رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

پنج شنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۶ | 23 Nov 2017
خانه » اخبار » زارووانە/نگاهی به شعرهای کودکانەی مصطفی بیگی
زارووانە/نگاهی به شعرهای کودکانەی مصطفی بیگی

تاریخ انتشار : ۱ دی ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس اجتماعی 
-نویسندەگان:
-نبی احمدی “شاعر و منتقد ادبی”
– دیانا مرادیان “کارشناس ارشد ادبیات فارسی”

شعر کودک، از جملە ژانرهای شعر کوردی است کە هم در فرهنگ عامە و شعر فولکلور کوردی و هم در شعر کلاسیک و نو، خواهان فراوان دارد.
سادگی و همەفهمی از جملە شگردهای لازم سرایش شعر کودک بودە و می‌باشد و این ویژگی، سرودن شعر کودک را سهل می‌نمایاند.
اما در پس این سادەانگاری، چنان ظرافت‌هایی وجود دارد کە شعر کودک گفتن را سهل و ممتنع نمودە و همین امر باعث شدە کە علیرغم امکان سرایش توسط همگان، باز هم کمتر کسی وارد این حوزە شود، چرا کە همگان واقفند کە سرودن شعر خوب و ماندگار برای کودک و نوجوان، کار هر شاعری نیست.
«هنرمندان، نویسندگان، تصویرگران ، نقاشان و مجسمه سازان تنها افرادی هستند که تا اندازه‌ای به وجود واقعی و شرطی نشده ی کودکان نزدیک اند. آنها سعی می کنند وجود واقعی کودکان را کشف و از پیش داوری پرهیز کنند آنان با مراجعه به ضمیر ناخودآگاه و زنده کردن خاطرات، احساسات درونی، رویاها و ارزوهای خود سعی می کنند ذهن خود را پاک و آزاد کرده و با چشم و دل کودکی به دنیای کودک قدم گذارند.» (بهداد،۱۳۸۶: ۸)
جامعه برای ساختن آینده کودکان باید کودکان را دریابد .
ادبیات کودکان باید با ساختار حرفه ای و به گونه‌ای روشمند گسترش یابد .
یکی از مهم ترین ویژگی شعر کودک به روز بودن آن و لزوما روزآمد بودن شاعر است وشناخت دغدغه های کودک امروزی یک نیاز اساسی برای شعر سرایی در این حوزه است. چرا کە بە لطف دنیای مجازی، تلویزیون و رادیو و تکنولوژیهای نوین، وضعیت موجود را اگر دوران فرزندسالاری در خانوادەها، ننامیم، بی‌انصافی خواهد بود اگر بەاین نکتە اعتراف نکنیم کە شکاف نسل‌ها و مشغلەی والدین از سویی و برخط بودن نظام تبادل اطلاعات و تکنولوژی و تولیدات قوی جهانی، علی‌الخصوص در حوزەهای دیداری همچون انیمیشن، فیلم و بازیهای رایانەای و فکری مبتنی بر ارزشهای جهانی نظام سلطەی فرهنگی و توانمندی کودکان و نوجوانان، در حوزە استفادە از این موارد، و ناتوانی و کم‌توانی والدین و نسل‌های قبل از آنها، در بەروز کردن خود، و فراوانی تولیدات خاص برای سنین پایین و در دسترس بودن آنها، باعث شده کە بین شاعران و نویسندگان نیز خلا پیش آید ، بە نحوی کە می‌توان گفت کە نسل‌های جدید، پیشرفتە از والدین و نسل‌های پیش از خود، از جمله شعرا و نویسندگان آن نسل‌ها هستند.
این ویژگی، همان خصلت “همسان‌سازی فرهنگی” است کە رەآورد دنیای مدرن بود و سرآغاز آن در ایران، بە دوران رضاشاە برمی‌گردد.
این رویە، در جهان معاصر، از مقبولیت افتادە و رویکرد دنیای پسامدرن، رویکردی با نگاە و تطبیق با فرهنگ بومی است، فلذا در چنین وضعیتی لازم است شاعران کوردی‌سرا نیز، شعر خود را با نگاهی نو و مدرن ولی، با ریشە در شعر فولکلور کوردی و ادبیات و فرهنگ شفاهی‌اش، بسرایند. زیرا کودک امروزی در فضای کاملا کودکانه و با ذهنیت و روان کودکانه زندگی می‌کند و قلب کوچک آنها سرشار از شور و شوق است. لذا شاعر با شعر خود مایه‌های اندیشه و تخیل و آفرینش را در کوکان به وجود می‌آورد و همان گونه که کودکان متعدد و متنوع هستند به همان نسبت شعرهای مورد پسند آنها نیز متعدد و متنوع است و تهیه انواع شعر برای بچه ها هم کار یک یا چند نفر خاص نیست. بنابراین گویندگان و سرایندگان شعر کودک را باید تشویق و ترغیب نمودکه در تمام زمینه ها برای کودکان شعر بسرایند . مخصوصا اشعاری که منجر به شناساندن طبیعت و پدیده های طبیعی پیرامون کودک گردد. زیرا بودن در طبیعت به کودکان کمک می کند که هشیار باشند. طبیعت این امکان را به کودکان می دهد که از همه حواس خود استفاده کنند .
امروز نیاز کودکان و نوجوانان به شعر، سادگی و روانی، لطافت بیان و عدم پیچیدگی است .
«در شعر کودک وجود سه صفت اصلی لازم است .
۱-آهنگین و آمیخته به موسیقی بودن
۲-شوق انگیز و شور انگیز و جنبش زا یا احساس انگیز بودن
۳-گویا و بیانگر بودن »(معصومه سهراب ،۱۳۷۲ :۱۶۱)
گفتنی است که این گفتار، نماینده تام و کامل موضوع مورد بحث نیست و بزرگان ژرف اندیش ،عذر ما را در نقص تحلیل به سبب محدویت‌ها خواهند پذیرفت.
.
برداشتی آزاد از شعر نوستالوژیکِ
باز باران، با ترانە . . .
گلچین گیلانی
بە گویش کوردی فەیلی ــــ لهجەی کوردەکارە ــــ
سرایندە: مصطفی بیگی
متخلص بە : رودوس فەیلی،
٭ویرِ واران
“یاد ِباران”
وارێ واران
وارێ واران
بانِ ماڵ و بانِ سەربان
نامِ کۊچە
ناو، خێیاوان
نامِ دەروەن
بانِ داران
جگڵە، جگڵە
وردە ، وردە
هشکەڵانی، تەختەڵانی،
گشتێ کەێگە سەوزڵانی
خەێگە ویرم؛ زاڕووێ بۊم
تەسک و

ناسِک
نەرم و نازِک
چۊ کەڵئاسکێ
چۊ مێئاسک
گەردِ ئاهوو
وەچکە ئاهوو
گنج دگرتم لەی پەڕِ جوو
وەو پەڕِ جوو
سەوز دکردم
رەوز دکردم
وەردِ کەڵمەس
وەر ژە هیروو
یا دە پاچە
یا دە ئاسوو
دە سەرئاسوو
هەر گوڵِ سوو
ئەڵ بناران
سەربناران
وەرنساران

دۊەتەڵان وە هیکە هیکە
کوڕگەلە وە فیکە فیکە
چەپڵە چەپڵە
ها وەرِ چاوم چۊ ئەوسا
هەم وە گەلدا
بان گرِن ئەو وەر؛ هەڤاڵان
قیڕنن تا بانِ بەرزان
بانِ بانان
دووس و یاران
قاوم و کاران؛
ئەی مناڵان!
ئەی هەڤاڵان!
هەی! ئەرێ هەی! زاڕووەیلەی!
ژێر، دەواران،
دۊر لە رمە
دۊر لە گرمەو تەقە تووقە
دۊر لە جەنگ و دەنگِ شەنگ و گولە وله
لەی سنوور‌ ِسەرد ِ دەردە
لەی دڵەیل سەرد ِ بەردە
نێشتمان ِ سان ِ سەردە
لەی وڵات هشک ِ زەردە
هشکەساڵ ِ سەردِ سەردە
“کوردەماڵ” ِ پڕ لە دەردە
گشتێ بیشن:
خاسە واران
نەرمە واران
رفتە واران
شێتە واران
خاسه واران
گشت، بیان تا جوورِ جاران
جارِ جاران
هام‌دڵ و هام‌دەنگ و هام‌ڕەنگ
هام‌زوان، یەک‌دەنگ و یەک‌ڕەنگ
خوەش‌ڕەنگ و خوەش‌ئاو و خوەش‌دەنگ
جوور ِ واران، وەردِ واران
گرد ، بواریمِن ، وە یەکڕا
گشت بمینیمِن، وە یەکدا
وەردِ یاران
وەردِ واران
رودوس فەیلی “مصطفی بیگی” – ئیلام – ۱۳۷۲
.
در این شعر، شاعر طبیعت و بارش باران را به دقت مشاهده و زیبایی های آن را با زبان عواطف و احساسات کوکانه ثبت می کند. شاعر مضامین را با تصورات و تخیلات خود می پرورد که جرقه¬ی عکس العمل را در ذهن خواننده روشن می کند و هنگام بارش باران همانطور که باران می¬زند بوی خاک بلند می شود در این شعرخاطرات در ذهن تداعی می شود.باران؛ رنگین کمان، امید و برکت و زایش را تداعی می کندو یا شاید تلنگر کوچکی باشد وقتی که فراموش می کنیم آسمان کجاست.
الف ــــ واران “کلیدواژەی باران”
فراوانی و فراگیری نغمات و ملودیهای گوناگونی کە در مورد باران و وجود اسامی مختلف برای باران، بر اساس ریتم بارش آن، ساختە شدە، نشان دهندەی اهمیت آن در فرهنگ عامەی کورد است.
ترانەهای “واران وارانە” ، “باران باران، نم نم تەڕم کرد”، ” ڤاران ، تو نەڤار”، “خودا خودامە واران بەڤاروو”و … از این دست می‌باشد.
در شعر کلاسیک نیز غلامرضاخان ارکوازی، شاعر و عارف نامی کورد فەیلی ایلام، در سوگنامەی مرگ فرزندش، دنیای بی‌فا را چنین، نفرین می‌کند:
واران، مەواروو سەوز مەوێ گیا
خەڵکان بنیشن، نە خاک ِ سیا
٭ترجمە: باران نبارد، از این پس، و هیچ گیاهی سبز نگردد تا خلایق، همەگی، بر خاک سیاە بنشینند.
اسامی باران
در میان کوردهای فەیلی در ایلام، بسته بە حالت بارش باران، آن را بە اسامی زیر ، می‌نامند:
ــــ واران، باران ، نام عمومی
ــــ ریفە، باران آرام و نرم، نمەباران
ــــ رفت، بران تند
ـــ رفت ِ حەیدەری ؛ باران خیلی تند
ــــ پەڵە، باران زیاد کە زمین را سیراب بکند و سیلاب بە راە بیاندازد.
ـــ سەرپەڵە، ئەوەڵ پەڵە، اگر پەڵە، یا باران سیراب کنندە در ابتدای پاییز، یعنی مهرماە و آبان‌ماە کە زمان بذرافشاندن گندم و جو دیم است، ببارد، و اصطلاحا کشت “خاک‌ئاو؛ خاک آبیاری شدە با باران” می‌گردد و این برای افزایش باروری زمین بسیار مناسب است، بە همیج دلیل ، “پەڵە”زدن ، در زمان مناسب، موجبات شادمانی را فراهم آوردە و مردمان در این هنگام بە همدیگر تبریک می‌گویند، بە این جشن و مراسم مختصر خانگی “جەشنِ سەرپەڵە”می‌گویند.
ـــ نەرمە واران، نرم باران
ــــ هیرده واران، وردە واران، هۊرده واران، باران ریزەریزە
ـــ خوناو ، نەرمە خوناو؛ باران مداوم و نرم و ریزەریزە
ـــ لێوەواران، شێتەواران؛ بارانی کە دیوانە است و دیوانەکنندە و مجنونگر است از بس کە تند و در چند جهت باریدن دارد.
بیگی، در شعرش بە چند شیوە از این بارانهای تند کە محبوب کودکان، برای باران‌بازی است، اشارە کردە است:
خاسە واران- نەرمەواران-لێوەواران -شێته‌واران-رفته‌واران-خاسە واران

در تفال‌های کوردی کە بە آن چلسرو میگویند و یک زن متشخص و با قریحەی شاعری گە از زمره بزرگ‌زنان “سارا ژن، سەرە ژن” ، بە شمار می‌آید، تعدادی از دانەهای سنگریزە و یا تسبیح را بە نیت، جدا کردە و همگی، معمولا زنان و کودکان، نیت کردە و بە دور شعر می‌خوانند و سنگریزەی آخر؛ بیان‌کنندەی فال نیت‌کنندە است، مجموعەی شعرهای فولکلور بارانی، وجود دارد کە با عبارت “بیلا بِوارێ …، بگذار تا ببارد …” شروع می‌شوند وبسیار هم طالب و خواهان دارند و این حس، بە دلیل همان حسی است کە عواطف شاعر و مخاطب را برمی‌انگیزاند و باز هم موکد جایگاە “باران”، در شعر کوردی است.
برای طلب باران آیین “هەلۆنەکی” ، “وارانتەڵاو” ، دو رسم در میان کوردهای فەیلی‌اند، کە اولی خاص پسران خردسال و نوجوان و جوان، و دومی خاص دختران خردسال و نوجوان و جوان است و با رقص و ساز و آواز همراە است و شبیە آیین “بووکەبارانە” است.در آیین‌های دیرسال کودکان نیز نقش محوری دارند.
بارش باران

همچنین باعث خلق “شعر ـــ ترانە”ی “واران وارێ وە خشێ/ باران می‌بارد، نرم نرمک”، شدە کە در درون متن بە آن اشارە می‌شود.
ب ــــ کودکی
دوران کودکی را دوران شادمانیهای بی‌دلیل و البتە بی‌بدیل کودکانە می‌دانند کە آدمی فارغ از هر دغدغە و

درد و رنجی، صرفا “بچەگی” می‌کند. کودکی نمادی از کمال انسانیت است. صداقت و معصومیتی که در دوران کودکی جا گذاشته می شود ودر انسان آرمانی این صداقت و معصومیت عمیق تر و آگاهانه تر متجلی می شود
خوەشاڵ وەو رووژه دە گافارە بیم
بێ‌خەم، بێ‌خوسە، بێ‌پەژارە بیم
*ترجمە:خوشا بە حال آن روزهایی کە در گهوارە بودم
بدون غم، بدون غصە و بی‌اندوە آیندە بودم

٭پشت‌بام
در فرهنگ کوردی، پشت‌بام، محل عاشقی کردنهای یواشکی است، محل اشارە و ایماها و دلبرانگی

دوێشەو کە بە ناز کردووتە سەربان
لە نیوەشەو دا، دەروونم شێوان
ئاخر نەمدی‌بوو، تا کوو دوێشەو
دو “مانگ” بدرەوشێ لە یەک ئاسمان
٭ترجمە: دیشب کە با ناز، یار من بر سر پشت بام رفته بود/با دیدنش دل از کف برفت
چرا کە تا دیشب ندیدە بودم کە دو ماە در یک آسمان بدرخشد.
خوابیدن در مهتابی و در خنکای پشت‌بام، زیر نور ماە و تلالوی ستارگان از عادت‌های کوردها است.
همچنین پشت‌بام در عالم کودکان، محلی برای گرفتن حاجت نیز می‌باشد.
در فرهنگ عامەی کورد و در میان کوردهای فەیلی در استان ایلام، وقتی کودکی، دندانش لق می‌شود و می‌افتد، بە او توصیە می‌شود کە دندان افتادە شدە، را بە روی پشت بام پرت کند .
و اگر برادر می‌خواهد بگوید:زەڕینە بیا، سیمینه بچوو
٭ترجمه: ای زرینە! “کنایە از پسر کاکل زری است” بیا، ای سیمینە! “ای نقرەفام! کنایە از دختر” برو و برعکس
اگر خواهر می‌خواهد بگوید؛ سیمینه! بی، زەڕینە بچوو
در صورتی کە پس از او ، مادر پسر بزاید ، آن بچە “پاچەڵە زەڕین”، و در صورتی کە دختر بزاید ، او را “پاچەڵە سیمین ـــ پاچەڵە زیوین” می‌نامند.
از این رسم و در حقیت بازی کودکانە، ضمن آموزش آرزو کردن، مسالەی تنظیم خانواده و وجود دو نوع جنسیت، بدون ایجاد تبعیض، بە کودک آموزش دادە می‌شود. نکتە:همنشینی دو واژەی سیمینە و زرینە، یادآور ترکیب “سیمینە زەڕینە” است کە در کوردی فەیلی، بە معنای رنگین‌کمان است و در ایلام، این باور کودکانە‌ــــ‌عامیانە وجود دارد کە اگر پسری، بتواند از زیر رنگین‌کمان رد شود، تبدیل به دختر می‌شود و برعکس.
این تمثیل و فرض محال، در حقیقت حاوی این نکتەی آموزندە است کە تبدیل پسر و دختر بە همدیگر از محالات است، چرا کە بە دلیل کروی بودن زمین عملا امکان دسترسی و رد شدن از زیر رنگین‌کمان میسر نمی‌باشد.
این نوع شیوه‌ی آموزشی غیرمستقیم ، برای اقناع کودک بە این کە دسترسی بە هر آرزویی ممکن نیست و این درس بزرگ زندگی است، کە در سنت کوردی، بە خوبی آوردە شدە است.

٭ویژگیهای خاص شعر
این شعر هماند شعر گلچین گیلانی، شعری ریتمیک و مروج فرهنگ دوستی است، اما نه تنها ترجمه ای از این شعر نمی‌باشد، بلکه دارای یک تفاوت کلی نیز می‌باشد.
گیلانی در شعر خود، فضایی ریتمیک، و صرفا متکی بر حس نوستالوژیک کودکی خلق کرده که به دور از هیاهوی شهر و قیل و مقال آدمی در جنگلهای گیلان، چست و چابک، کودکانگی می‌کند.
در شعر بیگی، فضا، ترکیبی از نمادهای روستایی و طبیعی و شهری است.
خانه، پشت‌بام، سیاه چادر، خیابان ، کوچه و … المانهایی هستند که در کنار آهوان نر و ماده، کوه و درخت و سبزه زار و … قرار گرفته‌اند.
وی همچنین، تحقق مهر و دوستی را در وجود دنیایی عاری از جنگ می‌داند.
سرزمینهایی خالی از درد و عذاب، خشکسالی، سردی، زردی، دلهای سنگ و …

و این رویکرد اجتماعی، بیانگر رویکرد اجتماعی و واقع‌نگری بە دنیای پر از جنگ اطراف شاعر است کە میهن “وڵات، نێشتمان” او، در هشت سال دوران دفاع مقدس آماج تحمیل جنگ از سوی رژیم بعث صدام بود و او در ٱن هنگام کودکی کلاس چهارم ابتدایی بود کە نمی‌توانست بە دلیل اشغال زادگاهش فرخ‌آباد “زەڕووش ـــ زرگوش”، در نقطەی صفر مرزی شهر مهران، چست و چابک و در فراق رمەهای آهویی کە رِمە”صدای مهیب انفجار”، ٱنها را کشته بود، بی‌خیال از دنیای اطراف و روزمرەگیهای خود، بە حس نوستالوژیک کودکانەای پناە ببرد.
بیان وقایع روزمرە و تاثیرپذیری از آنها، از نشانەهای هنرمندان مدرن است کە الزاما می‌بایست در میان جامعە بزیند و نە در غارهای تنهایی کودکانەی خود.
بە همین دلیل شاعر گریزی بە این مسایل می‌زند و با معصومیتی کودکانەتر می‌سراید:

ئی مناڵان!
ئەی هەڤاڵان!
هەی ئەرێ هەی زاڕووەیلەی ژیر، دەواران!
دۊر لە گرمە
دۊر لە گرمەو تەقەتووقە
دۊر لە جەنگ و دەنگ شەنگ و گوله ولە
لەی سنوور سەرد دەردە
لەی دڵەیل راقِ دەردە
نێشتمانِ سانِ سەردە
لەی وڵاتِ هشکِ زەردە
هشکەساڵِ سەردِ سەردە
کوردەماڵِ پڕ لە دەردە
.
او دنیای پیرامون خود و وضع موجود را دردآور، سرد، ینگ و … بی‌احساس می‌داند، همە را سرزمین جنگ زده و پر از صدای گلول

ە و حتی این خانەی کوردی “کوردەماڵ” را هم، و راە گریز را همانند گلچین گیلانی، خزیدن و گم شدن در تنهایی خود و خلوت جنگلهای گیلان و رویای صادق کودکانەی خود نمی‌داند، و البتە در دیدگاە خود، بە بزرگترها کە بە دنبال جنگ و جدایی و خشونت¬ان

د دل‌نبستە، و کودکان را، رفیقان همراە خود می‌داند و آنها را خطاب قرار دادە و می‌گوید:بیایید بگوییم کە باران، مظهر باریدن بدون تبعیض، سمبل تراوت و تازگی و مهر و دوستی، خوب است،بیایید تا با همدیگر بمانیم و با همدیگر بباریم ، و غم از دلها و جنگ را ازدنیا بزداییم.و این دیدگاە و پیام انسانی، شعر او را از شعر گلچین گیلانی دور و دورتر می‌کند.
این واژەها، همچنین در ادبیات فولکلور کوردی فەیلی، بە شکل زیر کاربرد دارند.
ــــ ترانەی باران
کودکان کورد فەیلی، در استان ایلام، بە هنگام بارش باران معمولا بە پشت‌بام و یا داخل کوچە و خیابان و حیاط رفتە و دسته‌جمعی ترانه‌ی زیر را می‌خوانند:
واران وارێ وه خشێ
خودا باوگم نەکوشێ
یعنی: باران می‌بارد، بصدای خش خش و نرم نرم/خدا، پدرم را نکشد
گاە “برادر،مادر،خواهر” و یا عزیزان دیگر هم جایگزین کلمەی ” پدر” می‌شود.
در این شعر خوانی گروهی، کە با کف زدن و دویدن و خیس شدن در زیر باران و …همراە است، کودکان هم واقعا کودکانگی می‌کنند، هم ترانە و سرود جمعی خواندن را تمرین می‌کنند، هم بازی و کار جمعی را تجربە می‌کنند و هم کودکانە، بە دعا و نیایش می‌پردازند.
اگر بە متن دعا هم توجه بکنیم ، می‌بینیم کە در نوع خود آموزندە است، چرا کە کودک، بە همراە هم‌سن و سالهایش و در قالب یک شعر و ترانەی کوردی ویک بازی و شادمانی، بە شکل غیرمستقیم، در حق ‌خانوادەاش، بە ویژە پدر ، دعا می‌کند و در ضمیر ناخودآگاە جمعی همەی آن کودکان، خود بە خود، تحکیم بنیاد خانواده، نقش می‌بندد.

٭طبیعت‌گرایی
طبیعت‌گرایی از جمله ویژگیهای لاینفک شعر کوردی هجایی، کلاسیک و حتی مدرن به شمار می‌رود.
در اشعار هجایی، تکرار مفاهیم و مضامین و روایت طبیعت‌گردی چنان نمود دارد که گاه این موضوع ، شعر را در حد یک نظم که خاطره‌ای را بازگو می‌کند تقلیل داده است.
این ویژگی به ویژه درحوزه‌ی شعر کوردی جنوبی “فەیلی”، از غلظت بیشتری برخوردار است.
این تیپ شعرها، معمولا کلیشه‌ای و سرشار از حسی نوستالوژیک و در زمره‌ی ادبیات شبانی احساسی به شمار می‌روند.
اما رویکرد شاعران نوسرای معاصر به این مقوله متفاوت و پیرو رویکردهای نوین جهانی است که در این رابطه می‌بایست اشعار “شیرکو بیکه‌س” شاعر جهانی کورد را در اوج این نگاه تازه ولی در ادامه‌ی شعرهای فاخر نسل‌های پیشین دانست.
رویکرد بیگی را نیز در اشعارش به طبیعت گرایی، می‌توان از جنس رویکردهای نوگرایانه و گاه پسامدرنی نیز دانست. وی رویکردی بوم‌گرایانه به طبیعت گرایی دارد.و یکی از جلوه های جذاب شعرهای بیگی توجه بیش از حد به جلوه های طبیعت و آرایه تصویرهای زیبا و دلنشین از طبیعت است که شعرهای وی را خواندنی می‌سازد . به گونه‌ای که به ندرت می‌توان در بین شعرهای وی شعری یافت که در آن اشاره‌ای به طبیعت و مظاهر طبیعی مثل گل ، درخت ،جنگل ،کوه، دشت،و باران نشده باشد به گونه‌ای که متاسفانه گاه حتی لذت ترویج شکار را و کندن درخت کج (داره هه له ) که نماد خرافات در استان ایلام است ، خود ضد آرمان طبیعت‌گرایی است، ترویج می‌کند
کامران رحیمی درباره ی طبیعت‌گرایی در شعرهای کودکانه ی بیگی چنین می‌نویسد:

«زیست‌‌بوم ، برای او، صرفا در محیط زیست و القا و بیان حسی نوستالوژیک خلاصه نمی‌شود، بلکه با نگاهی مدرن، منظورش از علاقه به زاد و بوم را در مجموعه‌ای از طبیعت گرایی و فرهنگ و … می‌داند.”
وی، در واژا ، مجموعه¬ ی دوبیتی‌هایش، نیز به طبیعت‌گرایی گرایش دارد.«طبیعت‌گرایی جز جدایی‌ناپذیر ادبیات کوردی است. این همراهی انسان و طبیعت به گونه¬ای است که گاه به همسانی می‌رسند.»( ئه وین فتاحی، ۱۳۹۱)
شاعر هر جایی که مجالی برای تصویرگری یافته است، طبیعت را در شعرش نقاشی کرده است:در مجموعەی نادیارا نیز این خصلت بە چشم می‌خورد.
در بعضی جاها، بیگی، با دیدی قالبی، بە سراغ شعر هایکو رفتە است و خود را مقید بە این کردە است کە هایکوهااز سە بند تجاوز نکردە و یا اینکە حتما دارای فصل‌واژەهایی کذایی باشد. مثلا موضوعش حول طبیعت باشد. مثل هایکوهای شماره ۱
« ئەور، بێ‌حەوسڵه / ئاسمان، وە پەڵە /چەم، گوڵ‌دڕِگێگ سوور.
و هایکو شمارەی ۲:
ئەورێگ بڵاچان /خاوێگ ئەڵواڕکیا /خارچِگێگ کەفت»( فواد مظفری، ۱۳۹۱)
«در مجموعەی شعر “زایەڵە”، کە بە مجموعەی برگزیدە در فستیوال شعر منطقەای بانە، اختصاص دارد، شعر “وهار” از مصطفی بیگی، بە چاپ رسیدە کە برداشتی آزاز از شعر “بهار ، احمد شاملو” است و بە وضوح، طبیعت‌گرایی بر اساس فرهنگ کوردی، بە عنوان نماد عشق بە معشوق و طبیعت بە کار رفتە کە خود یک رویکرد عمومی و کلاسیک، در شعر جهانی و بە ویژە اروپایی است.»( مجم

وعەی اشعار برگزیدەی فستیوال شعر منطقەای بانە، ۱۳۹۴)
وی همچنین در شعر “سێ پەری” کە تحت تاثیر شعر “پریای شاملو” ٱن را سرودە، باز هم رویکردی کوردانە بە طبیعت گرایی و رسم و رسوم و سنت‌های¬جاری در استان ایلام دارد.
” ۱ـــ پری‌ها و دیوها و

اجنە، غروب پدیدار می‌شوند:
خوەرئاوا، نزیک وە شەو /٭ترجمە: در نگام غروب، متصل بە شباهنگام
۲ـــ پدیدار شدن در جنگلها و برخی درختان که در زیر درخت وەن، یا بنە، قرار دارند.
۳ـــ شهر پری‌ها و اجنە، در طبیعت کوههای دوردست و رازآلود قرار دارد.”
دە چیا، /دە چیای بەرز و چک و چووڵ /سێ پەری /دەمەڕۊ ئەڵاژیاۊن
٭ترجمە:در کوە،/ در کوهی بلند و خالی و خلوت
سە تا پری، دمەرو، از غصە ، دراز کشیدە بودند. . .( ماهنامەی رێزان، ۱۳۹۴)
٭طبیعت‌گرایی بە مثابە، تقابل با مدرنیسم
اگر چە یکی از دستاوردهای دنیای مدرن و پسامدرن، توجە ویژە بە مقولەهای زیست‌محیطی است، اما هجمەی ورود بی‌محابای مدرنیسم رضاخانی، زندگی طبیعی و طبیعت‌گرایی را در ایران، بە مخاطرە انداخت.
در غزل “سکانسێ تر ؛ سکانسی دیگر”، بیگی این تقابل را در قالب وارد کردن رنگهای سەگانەی چراغ قرمز ، در سر یک چهارراە و باریدن باران و برف بر سر دختری دستفروش ـــ گلفروش، و با پژمردە شدن گل‌های بغل دخترک، باران و برفی کە در آغوش او و بر روی گلهایش آب شده و با خودش، بر سر چهار راە دنیای ماشین‌زدە پژمردە می‌شوند، بە نمایش می‌گذارد.
“گڕێ سوورە،/ گڕێ سەوزە، /گڕێ زەردە، / کِ هێمان؛
ده نام ِ باوِشێ سیسێ چەپەی گوڵ، / وەفر،/واران” ( سکانس یەک، ۱۳۹۴)
علی الفتی، نیز بە همین ویژگی اشارە دارد و می‌گوید: یک پایەی اصلی شعر بیگی، طبیعت و المان‌های موجود در آن است.( ماهنامەی مهاباد، سال ۱۵: ۵۹)
دکتر محمد علی سلطانی، بیگی، را در شعر نیمایی بلند “نوێژ”، شاعری “طبیعت‌ستا” می‌داند و اشارە دارد، “ریشەهای طبیعت‌ستایی وی در درون‌مایەی عرفان شرقی و شعر سپهری است، اما شاید عمیق‌تر از همەی اینها بە آن پرداختە شدە باشد ، چرا کە نە نشانی از آدم رمانتیسم در آن پیداست و نە بە کشف و شهودهای آنی عرفان شرق دور محدود می‌شود و بە دلیل بهرە بردن از آبشخورهای فرهنگ و ادبیات طبیعت‌محور کوردی، و آموزەهای فرهنگی کوردی، کە احترام بە طبیعت را بسیار مغتنم و واجب می‌داند، و نیز پیوندعمیق میراث‌های کهن ادیان باستانی از میتراییسم تا زرتشت و مانویت و … و اسلام، با طبیعت‌گرایی باعث تحکیم پایەهای این بینش در شعر شاعر و دوری از سطحی‌نگری ایشان شدە است. (محمدعلی سلطانی، ۱۳۹۴ :۱۱۳)
حرکت به سوی طبیعت و یکی شدن با آن در شعر «ویر واران» دوران کودکی را برای شاعر تداعی می‌کند.
خەێگە ویرم
زاڕووێ بۊم
گشتێ سەوزلانی .
بی‌شک این عبارت زیبا از گلستان سعدی را در ذهن تداعی می‌کند که باران رحمت بی‌حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی‌دریغش همه جا کشیده .
این شعر باز آفرینی واقعیت‌های عمومی زندگی روزمره‌ی مردم است.
دۊر لە گرمە /دۊر لە گرمەو تەقەتووقە /دۊر لە جەنگ و دەنگ شەنگ و گوله ولە
در کنار نقش‌های جنسیتی به جای پدیده کشش‌های جنسی که می‌تواند یکی از موضوع‌های برجسته در شعر واقع‌گرا برای نوجوانان باشد . به بسیاری از احساسات آنها از راه همذات‌پنداری با شخصیت های همسان در شعرش پاسخ دهد.
دۊەتەڵان وە هیکە هیکە /کوڕگەلە وە فیکە فیکە /چەپڵە چەپڵە

کودکان در این شعر دنیایی پر از تنوع و تازگی دارند. نویسنده به درون زندگی کودکان می‌رود و از زبان آنان زندگی‌شان را روایت می‌کند و خیزش و شور و شوق آنان را به نمایش می‌گذارد .او می‌خواهد خودباوری را در آنها نیرو ببخشد.
بان گرِن ئەو وەر؛ هەڤاڵان / قیڕنن تا بانِ بەرزان
در این شعر بیان می کند که نوجوانان بیش از هر گروه سنی دیگر به خندیدن نیاز دارند نوجوانان نیازمند آموختن راه‌حل‌های شاد و پرانرژی برای کنار آمدن با مسائل روزمره‌اند و ادبیات دوره نوجوانی باید افزون بر آموزنده بودن ، بتواند راهگشای نوجوانان باشد
در این شعر صدای نوجوانان آن هم نوجوانان روستایی در ادبیات کودک و نوجوان باز تاب می‌یابد.
در این شعر شاعر خود را با پدیده های طبیعی همراه و همگام می‌سازد.
چۊ کەڵ‌ئاسکێ /چۊ مێ‌ئاسک / گەردِ ئاهوو/ وەچکە ئاهوو
شخصیت در شعرهای بیگی از شخصیت‌های انسانی فراتر می رود و خلق و خوها و حالات روانی و رفتاری انسانی را در نوع شخصیت‌های حیوانی و گیاهی و غیر جاندار متجلی می‌کند .
حضور جانوران در شعر ناشی از سه زمینه هستند.
الف-زمینه زیست عاطفی که از همزیستی انسان از سال های بسیار دور با حیوانات اهلی و همچنین مبارزه و کنترل او برای رام کردن حیوانات وحشی ریشه می‌گیرد.
ب-زمینه‌ی اساطیری، که بسیاری از حیوانات در اسطوره و داستانهای اسطوره‌ای حضور داشته‌اند و انسانها این حضور را در افسانه‌ها و سپس قصه‌های شفاهی و مکتوب حفظ کرده‌اند. همچنین برخی از حیوانات برای طوایف گونا

گون توتم محسوب م‌شوند و از میان سه نوع توتم گیاهی ، اشیاء و جانوری ، توتم حیوانی از همه مهمتر است و دلیل آن هم وابستگی انسان عصر شکار به جانوران است.
پ-زمینه روانی که برگرفته از متون دینی به خصوص اوستا ،تورات،انجیل و قرآن است.(محمود ح

کیمی،۱۳۸۲ :۲۴۹-۲۴۷)
این شعر، سخنی آموزشی و تربیتی است که در آن آهو به عنوان الگو مطرح شده تا انسان در کار کردن و اعتماد به نفس و دور کرد صفت تنبلی و تن پروری از خوداز آن پیروی کند. بنا بر این استفاده از نام حیوانات برای هدف و نتیجه‌گیری حکیمانه و عبرت آموز، موعظه و ارشاد و طرح ضرب‌المثل بوده است .
آهو: واژه آهو در اوستا به صورت صفت آمده است «نام آهو در فارسی آهوک (ahuk) در پهلوی، جانوری که در تازی غزال خوانند از صفت (aasu) می‌باشد. اسو در اوستا و در سنسکریت به معنی تند و چست و تیز است و چون آهو جانوری است تندرو و چست، خود صفت آسو (=تیز، تند) نام آن گردیده است
(فرهنگ ایران باستان، پورداوود، ص ۲۲۲)
مطالعه در مصنوعات ما قبل تاریخی انسان مانند ، نقاشی خورشید و حیوانات مرتبط با آن مانند عقاب، شیر، گاو، گوزن و بز کوهی در آثار سفالی که به هزاره ی چهارم پیش از میلاد برمی‌گردد، دیده می‌شود.
«هر یک از اقوام باستانی، بز کوهی را مظهر یکی ازعناصر مفید طبیعت در نظر می گرفتند. مثلاً در لرستان، سمبل خورشید و گاهی اوقات هم نمادی از باران است؛ چرا که در آن زمان ماه را مرتبط با باران و خورشید را مربوط به گرما و خشکی می‌دانستند. همچنین بین بز کوهی با آن شخهای خمیده و منحنی و هلال ماه رابطه‌ای وجود داشت. به همین علت بود که اعتقاد داشتند شاخ های قوسی شکل بزکوهی می‌تواند باعث بارش باران شود. در شوش و ایلام باستان، بز کوهی سمبلی از کامیابی و نیز خدای زندگانی گیاهی بود.» (http://tamadonema.ir/نماد بز کوهی در ایران )
بنابراین بیگی از این حیوانات همواره با مضمون آبخواهی، زایندگی، فراوانی نعمت و محافظت و اعتماد به نفس و صفت چُست و چابکی در شعر خود یاد می کند .
سەوز دکردم
رەوز دکردم
وەردِ کەڵمەس
وەر ژە هیروو
شاعر نشاط و رشد و بالندگی خود را با گلها و گیاهان که بخش جدایی ناپذیر از دنیای احساسات و عواطف انسانها بوده همراه می‌سازد. گل ها که پیام آور عشق و زیبایی و جذابیت بی‌انتها هستند .گل حسرت و گل هیرو که معمولا در پاییز و بهاران هنگام بارش باران سبز می‌شوند و نوید بخش پایانی زیبا و زندگی دوباره هستند و هر کدام حرمت، قداست و فواید خاص خود دارند.

گوڵ ِ که‌ڵمه‌س یا گل حسرت
٭نتیجەگیری
شعر “وارێ واران ؛ می‌بارد باران” از سرودەهای کودکانەی مصطفی بیگی متخلص بە رودوس فەیلی، اهل استان ایلام، برداشتی آزاد است از شعر “باز باران ـــ گلچین گیلانی” کە نوعی موفق بحرالطویل با رویکرد شعر نو در شعر فارسی بە شمار می‌رود.
وی این شعر را بە گویش کوردی فەیلی (پهلەیی ، فهلەوی، پاڵەوی ) لهجەی کوردەکارە (کە ادامەی همان کوردشبانکارەی ساسانی و خاص شمال استان ایلام و خانەقین می‌باشد) سرودە کە با لهجەهای کوردەلی ایل کورد در جنوب استان ایلام و نیز لهجە ایل کلهر تفاوت دارد.
این شعر سرشار از حس نوستالوژیک کودکانە می‌باشد و شاعر در آن، عنان شعری و یا همان جریان سیال ذهن خود را بە دست کودک درونش دادە و بخشی از خاطرات و احساسات نوستالوژیک کودکانەی خود و یا تصورات توام با غمیادهایش “حس نوستالوژیکش” را در آن بە تصویر کشیدە است.نوستالوژیک بودن خاطرات کودکی و از دیگر حس نوستالوژیکی کە از باریدن باران، در همگان بیدار می‌شود، در این شعر بە نحو زیبایی تلفیق شدە است.

در فرهنگ و ادبیات فولکلور کوردی فەیلی ، کە “پهلەوی نوین” بە شمار می‌رود، و همچنین در میان سایر اقوام کورد، باران “واران” و سەربان”پشت بام” ، ماڵ “خانە” و کودک “مناڵ، منداڵ، زاڕۆک، زاڕوو” سە کلیدواژەی مهم و محرک عواطف و احساسات بە شمار می‌روند.
٭ریتم ، میراث شعر فولکلور کودکانەی کوردی
در شعر فولکلور، ریتم و موسیقی درونی و جانبی، بسیار مهم است.
این موضوع آنقدر اهمیت دارد کە گاە صرفا بە جهت تکرار و ایجاد ریتم و تکمیل فرم و قالب شعر، و بدون هیچ‌گونە معنایی مورد استفادە قرار میگیرند.
بە نمونەهای زیر از شعرها و بازی‌ــ ـ‌شعر های کودکانە، در کوردی فەیلی توجە کنید:
۱-نمونەی اول
هەتەتەر تووتە مەتەر / پەنجە وە شیر بانێ شەکەر
کە مصرع اول کاملا بی‌معنی است.
۲ــــ نمونەی دوم
ئەڵەڵ بەڵەڵ کەڵکامە /شەتِگ شیرِگ شەمامە
کاسەی مەویژ پێ پۊش / خاتۊن دِوِت، پات ئەڵکیش
در این نمونە نیز، مصرع‌های دوم و سوم، فاقد معنایی مشخص می‌باشد.
در این شعر نیز بیگی، نشان دادە کە با بهرە گرفتن از اصل تکیە بر خلق ریتم و موسیقی درونی، با تکرار کلمات و همحروفی در کلمات، مقفی بودن کلمات و …. و حتی هم‌شکلی در نوشتن واژەها، هم می‌تواند، بە خلق هنرمندانەتر شعرش کمک کردە باشد.
خلق ریتم، موسیقی درونی وموسیقی جانبی، وزن، سج

تمدن ما

نمادهای جانوران در اندیشه ی ایرانیان

استاد فریدون جنیدی در پیشگفتار نامه ی ” نقش جانوارن در سخن سعدی ” نمادها و نشانه های برخی از جانوران در اندیشه ی مردمان و نویسندگان ایرانی در گذر روزگ…

ع، ایهام، و … همەی تکنیک‌های نو وکلاسیک و سنتی بستگی بە چگونگی بە استخدام گرفتن واژگان دارد.
شاعر می‌تواند با بە کارگیری بەجای آنها، “فرم” و “معنا” را در شعر خلق بکند و وجەی هنری و جاودانگی اثر خود را بیش از پیش القا نماید.
بە نمونەهای

زیر توجە کنید:
تکرار مصرع “وارێ واران” ، بە ایجاد ریتم و موسیقی کمک کردە و می‌دانیم کە بارش باران نیز، خود دارای ریتم و موسیقی‌های گوناگون خاص خود می‌باشد.
بە مصرعهای زیر توجە کنید:
۱ـــ جوور جاران /جار جاران /
۲ـــ جگڵە جگڵە “کم کم” /
۳- ئەی مناڵان /ئەی هەڤاڵان
قەوم و کاران
۴- فیکە فیکە/ هیکە هیکە
۵ــ یا دە ئاسوو/ ده سەرئاسوو/ هەر گوڵِ سوو
۶ـــ دۊر لە رمە /دۊر لە گرمە و تەقە تووقە /دۊر لە جەنگ و دەنگ شەنگ و گوله ولە
در این بند، از اصواتی همچون تەقە “صدای شلیک تیر و تفنگ”، تووقە “صدای انفجار بمب”، رمە “صدای انفجار و خرابی” ، “گرمە” صدای انفجار مین،
و نیز هم‌وزنی “جەنگ” و “دەنگ” و “شەنگ = گلوله” و همچنین “گوله” و “ولە” با همدیگر، فضای متشنج و پر از انواع انفجار و درگیری‌ها را در ذهن ترسیم می‌کند.
زبان آرگو برای خلق “گوله ولە” کە معادل “گلوله پولولە” در زبان کوچەبازاری فارسی است، مورد استعمال قرار گرفتە و در عین حال این ترکیب یادآور کنایەی “گولەی ول” کە بە معنای تیری سرگردان از عالم غیب است، می‌باشد.
این ترکیب نشان دهندەی هرج و مرج شدید و هرکی بە هرکی بودن و نهایت بدشانسی کسی می‌باشد و در فرهنگ عامە کورد، کاربرد فراوان دارد،
۷ـــ لەی سنوور سەرد دەردە/ لەی دڵەیل سەرد بەردە
نێشتمان سان سەردە/ لەی وڵات هشک زەردە
هشکەساڵ سەرد سەردە /کوردەماڵ پڕ لە دەردە
در این مقطع، با تکرار حروف هم‌وزن و هم‌قافیەی سەرد، بەرد، دەرد، زەرد ، و بسامد کلمات همحروف و بە ویژە فراوانی کاربرد حرف “س” هستیم کە همەی اینها بر القای فضایی سرد و پر از درد کە پیامد جنگ است، حکایت دارد.
در قسمت‌های دیگر شعر نیز، با استفادە از این تکنیک، در خلق فضاها و تداعی معانی کمک شدە است.
وزن هجایی و مبنای تکیە بە تشدید این وضعیت کمک کردە است.

منابع :
– ادبیات کودک،یادداشتی بر شعرهای کودکانەی رودوس فەیلی،مولف: کامران رحیمی.
– زایەڵە،مجموعەی اشعار برگزیدەی فستیوال شعر منطقەای بانە،۱۳۹۴، نشر گوتارص۸۱ .
– سکانس یەک، وضعیتی متفاوت در غزل کوردی، نقدی بر غزلی کوردی از مصطفی بیگی، فریاد شیری، ماهنامەی درگاە، سال چهارم، شمارەی پیاپی ۱۲، ص ۶.
– فرهنگ ایران باستان، ابراهیم پور داود، نشر دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۵۶٫
– ماهنامەی هایا، سال چهارم، شمارەی پیاپی۱۳ و، پاییز و زمستان۱۳۹۴ ص ۱۱۳ .
– ماهنامەی رێزان، شمارەی ۷، خرداد۱۳۹۴، ص ۶٨.
– مبانیادبیات کودک و نوجوان ،محمود حکیمی –مهدی کاوش ،تهران ،انتشارات آرون ،۱۳۸۲ .
– مقالەی دو هوابربام یک شاعر،فواد مظفری ،کوشک، سال دوم، شمارەی ۱۲، اسفند۱۳۹۱.
– مقالەی گزارشی از سە مجموعەی شعر مصطفی بیگی، علی الفتی،ماهنامەی مهاباد، سال ۱۵، شمارەی ۱۷۴، ص ۵۹.
– مقالەی نوێژ، نقدی مثبت بر یک نیمایی بلند از مصطفی بیگی، بە قلم استاد دکتر محمد علی سلطانی.
-نگاهی به ادبیات کودکان فرانسه( مجموعه مقالات ). مترجم یهاره بهداد .
– واژا ، فراتر از دوبیتی، ئه وین فتاحی، کوشک ، سال دوم، شمارەی ۱۲ ، اسفند ۱۳۹۱.
– هفتەنامەی ‌سیروان ، شمارە ۹۰۳، سال هجدهم ، ۱۷ مهر ، سنندج،ص ۴٫
– ۱۷ مقاله در باره ی ادبیات کودکان ،معصومه سهراب (مافی) ،تهران، ۱۳۷۲٫

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.