رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

جمعه ۰۳ آذر ۱۳۹۶ | 24 Nov 2017
خانه » فرهنگی » والیان کورد فەیلی و نیای کورد برزنجی آنها
والیان کورد فەیلی و نیای کورد برزنجی آنها

مشعشعی‌های کرماشان ، دو تیرەاند کە هیچ نسبت فامیلی با همدیگر ندارند.

تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی

ریگا کوردستان، برخی مشعشعی هویزەاند و برخی نیز مشعشعی برزنجە کە یارسانند و بستگان آنها در کرماشان، کوردستان ایران،  آذربایجانغربی و … و اقلیم کوردستان ، بە ویژە سلیمانییە ساکنند.

برزنجەهای ایران،  از اهالی منطقه برزنجەی سلیمانییە بودەاند، کە چند سدەی پیش “در زمان حسن‌خان، والی کورد فەیلی،  از برزنجە ، کوچیدە و بە ایران آمدەاند.

آنچە کە از اقوال شفاهی برمی‌آید این است کە آنان با دعوت حسن خان، والی کورد فەیلی، بە پشتکوە فەیلی “ایلام آن زمان” می آیند.

در آن زمان نام شهر ایلام، حسین آباد فەیلی، بودە است.

این افراد تحت ریاست فرزندان “یاری‌جان بەگ”، یعنی “سورەبەگ” و “محمد بەگ”،  بە ایلام می آیند.

آنگونە کە در تاریخ “عالم آرای عباسی” ، عنوان شده، والیان کورد فەیلی، از کوردهای شامات هستند.

کوردهای برزنجە، آنگونە کە خود میگویند،  بە دلیل قرابت با خاندان والی، بە ایلام آمدە و بنابر رسم اقوام کورد، این فامیلی را تجدید کردە و “محمد بەگ”، پری خانم، دختر حسن‌خان والی، را بە توصیەی بستگان و بزرگان مشترک ایل،  بە همسری برمی‌گزیند.

پس از مدتی برزنجەهای ایلام، تحت حمایت والی بە منطقەی بلوران، در لەکستان، شمال استان لورستان، در مابین خرم آباد و کوهدشت می‌روند.

سپس، برخی از آنان از بلوران ، بە کرماشان و سپس از ماکو بە میاندوآب نقل مکان می‌کنند.

ولی عدەای در کرماشان ماندگار می‌شوند. مرکزیت انها در کرماشان، روستای گەرەبان، بین بیستون  و کرماشان است.

هم اینک ارتباطات انها با برزنجی حداقل شده ، و اغلب به آتش‌بەگی، معروفند و نام خانوادگی برخی از آنها  “مشعشعی” ، می ‌باشد و همانگونە کە گفتە شد، از خاندان  سید محمد مشعشع هویزە، جدا هستند.

برزنجی‌ها، ظاهرا، الان در ایلام حضور ندارند.

پریخانم و سیدمحمد، صاحب چهار فرزند میشوند:

جمشیدبەگ، الماس بەگ، ابدال بەگ، آتش بەگ

کە آتش بەگی ها از نظر نیای مادری، از نوادەگان حسن خان علوی، والی کورد فەیلی می‌باشند و یکی از بزرگترین طوایف کورد علوی، در ایرانند.

شیخ محمود هەصین، بزرگ خاندان برزنجی ، بە عنوان رییس امارت سلیمانییە ، از سادات برزنجی است.

غلامرضاخان ، آخرین والی کورد فەیلی کە فردی محبوب در میان ایلات کورد فەیلی در ایلام و عراق بودە، سە سال پس از بە قدرت رسیدن رضاخان، از حکومت مرکزی شکست خوردە و بە عراق می‌رود.

وی در ابتدا، بە دلیل نسبت فامیلی، بە منزل شیخ محمود، در سلیمانییە عزیمت می‌کند ، چرا کە شیخ محمود، خود از بزرگان سادات برزنجی بودەاند و ایشان را دعوت می‌کنند و والی نیز چند ماە در آنجا اقامت گزیدە و سپس بە بغداد میرود.

یکی از شعرای کورد سورانی در دربار شیخ محمود ، چکامەای غمگنانە در وصف حال والی کورد فەیلی و تبعید وی سرودە کە جالب توجە است.

برزنجی‌ها از سادات کورد هستند و از نیای والیان کورد فەیلی، بە همین دلیل، والیان خود را از سادات معزز “کورد علوی” معرفی کردە و نام فامیلی آنها نیز همان “علوی”، کە معروف بە  “علویان کورد فەیلی” بودند، است.

آنان، همچنین بە لقب “ابوقدارە” نیز ملقب شدند و اعراب، بە دلیل داشتن ذهنیت “پهلە، پهلی، فهلی، فەیلی”، از جبال زاگرس بە آنان خاندان والیان  “فەیلی” می‌گفتند کە “فەیلی”،  معرب پهلەیی “پهلوی، پالەوی، پهلەیی”  ، و  نام تاریخی کوردان زاگرس میانە یا ماد کوچک جنوبی و ادامەی گویش “پهلەوانیک، پهلەویک” از گویش‌های زبان پهلەوی کە خاص مردم غرب ایران و زاگرس بودە،  می‌باشد، و والیان کورد فەیلی، این نام را نیز  برای سلسلەی خود، بە کار می‌بردند و در مقطع زمانی کوتاهی کە بر لورستان و خرم‌آباد نیز حاکم بودەاند، کل ولایت لورستان، بە “لورستان فەیلی” و خرم آباد نیز بە “خرم آباد فەیلی” معروف شدە ، ولی پس از جدا شدن لورستان از ایلام، پسوند “فەیلی”بە دلیل نزاع دایمی ایلات بزرگ لورستانی با والیان کورد فەیلی، پسوند “فەیلی” در مورد لورها و لورستان و خرم‌آباد، بە دلیل نداشتن اصالت و پیشینە در لورستان حذف، و بە کورد فەیلی ایران و عراق، محدود شد.

همانگونە کە گفتە شد، واژەی “فەیلی” ، واژەای خیلی باستانی و مشتق از پهلەی اشکانی و ساسانی بودە و نام فامیلی واقعی خاندان والی، نبودە و اشتباە است اگر کە گفتە شود کوردهای فەیلی، بە دلیل حاکمیت خاندان علوی “ابوقدارە” بە این نام معروف شدەاند.

می‌دانیم کە تا پیش از شکست دادن لشکریان کورد فەیلی در جنگ موسوم بە رنو، از سوی دولت و ارتش رضاخان، نام شهر ایلام “حسین‌آباد فەیلی” و نام مهران “منصورآباد فەیلی” و منطقەی عمومی “باغ شاهی”  در مندلی عراق بە “باخ سای فەیلی”  معروف بودە است.

گویش کوری فەیلی، مشخصا گویش کوردهای  شیعە و اهل حق “یارسان، کاکەیی” می‌باشد.

سفیر وقت ایران در بغداد، دربارەی ورود والی کورد فەیلی در تبعید بە بغداد میگوید: از وی چنان استقبالی مردمی و دولت شاهنشاهی عراق “پیش از بعث لعنتی” ،  بە عمل آمدە کە از احمدشاە قاجار ، هنگام گریختن بە عراق، انجام نشدە است.

دلیل این استقبال وجود بیش از سە میلیون و دویست هزار کورد فەیلی در عراق، ثروت، نفوذ سیاسی و دانشگاهی و اجتماعی آنان در بغداد و شرق دجلە بودە است.

پرچم عراق، بە مناسبت فوت مرحوم غلامرضاخان والی، بە مدت سە روز نیم‌افراشتە شدە است.

در میان بستەگان والی، در عراق چنین معروف است کە وی از گزینەهای پادشاهی عراق پس از عثمانی بودە کە بە دلیل نفوذ لابی اعراب و نیز مخالفت رضاخان و رایزنی وی برای جلب نظر مخالف دولت وقت انگلیس، متاسفانە این مهم اتفاق نیفتاد و همین امر زمینەساز تعریب مناطق کورد فەیلی‌نشین و نفت‌خیز عراق و کوچاندن اجباری یک میلیون و دویست هزار کورد فەیلی بە میان روستاهای عرب سنی‌نشین، اخراج بیش از پانصدهزار کورد فەیلی از عراق، انفال ۲۲ هزار جوان کورد فەیلی در عراق، از جملە خاندان والی، گردید.

در پایان و در راستای اشارە بە برخی از این‌گونە مهاجرتهای تاریخی کوردها، بە لورستان، در این بخش بە برخی از مهاجرت‌های متعدد کوردها، در ادوار مختلف تاریخی بە لورستان، اشارە می‌کنم.

در ابتدا لازم است یادآور شوم ، همانگونە کە وقتی می‌گوییم استان “آذربایجان”، الزاما بە معنای “آذری و تورک‌زبان” بودن اهالی آنجا نیست و یا کشور های “عراق”  “سوریە” و “تورکیە”، و یا “اقلیم کوردستان”،  بە معنای عرب و یا تورک و یا کورد بودن، همەی اهالی آن‌ها نیست، پس بە کار بردن نام لورستان، بە عنوان یک جغرافیا، در طول تاریخ بە معنای “لور” بودن اهالی “لورستان” نبودە و نیست، ول در ادامە بە برخی از اسناد تاریخی، در این رابطە اشارە می‌گردد.

فلذا باید گفت؛ لورستانات یک جغرافیا بودە کە همراە با کوردستانات، بخشی از ایران بزرگ بودەاند و هرگز از همدیگر جدا نبودەاند.

در متون متواتر تاریخی بە نیای کوردی اتابکان لور و خاندان علوی یا ابوقدارە کە حاکمان کورد فەیلی یا لورستان فەیلی، شامل پیشکوە و پشتکوە بودەاند، بارها اشارە شدە است.

در صفحەی ۵۳ ، تاریخ نظری، در مود مهاجرت کوردها از شامات “شمال عراق و سوریە و جنوب تورکیە”، بە لورستان و تشکیل و تقویت حکومت اتابکان لورستان کە بە اتبکان لور مشهورند، اشارە کردە و  صرفا به جهت اینکه کردها از سوریه (سرزمینی با حاکمان عرب‌) آمدەاند، در ابتدا آن ها را عرب می‌داند اما دو طایفه عقیلی و هاشمی (عرب تبار) را  در ادامه، از مابقی طوایف کە کورد و غیرعرب بودەاند،  جدا می‌کند.

ولی در صفحەی ۵۴ از گزیدەی تاریخ مستوفی،  همەی این مهاجرین از شامات را، بجز طوایف عقیلی و هاشمی،  کورد می‌داند.

بە عین متون زیر کە بە طور وضوح بە مهاجرت صد خانەوار کورد، از شامات “از قبایل کوردستان عراق و سوریە و تورکیە”، بە لورستان، و تکرار نامهای برخی قبایل کرمانجی نظیر  آسترکی و کوتی، در میان این فهرست مهاجران، اشارە شدە، دقت نمایید.

در این متون، بە نام حکام کورد “شبانکارە” اشارە شدە ک هم‌اکنون نیز در استان کرمانشاە ساکنند و در ایلام نیز این نام بە شکل “کوردەکارە” تکرار شدە کە نام عمومی ایلات شمالی کورد فەیلی در استان ایلام است کە در کنار “کوردەلی/ ایل کورد” جنب استا ایلام، دو گروە عمدەی گویشوران گویش کوردی فەیلی‌اند و “شبانکارە”، نام ایل بزرگ کورد ساسانی بودە و بخش عمدەی کوردان استا فارس، در دوران‌های مختلف، بە نام “کورد شبانکارە” نامیدە شدەاند.

در کوردستان عراق و درمیان کوردهای فەیلی عراق و جنوب و جنوب‌غربی کرمانشاە و خود ایلام ، ایل کورد شوهان ساکن است کە بجز اندکی، مابقی بە کوردی تکلم می‌کنند و نام آنها بە گونەهای مختلفی همچون “شوهان، شوهانی، شوان، شوهون، شیان، شیان، شیانی، شڤۆ، شوهۆ” تلفظ می‌گردد، و این ناممی‌تواند نزدیکی زیادی بە همین حکام “کورد شبانکارە” و مهاجرین کورد، از شامات داشتە باشد.

لطفا متون تاریخی زیر را مطالعە فرمایید.

ولایت لرستان دو قسم است: لر بزرگ و لر کوچک، به اعتبار دو برادر که در قرب سنهٔ ثلاثمایه هجری (۳۰۰ه ق) حاکم انجا بوده‌اند: بدر نام حاکم لر بزرگ بود و بامنصور نام حاکم لر کوچک. بدر مدتی دراز در حکومت روزگار گذرانید.

چون او درگذشت، حکومت به پسر زادهٔ او نصرالدین محمد بن هلال بن بدر رسید و او حاکمی عادل بود و مدبر ملک او محمد خورشید. و در ان عهد نیمی از زمین لرستان در تصرف شولان بود و پیشوای ایشان سیف الدین ماکان روزبهانی بود و او را در انجا خاندانی قدیم بود و از عهد اکاسره باز حاکم ان دیار بودند و حاکم ولایت شول را نجم الدین اکبر گفتندی و تا اکنون قوم شول در تصرف نوادگان اویند.

در سنهٔ خمسایه (۵۰۰ ق.) قریب صد خانه “کورد”،  از جبل السماق شام، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود، به لرستان امدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند، برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود…

او را پسری علی نام بود. چون علی درگذشت، از او پسری محمد نام بماند. جوانی دلاور بود. در خدمت سلغریان مرتبه بلند کرد. در این وقت سلغریان (ترکمنان) در فارس حاکم بودند. اما هنوز اسم پادشاهی نداشتند. چون او نیز نماند، پسری ابوطاهر فضلوی کنیت داشت. جوانی شجاع بود. در خدمت اتابک سونقور مرتبه بلند کرد. اتابک سونقور را با حکام “شبانکاره” خصومت بود. ابوطاهر را با سپاهی گران به جنگ ایشان فرستاد.

بعد از محاربات مظفر به فارس امد. اتابک سنقر او را نوازش نمود و گفت از من چیزی بخواه… ابوطاهر گفت اگر فرمان بود و به لشکر مدد باشد ملک لرستان جهت اتابک صافی کنم. اتابک سنقر او را لشکر داد و به لرستان فرستاد.

ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط اورد و چون تمکین و استقرار یافت، هوس استقلال کرد و خود را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت، در سنهٔ خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت: هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصره‌الدین ایلواکوش و قزل.

به حکم وصیت و اتفاق برادران اتابک هزاراسپ که مهین و بهین همه بود، قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید. در عهد او ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند: چون گروه عقیلی از نسل علی ابن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبدمناف و دیگر طوایف متفرق چون:

آسترکی، مما کویه، بختیاری ،مختاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی،کمایی،کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد، چون گروه عقیلی (عرب) و گروه هاشمی (عرب) و دیگر قبائل که انساب ایشان معلوم نیست.

چون این جماعت به هزار اسف و برادران پیوستند، ایشان را قوت و شوکت زیاد شد. بقایای شولان را به زخم شمشیر از آن ولایت بیرون کردند و یکبار بر آن دیار مستولی شدند. پس دیار شولستان نیز مسخر کردند و شولان منهزم به فارس رفتند.

نامهای مماسنی، بختیاری، جاکی، هم‌اینک نیز خیلی بە نام طوایف لور بختیاری، ممسنی و جوکی یا جودکی، نزدیکند.

٭نکتەی پایانی

توجە داشتە باشید کە “جوکی”، یا “جودکی”، نیز خیلی بە نام ایل کورد کرمانج تورکیەای  “جودیکانی”، نزدیک است.

نام سە تن از فرزندان اتابک بە اسامی “هزار اسب”، “قزل”، عماالدین پهلەوان، می‌تواند یادآور  نام خزل “قزل”، هزار اسب، پهلەوان و کوردی پهلەوانی،  و زبان کوردی پهلەوانی و پهلەوی کە نیای زبان کوردی فەیلی اند و  “فەیلی” ، معرب و تغییر یافتەی آنها است، در میان کوردها گردد و نیز یادآور “پهلە”ی اشکانی و “پهلە”ی ساسانی، کە ایالت‌های مهم و  باستانی غرب ایران پیش از اسلام،  بودەاند، است.

در دفاتر کلام  یارسان، از شاەخوەشین ، بە نام “شاخوەشین لورستانی” و ساکن “لورستان”  ولی بە عنوان “کورد” یاد شدە کە تاکیدی است بر اینکە در سرزمین لورستان، علاوە “لور”، همواره “کورد”ها هم حضور داشتەاند و جالب این کە از اتابکان لور و بزرگان آیینی بە عنوان “کورد” یاد شدە است.

دقت فرمایید.

⚜بند اول،

دوره شاه خوشین⚜

کاکاردا مرمو

باخ ِ سەمەرم وە بارا

(ثمرم به بلندی باغ ثمرم بارا)

دیم [“کورد کناچه‌ی”] نیشتەن جه هاوارا

چەمش یویوا ئه‌سرین هزارا

ئی جامه سالارا

بارت صبور ستارا

نامه‌ی خالقی دارد گاوت نه مه‌وریت بارا

مامه جەڵاڵه تو کیت مێمانا

 

نور قەدەمش جه هەفت ئاسمانا

خوەشین وەستن جه بەره‌ی میرزا  ئامانا

 

بەره‌ی میرزا  ئامان بی وە گوڵ و رەیحانا

. . .

باغ ثمرم به بار نشسته است ثمره‌اش از عرش اعلاست و باغم به بار نشسته است ؛ دیدم که [دختر “کوردی” ] نشسته و گریه می‌کند از چشمانش هزاران دانه اشک می‌ریزد . این مظهر والا و بزرگوار است ای ماماجلاله! فرزندت – باری که  داری حامل فرە ایزدی و نور حق و  خداوندی است (صبور و ستار از نامهای حضرت حق است) و گاو تو این بار را نمی‌کشد ؛

ای “ماماجلاله” ! چه کسی مهمانت بوده ، نور قدرتش از هفت آسمان است ، شاه‌خوشین در سرزمین میرزا آمان قدم نهاده است و باآمدن او سرزمین میرزا آمان (لرستان) پر از گل و ریحان شده است . . .

گفتە می‌شود، زمانی کە خبر فتح کامل استان ایلام “پشتکوە”، توسط ارتش رضاخانی، را بە غلامرضاخان والی، در عراق میدهند و بە خدمت ایشان میگویند کە دولت علم و کوتل و آلات عزاداری عمومی ایام محرم را کە در میان خاندان والی بودە و وقف امامزادە علی صالح “خاس عەلی – ع -” نمودە بودند، بە حراج گذاشتە و بە عمد آنها را بە یک یهودی واگذار کردە، مرحوم والی، چنان گریە می‌کنند کە نقل است، کسی وی را چنین محزون ندیدە بودە، همچنین مرحوم غلامرضاخان والی بە دو گروە از هنرمندان بسیار اهمیت می‌داد؛

-نوحەخوانان و شاعران کردی‌سرایی کە نوحەی امام حسین “ع” می‌سرودند.

-هورەچڕها، یا هورەخوانان کورد، کە والی در هنگام دلتنگی‌های خود، آنان را بە خلوت خود طلب می‌کرد.

-شاعران کورد و برخی افراد دانا که خصلتی همانند بهلول داشتەاند را همیشە بە همراە خود داشتە است.

این موارد، نمونەای از فرهنگ‌دوستی ایشان بودە است.

وی علاوە بر مرمت و توسعەی حرم مطهر امامزادەهای واقع در استان ایلام، مسجد والی را در خیابان ولایت کنونی ایلام بنا نهاد کە متاسفانە ساختمان آن از بین رفتە و مجددا و با طرحی جدید ساختە شدە است.

در زمان والی، برای ایجاد روحیەی شهروندی بە جای ایلگرایی، وی از هر طایفە و ایلی تعدادی را برای آموختن پیشە و حرفەهای متعدد روانەی شهرها کردە و برگرداندە و برای اولین بار در شهرهای تحت حاکمیت والی، محلاتی همچون محلات آهنگران “ئاسنگەرەیل”، مسگرها “مسنگەرەیل”، گیوەدوزها “گیوەکەرەیل” و …  شکل گرفتە است و این محلات اولین محلات صنفی و شهری و غیرایلیاتی در این مناطق بە شمار می‌رفتەاند.

 

م ـ بیگی “رودوس فەیلی” کورد فەیلی ئیلامی:

امید است کە بررسی وضعیت استان ایلام و کل منطقە، در دوران  والیان کورد فەیلی، زوایای مبهم تاریخ غرب ایران و کورد فەیلی یا بە عبارتی کورد جنوبی “شیعە و اهل حق” را روشن‌تر نماید

 

سید مهرداد مشعشعی “برزنجە”

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.