمی‌بایست محدود به گستره‌ی یک ولایت، می‌شد.

علی‌ای‌حال، پهله، به هرکدام از دو معنی فوق که باشد، پهلەوانی یا پهلەوندی، به معنای اهل پهله، به اهالی غرب ایران اطلاق می‌شده و این نام بعدها به “پەلەیی / پاڵهوی، پهلەوی” و “فەیلی” تغییریافته است.

گویش کوردی فەیلی ایلامی، شامل دو لهجه‌ی کوردەکاره، “در شمال استان” و کوردەلی، ” در جنوب استان” است.

کوردەکاره، احتمالاً مرتبط بانام ایل کورد “شبانکاره” است که بزرگ‌ترین ایل دوران ساسانی بوده که هم‌اینک این نام در استان کرمانشاه، هنوز هم کاربرد دارد و “کوردەلی” نیز احتمالاً همان “کوردلو” است و “لو” پسوندی کرمانجی، برای نشان دادن تبار و قومیت است.

در ادامه به چند کلیدواژه، که در شعر و ترانه و خلق آیین‌ها کاربرد دارند، می‌پردازیم.

-کلیدواژه‌ها

الف- باران

آب را منشأ شکل‌گیری بسیاری از تمدن‌های جهانی دانسته‌اند.

وجود سه واژه‌ی “آب” و “آبادی”و “آبادانی” در فارسی، و نیز سه واژه “ئاو” و “ئاوایی ــ ئاوای” و “ئاوەدانی”، از کلیدواژه‌های همزاد بشری در ایران بوده و خواهند بود.

در قرآن کریم، خداوند سبحان به‌وضوح اشاره فرموده‌اند: ” جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حَی، و ما هر چیزی را از آب حیات بخشیدیم” و در فرهنگ ایرانی نیز می‌بینیم که در سنگ‌نوشته‌ی بیستون، داریوش، پادشاه مقتدر ایران، که در استان کوردنشین کرماشان قرار دارد، از اهورامزدا درخواست دارد که مملکت را از “قحط‌سالی، دروغ، دشمن” محفوظ بدارد.

از سویی دیگر، در همین استان دو مکان دیگر وجود دارند که هر دو در فرهنگ باستانی ما از تقدس ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند.

آناهیتا، معبد الهه‌ی آب در کنگاور و “سرئاو نیلوفر / سراب نیلوفر”، دو جایگاه مورد تکریم کوردها هستند.

در آیین یارسان نیز، شاهد “جەم بستن/ جمع حلقه‌ی نیایشی هفت تن / هەفتەوانه”، در زیرآب هستیم.

در فرهنگ شیعی کورد، نیز این مهم تداوم‌یافته، به نحوی که واژه‌ی با بار معنوی “شهید” با تلفظ “شەهیت، شەهیت” به معنای کسی که از تشنگی تلفظ شده و یا در آستانه‌ی تلف شدن قرار بگیرد، به کار می‌رود.

احتمالاً این بار معنایی به واقعه‌ی دل‌خراش کربلا برگردد که سپاه یزید، آب را بر امام حسین “ع”، و طفلان و یارانش بست و حضرت عباس “ع”، نیز بااینکه مشک بر دوشش بود، به دلیل ننوشیدن از آبی که به نیت کودکان آن را پرکرده بود، با تیرباران سپاه یزید، شهید می‌گردد، به کار بردن عبارت “لعنت بر یزید و شمر ملعون”، به دلیل لزوم یادآوری تراژدی کربلا و جمله‌ی “کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا”، در هنگام نوشیدن هر لیوان ” آب”، در میان تشیع، تا قیامت بر پای خواهم ماند.

امام علی “ع”، همواره “چاه آب” می‌کندند و به مردم هدیه می‌فرمودند و مهم‌تر اینکه با “چاه”، درد دل می‌فرمودند.

حضرت پیامبر اکرم “ص”، “آب” را مهریه‌ی حضرت زهرا “س” قرار داده‌اند.

چشمه‌ی زمزم و آب زمزم و نیز “آب حیوان” و حضرت خضر فرخ پی و نزول سوره‌ی کوثر، به مناسبت تاکید بر برکت تولد حضرت فاطمه “س”، چشمه‌ی کوثر و ساقی کوثر که در ادبیات کلاسیک کوردی، حتی در میان کوردهای شافعی مذهب نیز، بسیار بسامد داشته‌اند.

– واران “کلیدواژه‌ی باران”

در شعر و ترانه

فراوانی و فراگیری نغمات و ملودی‌های گوناگونی که در مورد باران و وجود اسامی مختلف برای باران، بر اساس ریتم بارش آن، ساخته‌شده، نشان‌دهنده‌ی اهمیت آن در فرهنگ‌عامه‌ی کورد است.

ترانه‌های “واران وارانه”، “باران باران، نم‌نم تەڕم کرد”، ” ڤاران، تو نەڤار”، “خودا خودامه واران بەڤاروو”و … ازاین‌دست می‌باشد.

در شعر کلاسیک نیز غلامرضاخان ارکوازی، شاعر و عارف نامی کورد فەیلی ایلام، در سوگنامه‌ی مرگ فرزندش، دنیای بی‌وفا را چنین، نفرین می‌کند:

واران، مەواروو سەوزمەوێ گیا/ خەڵکان بنیشن، نه خاک سیا

٭ترجمه:

باران نبارد، ازاین‌پس، و هیچ گیاهی سبز نگردد/ تا خلایق، همگی، بر خاک سیاه بنشینند.

-اسامی باران

در میان کوردهای فەیلی در ایلام، بسته به حالت بارش باران، آن را به اسامی زیر، می‌نامند:

– واران، باران، نام عمومی

– ریفه، باران آرام و نرم، نمه باران

– رفت، بران تند

– رفت ِ حەیدەری؛ زاران خیلی تند

– پەڵه، باران زیاد که زمین را سیراب بکند و سیلاب به راه بیندازد.

– سەرپەڵه، ئەوەڵ پەڵه، اگر پەڵه، یا باران سیراب کننده در ابتدای پاییز، یعنی مهرماه و آبان ماه که زمان بذر افشاندن گندم و جو دیم است، ببارد، و اصطلاحاً کشت “خاک‌ئاو؛ خاک آبیاری شده با باران” می‌گردد و این برای افزایش باروری زمین بسیار مناسب است، به همین دلیل، “پەڵه”زدن، در زمان مناسب، موجبات شادمانی را فراهم آورده و مردمان در این هنگام به همدیگر تبریک می‌گویند، به این جشن و مراسم مختصر خانگی “جەشن سەرپەڵه”می‌گویند.

باید متذکر شد که “پەڵە” صرفاً به باران‌های سیل‌آسا، گفته می‌شود و گاه ممکن است، چندین باران و برف بارید باشد، ولیکن “پەڵە” نزده باشد.

باران، به دلیل تأثیرگذاری در روحیه و ایجاد شادمانی، و از سویی دیگر خیروبرکتی که به کشاورزان و دامداران می‌رساند، مورد توجه عموم مردم، بوده و در کوردی غەیلی، بنا

-_ نەرمە واران، نرم باران

– _ هیرده واران، وردە واران، هؤرده واران، باران ریزەریزە

-_ خوناو، نەرمە خوناو؛ باران مداوم و نرم و ریزەریزە

ـــلێوەواران، شێتەواران؛ بارانی که دیوانه است و دیوانه کننده و مجنون گر است ازبس‌که تند و در چند جهت باریدن دارد و خودش هم دیوانه‌وار می‌بارد.

در یک آیین که در شب‌نشینی‌ها عمومیت داشت، مراسم شعرخوانی و تفأل به تک‌بیت‌های شاعرانه‌ی کوردی مرسوم بود.

این مراسم را “چل سرو/ چهل سرود” می‌نامیدند.

چهل‌وپنج و شش و هفت و هزار، مجازاً به معنای “زیاد” به کار می‌روند.

در این مراسم، یک زن متشخص، و با قریحه‌ی شاعری که اصطلاحاً از زمره‌ی بزرگ‌زنان “سارەژن/ سەرە ژن”ها، به شمار می‌رود، و معمولاً در فضاهای باز میدانگاهی و در زیر فضایی رمانتیک و در مهتاب‌شبی، میدان‌داری کرده، و دانه‌های از شن ریزه “رێخ / زیخ” را به نیت و بدون شمارش برمی‌دارد و یا تعدادی از دانه‌های تسبیح را جدا می‌کند و زوج‌های جوان و کودکان و نوجوانان، و یا حتی بزرگ‌سالان، در دل خود نیت کرده و به‌نوبت، شعر می‌خوانند و سنگریزه‌ی آخر؛ بیان‌کننده‌ی فال نیت کننده است، مجموعه‌ی شعرهای فولکلور بارانی، وجود دارد که با عبارت “بیلا بوارێ …، بگذار تا ببارد …” شروع می‌شوند و بسیار هم طالب و خواهان دارند و این حس، به دلیل همان حسی است که عواطف شاعر و مخاطب را برمی‌انگیزاند و بازهم مؤکد جایگاه “باران”، در شعر کوردی است.

برای طلب باران آیین “هەلۆنەکی”، “وارانتەڵاو”، دو رسم در میان کوردهای فەیلی‌اند، که اولی خاص پسران کودک سال و نوجوان و جوان، و دومی خاص دختران کودک سال و نوجوان و جوان است و با رقص و سازوآواز همراه است و شبیه آیین “بووکەبارانه” است.

در آیین‌های دیر سال کودکان نیز نقش محوری دارند.

در ادامه به تشریح چند آیین مرتبط با بارش باران، می‌پردازیم.

-هلوهلونکی

مراسمی برای طلب باران

*”این مراسم با همکاری جناب عیسی باقری، از ایل کورد “کوردەلی” جنوب ایلام، تدوین‌شده است.”

در ابتدا باید اشاره نمود که ایران کشوری نیمه‌خشک و کم باران است و از باران به‌عنوان” رحمت خدا” در افواه مردم به‌ویژه مناطق خشک یاد می‌شود.

تا پیش از صنعتی شدن و ورود ماشین به کشور ما، زندگی مردم بر مبنای کشاورزی و دامداری استوار بود.

آب در چنین جوامعی حکم حیات و زندگی است.

خشک‌سالی‌های طولانی که هم‌اکنون نیز شاهد آن هستیم اهمیت زندگی پیشینیان ما را بیشتر روشن می‌کند.

در حوزه‌ی جنوبی استان ایلام که زادگاه ماست این نیازمندی به آب برای زندگی سنتی کشاورزی و دام‌پروری امری حیاتی بوده است.

گاهی به قول سعدی:

چنان آسمان بر زمین شد بخیل/ که لب‌تر نکردند زرع و نخیل

در دیار ما و تا دهه‌ی چهل شمسی، اگر خشک‌سالی و قحطی باران و بخل آسمان بر زمین ادامه پیدا می‌کرد مردم دست به دامان ریش سفیدان مخلص و خوش قلب و مؤمن می‌شدند و از آنان می‌خواستند چونان گدایان و باهیبت و کسوت و لباسی مندرس به همراه بچه و نوجوانان و جوانان برای درخواست باران به در خانه‌های مردم رفته و همگی باهم و با صدای بلند دم‌گرفته و از خدا تقاضای “باران” کنند و این سرود را دسته‌جمعی بخواندند:

هەلو…هەلو… هەلونەکی

ئژ خودا خوازم ” بارونەکی “

گەنم د ژیر خاک

هێگوا برینج پاک

هەلو…هەلو… هەلونەکی

ئژ خودا خوازم ” بارونەکی “

صاحب‌خانه در این لحظه با صدای بلند می‌گفت:

چه خوازی؟

“چه می‌خواهی؟”

همه باهم، جواب می‌دادند:

بارو… بارو… بارونەکی

“بارو، بارون، وارون، ڤارون، واران، همەگی در کوردی فەیلی، به معنای باران، می‌باشند.”

در این موقع صاحب‌خانه، کاسه‌ای بزرگ را که از قبل آماده کرده بود بر سر و روی آنان می‌پاشید و یک پیمانه آرد به آنان می‌داد که مسئول گرفتن این نعمت خدا آن را در یک همیان، که از پوست بره درست می‌کردند می‌ریخت.

این گدایی باران و بخشش آب و آرد و گاهی روغن کوردی “دان”، یا همان روغن حیوانی محلی و زردچوبه و چند دانه پیاز تا پر شدن همیان در دل تاریک و سرد شب‌های پاییز یا زمستانی ادامه داشت.

سردسته‌ی گروه معمولاً انسانی مسن بود که با ریش سفید عاریتی و لباس‌های کهنه و مندرس و عصایی در دست جلودار بود.

پس از گردش کاملی در قصبه و آبادی و پر شدن همیان در کنار جوی آبی مصفا و تمیز آتشی بزرگ برمی‌افروختند و منتظر می‌ماندند تا شعله‌ها خاموش و اخگرهای بلوط مهیا شود.

فردی خبیر، خمیری فراوان آماده می‌کرد.

آن را با روغن و زردچوبه و پیاز عجین نموده و نانی بزرگ و به‌اندازه‌ی همه جمع آماده می‌نمود.

اما مهم‌ترین کار خرمهره‌ای “گژگ/ مەێره/ میەرِگ، مۆرۆ” آبی‌رنگ بود که بزرگ گروه در اختیار داشت که قبلاً آن را در خمیر انداخته بود و خمیری را که به شکلی بسیار بزرگ و زیبا تهیه‌کرده بود، در آتش می‌انداخت.

سپس روی نان را با آتش فراوان می‌پوشیدند و یک نفر مسئول پخت آن بود.

پس از پخته شدن بزرگ گروه آن را از دل آتش بیرون می‌آورد.

به این نان بزرگ محلی ” گرده” می‌گفتند.

بزرگ گروه ” گرده ” را به‌طور مساوی بین تمام اعضای گروه تقسیم می‌کرد.

اعضای گروه با ولع و عشق قسمت خود را می‌خورد.

صداقت و راست‌گویی اعضا در آن شب شرط عنایت پروردگار برای باران رحمت خدا، فرض می‌شد.

پس هر کس که در ” گرده‌ی” او آن مهره آبی پیدا می‌شد پس از خوردن گرده به‌وسیله همه‌ی گروه به‌آرامی برمی‌خاست و در دل تاریکی شب، به نزد خانه‌ی یکی از بزرگان می‌رفت.

همه اعضای گروه با فریاد و غوغا او را تعقیب می‌کردند.

 تا او را در هر جا و یا خانه‌ای می‌یافتند، و در این هنگام، بزرگ گروه یا صاحب‌خانه “ضمانتش” را بر عهده می‌گرفتند.

در این هنگام بزرگ گروه یا صاحب‌خانه برای مدتی محدود معمولاً یک هفته ضمانت می‌کردند و تعهد می‌کردند که ان‌شاءالله در این مدت ” باران” ببارد که خدا ارحم‌الراحمین است…

معروف است که خداوند سبحان، به خاطر بخشوده شدن کسی که این مهره را، که در حکم طلسم باران، به شمار می‌رود، و عامل غضب آسمان شناخته می‌شود، هم که شده، باران را نازل فرموده و با اولین باران، “پەڵه”، مردم جشن گرفته و اولین پەڵە، یا باران تند و طولانی مدت را که “سەر پەڵە” می‌نامند، به هم مبارک‌ باد می‌گویند.

باریدن باران، در نزد کشاورزان، در سه مرحله‌ی زیر دارای اهمیت است و در هر مرحله می‌بایست، به‌اندازه‌ی کافی ببارد.

الف-کاشت “خاک‌ئاو”

 “خاک‌ئاو؛ در هنگامی‌که قصد کاشت کرده‌اند”

– ب- داشت “کاڵ ئاو”

“کاڵ‌ئاو، در هنگامی‌که کاشت کرده‌اند.”

– ج – برداشت “دان‌ئاو”

“دان‌ئاو/ دۆن‌ئاو؛ وقتی‌که کشت، دانه، می‌کند.”

 زندگی کشاورزان به “بارش” بستگی دارد، و این‌گونه مراسمات، جایگاهی ویژه در فرهنگ‌عامه‌ی کورد دارند.

پەڵە، را با اصطلاح “پەڵە دائن /باران زدن”، معادل سیرآب شدن زمین می‌دانند، و گاه ممکن است باران و حتی برف نیز باریده، ولی، پەڵە، باران سیر آب کننده” نباریده باشد.

آیین “واران‌تەڵاو / وارۆ تەڵاو” طلب باران

” رقص طلب ﺑﺎﺭﺍﻥ ” همان ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻃﻠﺐ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ در صفحه‌ی کورد “جنوب استان ایلام” مرسوم بوده است.

 در این مراسم، ﯾﮏ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺑﺎﮐﺮﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ ﺑﺮﻓﺮﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ لباس‌ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ می‌برند ﺗﺎ ﺭﻗﺺ ﻃﻠﺐ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ. این ﺭﻗص – آیین، نوعی مولودی‌خوانی شبیه دیگر آیین کوردها، یعنی”بوکەبارانه” می‌باشد، و ﯾﮑﯽ ﺍﺯ باستانی‌ترین آیین‌های زاگرسی آناهیتا ﺩﺍﺭﺩ.

 ﺩﺭ ﺭﻗﺺ طلب باران، ﺳﺮﻧﺎ ﻧﻮﺍﺯﯼ ﺑﺎ دست زدن همراهان، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ.

 ﺭﻗﺺ طلب باران، ﯾﮏ ﺭﻗﺺ – آیین ﺗﻘﺪﺳﯽ ﻭ ﺳﺘﺎﯾﺸﮕﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺑﺎ ﺭﻗﺺ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﻣﻮﺯﻭﻥ گونه‌ای ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﮕﺎﻩ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﺍﺳﺖ آنچه در ﻣﻌﺎﺑﺪ ﺑﺮﻫﻤﺎﺋﯿﺎﻥ ﺷﺒﻪ ﻗﺎﺭﻩ ﻫﻨﺪ ﺩﯾﺪﻩ می‌شود. ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻭﺍ می‌دارد ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺷﺘﻪﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ می‌شوند ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ابرها که باران است منطقه را سیراب می‌کند. این مراسم شبیه مراسمی است که در میان کوردهای سورانی و به نام “بوکەبارانه” انجام می‌شود.

بوک، به معنای عروس می‌باشد و بوکەبارانه، به معنای “عروس باران”.

در مراسمی مشابه، عروسکی بزرگ را با مقیاسی انسانی می‌سازند و با دف و آواز خواندن، اهالی محل به دنبال عروسک‌گردان، به بالای بالاترین تپه رفته و آیین طلب باران را ادامه می‌دهند.

– ترانه‌ی باران

کودکان کورد فەیلی، در استان ایلام، به هنگام بارش باران معمولاً به پشت‌بام و یا داخل کوچه و خیابان و حیاط رفته و دسته‌جمعی ترانه‌ی زیر را می‌خوانند:

واران وارێ وه خشێ

خودا باوگم نەکوشێ

یعنی:

باران می‌بارد، با صدای خش‌خش و نرم‌نرم

خدا، پدرم را نکشد

گاه “برادر، مادر، خواهر” و یا عزیزان دیگر هم جایگزین کلمه‌ی ” پدر” می‌شود.

در این شعرخوانی گروهی که با کف زدن و دویدن و خیس شدن در زیر باران و… همراه است، کودکان هم واقعاً کودکانگی می‌کنند، هم ترانه و سرود جمعی خواندن را تمرین می‌کنند، هم‌بازی و کار جمعی را تجربه می‌کنند و هم کودکانه، به دعا و نیایش می‌پردازند.

اگر به متن دعا هم توجه بکنیم، می‌بینیم که در نوع خود آموزنده است، چراکه کودک، به همراه هم‌سن‌وسال‌هایش و در قالب یک شعر و ترانه‌ی کوردی و یک بازی و شادمانی، به شکل غیرمستقیم، در حق هم‌خانواده‌اش، به‌ویژه پدر، دعا می‌کند و در ضمیر ناخودآگاه جمعی همه‌ی آن کودکان، خودبه‌خود، تحکیم بنیاد خانواده، نقش می‌بندد.

ب – کودکی

دوران کودکی را دوران شادمانی‌های بی‌دلیل و البته بی‌بدیل کودکانه می‌دانند که آدمی فارغ از هر دغدغه و درد و رنجی، صرفاً “بچگی” می‌کند.

خوەشاڵ وەو رووژه ده گافاره بیم/ بێ‌خەم، بێ‌خوسه، بێ‌پەژاره بیم

*ترجمه

خوشا به حال آن روزهایی که در گهواره بودم/ بدون غم، بدون غصه و بی اندوه آینده بودم…

در بازی‌های کودکانه، خطاب به کودکان هم، شعر وجود دارد.

دقت کنید:

زاڕوو، زاڕوو، وازی

هەر کەس نیاێ وه وازی

واگوزارێ وه قازی

قازیله ناشرینه

حوکمه فره سەیینه

٭پشت‌بام

 در فرهنگ کوردی، پشت‌بام، محل عاشقی کردن‌های یواشکی است، محل اشاره و ایماها و دلبرانه گی

دوێشەو که به ناز کردووته سەربان

له نیوەشەو دا، دەروونم شێوان

ئاخر نەمدی‌بوو، تا کوو دوێشەو

دو “مانگ” بدرەوشێ لهیەک ئاسمان

٭ترجمه

دیشب که با ناز، یار من بر سر پشت‌بام رفته بود

با دیدنش دل از کف برفت

چراکه تا دیشب ندیده بودم که دو ماه در یک آسمان بدرخشد.

خوابیدن در مهتابی و در خنکای پشت‌بام، زیر نور ماه و تلالو ستارگان از عادت‌های کوردها است.

همچنین پشت‌بام در عالم کودکان، محلی برای گرفتن حاجت نیز می‌باشد.

در فرهنگ‌عامه‌ی کورد و در میان کوردهای فەیلی در استان ایلام، وقتی کودکی، دندانش لق می‌شود و می‌افتد، به او توصیه می‌شود که دندان افتاده شده، را به ری پشت‌بام پرت کند.

و اگر برادر می‌خواهد بگوید:

زەڕینه بیا، سیمینه بچوو

٭ترجمه

ای زرینه! “کنایه از پسر کاکل‌زری است” بیا، ای سیمینه! “ای نقره‌فام! کنایه از دختر” برو و برعکس

اگر خواهر می‌خواهد بگوید؛

سیمینه! بی، زەڕینه بچوو

در صورتی که پس از او، مادر پسر بزاید، آن بچه “پاچەڵه زەڕین”، و در صورتی که دختر بزاید، او را “پاچەڵه سیمین _ پاچەڵه زیوین” می‌نامند.

از این رسم و در حقیت بازی کودکانه، ضمن آموزش آرزو کردن، مسئله‌ی تنظیم خانواده و وجود دو نوع جنسیت، بدون ایجاد تبعیض، به کودک آموزش داده می‌شود.

مصطفی بیگی_ رودوس فەیلی

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
تحلیلی آرشیو
عشایر کرمانشاه در خطر ورشکستگی

ریگا کوردستان سرویس اقتصادی   بهزاد خالوندی ریگا کوردستان به نقل از مجله اقتصادی کانی؛ عشایر این روزها با یک بحران جدی روبرو هستند. فصل فروش دام فرارسیده ولی پیدا کردن یک خریدار مناسب برای گوسفندان پرواری بسیار دشوار است. در سالیان گذشته در این فصل با توجه به تولید مازاد ۱۰ هزار تنی گوشت […]

پس از چهار سال از سرنوشت ٣١٠٢ ایزدی اسیر خبری در دست نیست

ریگا کوردستان – سرویس حقوق بشر به گزارش ریگا کوردستان و بر اساس آمار نهادهای حکومت اقلیم کردستان از سرنوشت ۴٨ درصد ایزدی‌هایی که حین حمله داعش به شنگال از سوی این گروهک تبهکار ربوده شدند خبری از آنها تا کنون در دست نیست بنابر آمار رسمی سازمان‌های حکومت اقلیم پس از حمله داعش در […]

نقشه راه منبج مدلی برای تمام مناطق تحت کنترل پ.ک.ک در سوریه است

مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در اظهاراتی عنوان کرده است: نقشه راه منبج مدلی برای تمام مناطق تحت کنترل شاخه نظامی پ.ک.ک در سوریه موسوم به YPG است.

مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کورد و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.