رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ | 19 Aug 2018
خانه » اخبار » تحلیل امر روزمره با تاکید بر المان های شهری اتوبان غربی شهر کرماشان
تحلیل امر روزمره با تاکید بر المان های شهری اتوبان غربی شهر کرماشان

این نوشتار حاصل همفکری، گفتگو و زحمات دوستان عزیز مصطفی باقری آشنا، کیومرث فتحی، شهریار طهماسبی، اردشیر موسوی، محسن صفاریان، هنرمند عزیز حسین صفامنش، خانمها پروانه خدیوروصبا حیدریان است.

تاریخ انتشار : ۷ بهمن ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی 

ارسلان هدایتی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی

مقدمه:

به تنهایی در درازنای یک خیابان ِ تنها گام برداشتن جزیی ازطبیعت ِ فیلسوف است. “نیچه”

آنچه در زندگی روزمره روی می دهد را نه می توان با مفاهیم انتزاعی فلسفی تبیین کرد و نه با رویکردهای کلاسیک جامعه شناسی! هر دوی این دسته با صدور احکام کلی در این باب، به لایه های زیرین زندگی روزمره نفوذ نمی کنند و هر آنچه را که هست را بعضا با صدور احکام اخلاقی زندگی روزمره را پست و حقیر برمی شمارند و بدون آنکه مقولات تاریخی و از همه مهمتر انضمامی بودن زندگی روزمره را در نظر بگیرند مسطح و یکدست بودگی و یکپارچگی را از زندگی روزمره بازنمایی کرده اند و از  پروبلماتیزه بودن این امر و آشکار ساختن تناقضات و تضادها و توان های بالقوه در آن؛ دور شده اند. بنابراین نظریه پردازان انتقادی معتقدند که زندگی روزمره یک کلیت در خود فروبسته نیست و باید آن را در قیاس با تحولات تاریخی اجتماعی و تاثیرات نظام ها و ساختارهای کلان سنجید! بر همین اساس در جامعه ای که هر روز شدت و سرعت تغییر و تحولات رو به افزایش است جعیت شهری رشدی صعودی دارد و از طرفی همین شهرهای بزرگ هر روز بر تعداد خیابان ها و میدان ها و پاساژها و اتوبان هایش افزوده می شود ژستی فیلسوفانه به خود گرفته و در کنج خلوت با صدور احکام کلی اخلاقی و تقسیم بندی های سیاه و سفید{زندگی والا و زندگی روزمره پست} و یا رادیکالهای انقلابی کافه نشین که منتظر بسیج شدن ارتش بیکاران و انقلاب اتوپیایی آنها؛ نه چیزی را تغییر خواهد داد و نه منتج به شناخت و درک درست از جامعه خواهد شد. آنچه که ما را مصمم به تحلیل المان های شهری نمود نه ایده ای نو است در جهان و نه حتی در ایران! شارل بودلر  شاعر فرانسوی اولین کسی بود که با توصیف و تحلیل سوژه پرسه زن الگویی شد برای کشاندن جامعه شناسی به خیابان! بعدها کسانی مانند زیمل و والتر بنیامین بیشتر به موضوعات اجتماعی در شهرها پرداختند و در ایران  این سنت دکتر یوسف اباذری استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران بود که برای اولین بار در دهه هفتاد دانشجوانش را به خیابان می برد و از آنها می خواست که مسائل اجتماعی را تحلیل کنند! اما چرا کرماشان را به عنوان میدان مطالعه خود قرار دادیم دلایلی متفاوت دارد و ساده ترین جوابش این است که بزرگترین شهر کوردنشین ایران است و از طرفی این شهر با تمام ناهمسان بودن(دینی و قومی و لهجه ای) و تاریخ صد ساله قربانی شدن همسان شدن اجباری فضایی خاص و پر از تناقض را ایجاد کرده است که تا بدین روز کمتر کسانی(مانند جامعه شناسان و فیلمسازان و فیلسوفان و مردم شناسانی) بدان پرداخته اند و بیشتر دست نخورده و ناشناخته باقی مانده است و هیچکدام از مسائل این شهر به صورت تبارشناسانه مورد جرح و تبیین قرار نگرفته است. و اما در  میدان مطالعه(شهر کرماشان) اتوبان غربی کرماشان(از میدان امام حسین تا میدان آزادگان)به عنوان نمونه مورد مطالعه مورد تحلیل قرار گرفته است و دلیل اصلی آن است که این تحلیل تنها یک قسمتی نیست و در برنامه های آینده مکانهای دیگر مورد تحلیل قرار می گیرد و از همه مهمر این اتوبان به علت طول ۱۲ کیلومتری آن از انواع شهرک ها و مکا نهای مختلف طبقاتی و قومی می گذرد و از طرفی دیگر این اتوبان تازه ساخت و بوده و از نظر عددی بیشترین تعداد المان شهری در این مسیر قرار گرفته است.

  • امر خیابانی

دو شیوه از تحلیل جامعه شناسانه در باب خیابان وجود دارد:

دسته ای که به امور اجتماعی در خیابان ها میپردازند و دایه اصلی این شیوه تحلیل را جمعیت تشکیل می دهد! بنابراین آنها بر گروه ها و طبقات و جنسیت در خیابان  متمرکز می شوند و تا حدی به مردم شناسی نزدیک می شوند و رویکردی محافظه کارانه به جمعیت دارند و جمعیت را به عنوان یک قدرت و یا پتانسیل قدرت تعریف می کنند.

دسته ی دیگر خیابان را آمیخته ای از امور بصری و تصوری که وضعیتی روانی پایدار را برساخته می کند بر پایه جمعیت، تحلیل می کند و خیابان چیزی است که  با تصورات از مردم به واسطه بازنمایی هنرمندان و نقاشان و فیلمسازان و مجسمه سازان و … برساخته می شود(مانند آن شناخت که ما از شهر لاس وگاس آمریکا به واسطه فیلم “کازینو” ساخته  “مارتین اسکورسیزی” پیدا می کنیم). کسانی مانند بودلر و والتربنیامین و گئورک زیمل در این دسته جای می گیرند و معتقد بودند که خیابان لبریز است از امور سیال و تصادفی و جمعیت و پرسه زن در اینجا هم تماشاگرند هم تماشاچی! در هر دو مورد بالا امر سیاسی پیوند ناگسستنی با جمعیت دارد چه رویکردی محافظه کارانه جمعیت را به مثابه قدرت در خیابان می نگرد و چه رویکرد انتقادی که دست قدرت را بر جمعیت ناگزیر می داند! بر همین اساس فضای شهری بخشی لاینفک از فضای عمومی شهر است که آمیخته ای از ساختمان ها و بناها و رفتارهای اجتماعی و برخوردهای از پیش تعیین نشده است و فضاهای مختلف در شهر توالی و تناسب آنها با یکدیگر بیشتر دارای اهمیت فرهنگی است: فضای شهری در ذهن شهروند نقش می بندد زیرا عموم مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند این نقش بستن به نوعی هویتی نانوشته برساخته می کند و ذهنیت نسلی را شکل می دهد برای مثال خیابان های قدیمی را با نام های جدید به همان نام قدیم در زندگی روزانه شناخته و کاربرد دارد! بنابراین فضای شهری به نوعی هویت کلی شهر را بر اساس هویت های محیطی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و کالبدی و فضایی ایجاد می کند.

  • اشیا – اشیا در خیابان

اولین کسی که اهمیت سیاسی اشیا را برجسته کرد و به نوعی حیات پروبلماتیک او را اثبات کرد کارل مارکس فیلسوف آلمانی بود او هنگام تئوری پردازی تولید کالا به ما نشان می دهد که چگونه شی از انسان جدا می شود و حیات مستقل خود را تشکیل می دهد و نفر دوم بعید نیست که اندیشمندی دیگر از سرزمین فلسفه باشد! زیمل در باب پول جامعه شناسانه از تولد تا استقلال پول از انسان را به تصویر می کشد به هر حال هر دو فیلسوف  یک مخرج مشترک از اشیا(پول نیز به عنوان کالا) دارند: روابط انسان ها را تغییر دادند!  و بعدها متفکرانی چون ژان بودریا  اشیا را به عنوان یک نشانه در نظر گرفتند که معنای خود را از نظام منسجم نشانه ها کسب می کنند و  اشیا نظامی پیچیده از بازنمایانگر طبقه اجتماعی و جایگزینی برای فقدان و روابط عاطفی و احساسی است و از طرف اشیا ستون اصلی نظام مصرف را تشکیل داده اند.

از اولین شی که انسان برای شکار به کار گرفت تا زمان کالا به کالا و بعدا پول با کالا، نشان از حیات ضروری و نا منکریتش در زندگی و احاطه کردن تقریبا تمام زندگی انسان است. اما تمام اهمیت اشیا بدین جا خلاصه نمی شود؛ دکتر عباس کاظمی به نقل از آریون آپادورای(جمعه شناس آمریکایی هندی تبار) زندگی نامه اجتماعی و فرهنگی را برای اشیا روایت می کند اینکه شی می تواند در حکم یک رابطه اجتماعی ظاهر شود مانند هدیه و از طرفی نباید اشیا را ساکن و منفعل و بی جان و بی اراده فرض کنیم بلکه آنها حیاتی مستقل و دوسویه و تاریخی دارند؛ اشیا تاریخ خود را خلق می کنند با انسان ها تعامل می کنند و بین خودشان شبکه ای از روابط فی مابین دارند و در نهایت زندگی اجتماعی خود را می سازند!

اما مهمترین بخش نظریه های اشیا این است که که خوانش های تقلیلی از اشیا ما را از درک روابط پیچیده اشیا با انسان بازخواهد داشت نظریه های مارکسیستی در این باره بشدت ذاتگرا و تک بعدی هستند و انسان را منشا کائنات قرار می دهند و به نوعی درجه بندی اخلاقی را بین انسان – طبیعت – شی قائل می شوند بنابراینبه جای انسان مداری پارادایم انسان وارگی را پیشنهاد شده است و تنها  با قبول چنین طرحی است که می توان به شناختی درست و دقیق از رابطه میان اشیا، افراد و سایر چیزها دست یافت همان چیزی که با نام مطالعات فرهنگی مادی نام گرفته است:  ازطرفی از سنت بت واره انگاری کالا در نگاه مارکسیستی دوری میکند و از طرفی از تقلیل اشیا به متن های نیازمند نشانه شناسی و تحلیل محتوا فاصله می گیرد و اشیا به عنوان بخشی مستقل از انسان و از طرفی در ارتباط تنگانگ با ما! بنابراین ما اشیا پیرامون خود(در این مورد المانهای شهری کرماشان) با نگاهی تبارشناسانه و در ارتباط با دیگر اشیا ، فضا و مناسبت های مکانی مورد مطالعه قرار می دهیم.

  • کرماشان: مکان و لا مکان!

اگر  بخواهیم ژئوپلتیکترین عامل کرماشان را برشماریم؛ قرار گرفتن بر سر راه اصلی ورود ایرانیان به کربلا است به همین علت دولت های مرکزی از دوره زندیه تا دوره رضا خان خواسته اند به صورت فیزیکی و سخت افزاری مسئاله این مکان که خواستگاه یارسانی هاست را حل کنند!

اگر بخواهیم این نظر کریس بارکر را درباره  مکان به عنوان پیش فرض قبول کنیم که چنین عنوان کرده است: “مکان عرصه یا جایگاهی است که به لحاظ اجتماعی در فضا ساخت می یابد و به واسطه فرایند هویت یابی یا سرمایه گذاری عاطفی نشانه گذاری می شود. مکان اکنون به واسطه حرکت فرهنگی از محلی به محل دیگر در بعدی جهانی شکل پیدا می کند. این امر به معنای باز تعریف معنای مکان است. خصوصا این امر به معنای طرد مدعیات اصیل گذشته است که مکان را منحصرا محلی طبیعی، حقیقی و ناب در نظر می گرفت. دیگر آن روزها گذشته است که کردارهای فرهنگی می توانستند خود را به خاطر عاری بودن از تهاجم، توریسم و یا سرمایه داری مصرفی، اموری اصیل معرفی کنند  دیگر هیچ خواستگاه فرهنگی پاک و معصومی وجود ندارد” باید اشاره ای ضروری کرد که خواستگاه فرهنگی کرماشان تنها مورد تهاجم سرمایه داری مصرفی و یا توریسم نبوده است صورت های تغییر فرهنگی در این شهر به گونه ای دیگر است: آمیخته ای از اجبار در تغییر و قربانی سیاست های خارجی دولت های مرکزی ایران شدن در طولی نزدیک به دو سده و نیم!کریم خان زند این شهر را با خاک یکسان می کند و تا ۱۰ سال خالی سکنه باقی می ماند و از سال ۱۷۷۷ با تاسیس اولین حوزه علمیه توسط محمد باقر وحید بهبهانی(بنیانگذار خاندان آل آقا) تلاش برای آسمیلاسیون کرماشان شروع می شود و خانواده های بسیاری از شهرهای قم و اراک و اصفهان و کاشان و بهبهان و .. به کرماشان انتقال داده می شوند و در سال ۱۸۴۷ معاهده “ارزنته روم” بین قاجار و عثمانی ها بخش بزرگی از مکانیت کرماشان سلب می شود و شهرهایی مانند خانه قین، مه نه لی، جه له و لا، نفت خانه، و بخشهایی از استان دیاله و کرکوک از کرماشان جدا می شود و در قرن بیستم و با کشف نفت در کرماشان  اولین مدرسه غیر کوردی در سال ۱۹۰۴(مدرسه آلیانس) تاسیس می شودو چند سال بعدتر؛  مدرسه “دوشیزگان عضدیه”(با تمامی معلمانی که از شمال آورده اند برای آموزش زبان فارسی) همزمان می شود با تاسیس اولین پالایشگاه نفت! چیزی که به صورت مدوام از قرن هجدهم در کرماشان رخ می دهد سرکوب قدرت ها و سلاطین محلی و تغییر جغرافیایی و مکانی کرماشان است و از طرفی کرماشان به عنوان یک کلانشهر هنوز تقسیم بندی های قومی خود را حفظ کرده است و هر کدام محله و شهرک مختص به خود را دارند که در عین در شهر بودن به نوعی در محدوده مرزی و قومی خود فراخوانده می شود بنابراین کرماشان مکانی مهم  است که بیشتر از سیالیت مکانی و بهتر بگوییم لامکانی رنج برده می برد!

  • المان شهری و انواع

المان شهری ترکیبی است که در ساخت آن از ویژگی های درونی(مانند حجم و شکل های هندسی ، صفحات قائم یا منحنی و پیچ در پیچ) و هر آنچه که جنبه ای تزئینی بدو داده شود که به صورت کلیتی یکپارچه و تلفیقی از هنر و ریاضیات و هندسه و فرهنگ و تاریخ درآمده باشد. المان های شهری خود به سه دسته اصلی؛ المان نمایشی و بیانی و کارکردی تقسیم میشود. اما مهمترین بخش از تعاریف المان شهری این است که المان ها تنها اجسامی بی جان و اموری خنثی نیستند و در ساختن این اجسام گفتمان های مختلف نسلی، طبقاتی، جنسی، دینی، زبانی و … تاثیرگذار بوده اند و اساسا که چه کسی امر زیبا و امر زشت را بازتعریف کرده است را نمی توان از هویت المان ها سلب کرد.

  • المان های اتوبان غربی

۵-۱- دیوارها:

از میدان امام حسین یعنی ابتدای اتوبان به علت نبودن شهرک و فضاهای مسکونی یعنی طبیعت با دیوارهایی که صفحات فلزی نقاشی شده بر روی آن است اتوبان(غیر طبیعت) از طبیعت(دشت و رودخانه) جدا شده است هر چند که خود این دیوارها بازنمایانگر طبیعت هستند و به جوری ذهن ما را به پس دیوار می خوانند! اما دیوار همین نیست دیوارها را انسان های اولیه برای در امان ماندن از طبیعت(سرما و گرما) و غیرطبیعت(انسان) بر دور شهرها و خانه ها ساختند اما دیوارها در طول تاریخ با حفظ هویت تعریف شده اصلیشان(محافظت) هویت های دیگری به خود گرفته اند به مانند یک متن! متنی که در خود می تواند  تصویر طبیعت را در خود جای دهد و جانشین طبیعت شود و می تواند سوژه ای سیاسی باشد برای شعار نویسی یا تقسیم برلین! اما آنچه که هویت دیوار را از ابتدای تاریخ تا به امروز در نقش دیوار فیس بووک حفظ کرده است را در مفهوم “حریم خصوصی” می توان جست! نقش دیوارها در میدان مطالعه ما جالب بود هر جا که طبیعت قصد تداخل در غیر طبیعت را داشت دیوارها حضور پیدا کرده اند و هر کجا شهرک و خانه های مسکونی وجود داشت دیوارها برداشته شده بودند(مگر آن شهرک ها  محله های رها شده به حال خود برای مثال محله چمن) ودیوار خود خانه ها نقش سوژه دیوار مستقل را بر عهده گرفته اند! شهرک های صنعتی و تولیدی نیز با دیوار از فضای شهر جدا شده اند اما چه دیوارهای صرف یا دیوار خانه ها و برج ها خود صفحاتی برای منقش شدن طبیعت و یا تصاویر تاریخی و فرهنگی و سیاسی تبدیل شده اند:

 

 

در بعضی موارد ستون و پایه های پل ها و زیرگذرها نقش دیوار را بر عهده گرفته اند:

 

اما در کل تمامی نقوش روی دیوارها یا بازنمایی از طبیعت هستند و یا حامل پیام های اخلاقی و مذهبی ست و به جز چند مورد از نقش “تاق وه سان” بقیه موارد سنخیتی با فرهنگ و تاریخ بومی کرماشان ندارد منشور کورش هخامنشی و سیمرغ و …

۵-۲-پل ها:

در اساس کلمه پل برای ارتباط ساخته شده است از یک سو به سوی دیگر و اما پل به همان اندازه می تواند عامل انفصال و واگرایی نیز باشد به هرصورت در اتوبان غربی انواع پل ها را می تواند مشاهده کرد پل هایی در طبیعت پل های روگذر عابران و پل های غیر هم سطح برای ماشین ها وهمزیستی پل سنتی و مدرن!

 

 

 

اما پل ها در زندگی روزمره به جز کارکرد اصلی خود توانسته اند نقش های دیگری بر عهده بگیرند. پل محلی برای تبلیغات پل مامنی برای دستفروشان غیرقانونی پل محلی برای متکدیان زیر پل ها مکانی برای مصرف مواد و پل به عنوان دیواری برای تبلیغات و مصرف گرایی! اما یکی از المان های جالب که در یکی از این پل ها به کار رفته بود(شکل زیر) تابلوی تبلیغات به شکل گیره لباس! به نوعی بخشی از زندگی عادی و روزمره ما را از کنج تراس یا وسط حیاط به وسط اتوبان کشیده است:

 

 

۵-۳) پارکها:

پارک محله های تمام شهرک ها در این مسیر دوازده کیلومتری کنار اتوبان قرار رفته اند که این امر باعث کارکرد چندگانه برای پارک ها شده است از طرفی پارک هر شهرک فضای سبز خالی اتوبان را پر کرده است از طرفی نقش پیاده رو را نیز در کنار اتوبان ایفا می کنند و همچنین شبه ورزشگاهی برای شهرک نشینان تبدیل شده است و از طرفی نقش اصلی خویش را همچنان به عهده دارد:

 

۵-۴) ماکت انسان حیوان و طبیعت و اشیا:

المان های دیگر در این مسیر یا پاره ای از طبیعت است که بدینجا منتقل شده اند مانند تکه های سنگ و یا نمونه ای است از هنرهای حجمی که شمایلی از حیوانات و انسان ها و اشیا را در بر می گیرد:

دکتر حسینی بحرینی در کتاب “تحلیل مبانی نظری طراحی شهری معاصر” معتقد است که معرف ارزش های جامعه در طراحی شهری به پنج شیوه است: اول آنچه مردم می بینند یعنی توانایی درک واقعیت از محیط اطراف و لذت بردن از آن، دوم آنچه مردم آن را می ستایند مانند مجسمه آزادی در آمریکا یا میدان آزادی در تهران، سوم آنچه مردم می توانند از آن استفاده کنند مانند هر آنچه وسایل ورزشی که در تمام پارک های ایران نصب شده است، چهارم آنچه مردم به خاطر می آورنددر این مورد تاکید بر نوستالژی است که این لذت به نوعی با گذشته مردم گره خورده است، پنجم آنچه مردم تداعی می کنند و بیشتر تاکید بر جنبه های نمادی و فرهنگی و تاریخی است تداعی شخصیت های اسطوره ای و ورزشی و .. و یا مفاهیم و ارزش ها و یا شاخص های جغرافیایی و زیست محیطی. در طول مسیر میدان مطالعه انواع حیوانات مانند طاوس و ماهی و فیل و شیر و آهو و دایناسور و بز نصب گردیده است اما چه ارتباط عقلانی  می توان میان این حیوانات برقرا کرد در حالی که به جز ماهی و اسب و آهو و بز(نه البته دوچرخه سوارش!) بقیه حیوانات یا در هندوستان یافت می شود یا نسلشان منقرض شده است! حال اسب و ماهی و آهو نوعی تداعی محیط جغرافیایی زاگروس است اما دایناسور تنها می تواند لذتی بصری داشته باشند و نوعی وهم عوارض زنده بودنشان در یک پارک شهری به نوعی حسی از طنز را در ما بر می انگیزاند و فیل ها هم بیشتر یاد هاییست که سازندگان آن از هندوستان کرده اند! اما اینها دلایل کافی برای تبیین حضور حیوانات هندی در کرماشان نیست! چند سال پیش خواننده کرماشانی “عباس ویسی” ویدئو کلیپی را به نام “بری منال” با کارگردانی و نقش اول خودش منتشر کرد که شخصیت اصلی کلیپ مهمانان هندی را به همراه خودش به خانه آورده بود و تم طنز اولیه کلیپ همراه بود با لباس و رقص و شمایل و شیوه آرایش هندی خود کاراکتر اصلی و مهمانش! اما این کلیپ عامه پسند که محوریت موضوعیش بر فقر می چرخید آمیخته ای بود از انواع اشارات و دالها و به اصطلاح “امر آشنا” در کرماشان، به همین خاطر کلیپ به سرعت میان مردم پخش شد و این کلیپ سر از استان های همجوار خود و حتی شبکه های موزیک ماهواره ای درآورد! اما عباس ویسی نتوانست مهمانش را با فیل بیاورد زیرا فیل در هندوستان است و اگر حتی در کرماشان فیل هم بود در کوچه پس کوچه های قدیمی کلیپ جا نمی شد بنابراین او خر را جایگزین کرد و مهمان هندی خود را با خر به خانه آورد و خودش نیز اعتراف می کند: “خه ره گه خودیه! قدرت این کلیپ به حدی بود که بخش هایی از آواز به تیکه هایی از مکالمات روزمره مردم تبدیل شد! حال نشانه شناسی حیوانات هندی در اتوبان غربی را تنها در رهیافت ناخودآگاه شدن لذت “هندی بودن” می توان جستجو کرد!

مجسمه آهو و بزهای کوهی بیشتر زخمی و بی چشم و گوش و فرسوده و بیشتر حس مرده بودن را القا می کردند تا سرزندگی نیز استعاری می تواند باشد از آن همه نژاد آهو و بز های کوهی کوه های بیستون و فرخشاد و پراو!درختان نخل ارجاعی است به طبیعت بخش های پایین دست کرماشان مانند قصر شیرین و گیلانغرب.

عمو نوروز و تنگ ماهی و “لا اله الا الله” و کتاب حافظ و پول های(بعضا از رواج افتاده) بیرون آمده آن به نوعی بازنمایی نوروز ایرانی است که با شعر حافظ و عیدی گرفتن های بیست تومانی نسل گذشته پیوند دارد بیشتر المان های کارکردی است که دارای مخاطب (آسمیله شده صدساله)چشمگیر خود است.

یکی از المان ها و تنها المان کوردی، رقص دو مرد که با دهل زنی نفر سوم همراه است مهمترین بازنمایی از فرهنگ کرماشان و رقص مخصوص به خود است: تلاش  سه ر چوپی برای پاره کردن دهل!

اشیا زیادیدر مسیر قرار گرفته اند که از نظر زیبایی قابل تقدیرند و بیشتر جنبه بصری دارند و مخاطب خاص خود را فرا می خوانند و جنبه های نمایشی و تزیینی آنها بیشتر از جنبه های دیگرشان و یا در مقایسه با المان های دیگر است: توپ های بسکتبال و فوتبال، تبلوی نقاشی و یا سینما و مرد رنگ کار و یا کسانی که بر روی چوب ها را ه می روند و ….. اما جان کلام آنکه اکثر قریب به اتفاق آنها تاکیدی بر زمان گذشته دارد و امر گذشته در شکل هنر به امری زیباشناسانه تبدیل شده است.

۵-۵) بازارچه نمایشگاه حیوانات:

در طول مسیر مورد مطالعه به نمایشگاه حیوانات برخوردیم(دیزل آباد) که از طرفی شوکی بود بر مسیر و از طرفی در ذات خود قابل تامل بود! این بازارچه دارای انواع حیوانات از سگ ها و خروس های لاری و پرندگان تزئینی و …بود اما خرده فرهنگ ها نیز در این بازارچه حدود خود را رعایت کرده بودند قسمت خرید و فروش سگ های خارجی را افراد طبقه متوسط(فارسی کرماشانی) تشکیل داده بودند بازارچه پرنده های تزئینی و خانگی را اکثرا زنگنه ها و کلهورها تشکیل میدادند و قسمت خروس های لاری را لک ها و یارسانی ها بودند و جاف ها و هورامی ها همانند آنچه در کرماشان”حضور” دارد تنها نظاره گر بودند و دیگر هیچ!

۵-۶) شیر و شمشیر و کاج:

در انتهای اتوبان غربی در محدوده باغ  گلها درختانی از کاج و ماکتی از تخت جمشید و مجسمه هایی از شیر و … درست شده است. روایت است که فرح وقتی به کرماشان می آید برای کاشت هر درخت کاج پنج ریال دستمزد می دهد بنابراین زمانی زیادی نمی گذرد که قسمت های زیادی از کرماشان کاج پوش می شود! کاج آن درخت حسودی که به جز نژاد خودش هر درخت دیگر در شعاع پنج متری خویش خواهد خشکاند! درختی ریاکار و دروغگو که حتی در زمستان وانمود می کند که زنده است و جوری وانمود می کند که بیشتر از خویش است: اساس کارش سانسور است و سرکوب و خشکاندن! حال کاج را در کنار شیر و شمشیر پان ایرانستی بخوانید!!

  • خلاصه:

هر آنچه تحت عنوان المان شهری در اتوبان غربی به کارگرفته شده است ارتباط چندانی با فرهنگ و تاریخ و واقعیت اجتماعی کرماشان ندارد و به هیچ عنوان نتوانسته است از پتانسیل های فرهنگی کرماشان که مبتنی است بر زبان کوردی با حضور اکثریت لهجه هایش و فرهنگ متکثر و غنیش؛ بهره بگیرند و به نوعی این پیکرها انگار از زمان نامربوط به زمان کرماشان و مکان نامربوط تر به فضای کرماشان به کرماشان پرت شده اند و به نوعی سلیقه های و تجربه های زیسته بسیار شخصی در ساخت و نصب آنها دخیل است و  این امر بیشتر پیرو معناسازی تاریخ دو قرن اخیر کرماشان بوده است تا که برساخته کردن مفاهیم و فضای معنایی مرتبط با واقعیت موجود فرهنگی! بنابراین تعداد قابل توجهی از این المان ها همانطور که در مبحث لامکانی مورد بحث قرار گرفت دوباره بازتولیدگر مفاهیم لامکانی در کرماشان است دال هایی که از تول های زمان و آن سر کره زمین به اینجا پرتاب شده اند! از طرفی هنرمندان و منتقدان فرهنگی در این شهر هیچ نفوذی بر سازمان های دولتی و اداری برای ارائه ایده ها و نقطه نظرهای انتقادی خویش ندارند و مسئولان شهری یا از چنین انتقادات و نظراتی بی بهره اند و یا آن را موکول به بخش های خصوصی می کنند بدون آنکه هیچ گونه مطالعات جامعه شناختی و  روانشناسی اجتماعی را در اموری که کاملا اجتماعی و مرتبط با تمام اعضای جامعه است را انجام دهند! در خیابان شورا مجسمه تمامی مشاهیر ایرانی مانند حافظ و سعدی و خیام و …نصب شده است و هیچ نشانی از نویسندگان و هنرمندان و شهیران خود کرماشان وجود ندارد و وضعیت نام خیابان ها و شهرک ها نیز بیشتر ب همین منوال است  جان کلام آنکه روند توسعه شهری بدون مدیریت انتقادی و بررسی های همه جانبی جامعه شناختی در کرماشان بیش از آنکه بتواند باعث همگرایی ذهنی شهروندان شود پاره های ایماژیکی را برساخته می کند که رو به واگرایی می گذارد و بیش از پیش از خود بیگانه شدن را در این شهر بازتولید خواهد کرد!

 

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
تحلیلی آرشیو
پس از چهار سال از سرنوشت ٣١٠٢ ایزدی اسیر خبری در دست نیست

ریگا کوردستان – سرویس حقوق بشر به گزارش ریگا کوردستان و بر اساس آمار نهادهای حکومت اقلیم کردستان از سرنوشت ۴٨ درصد ایزدی‌هایی که حین حمله داعش به شنگال از سوی این گروهک تبهکار ربوده شدند خبری از آنها تا کنون در دست نیست بنابر آمار رسمی سازمان‌های حکومت اقلیم پس از حمله داعش در […]

نقشه راه منبج مدلی برای تمام مناطق تحت کنترل پ.ک.ک در سوریه است

مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در اظهاراتی عنوان کرده است: نقشه راه منبج مدلی برای تمام مناطق تحت کنترل شاخه نظامی پ.ک.ک در سوریه موسوم به YPG است.

ترکیه: در حمله ارتش به شمال عراق ۲۶ عضو «پ کا کا» کشته شدند

ریگا کوردستان سرویس سیاسی  به گزارش ریگا کوردستان ارتش ترکیه روز جمعه اعلام کرد که بر اثر حملات هوایی این کشور به شمال عراق ۲۶ شبه نظامی حزب کارگران کردستان ترکیه (پ کا کا) کشته شدند. به گزارش خبرگزاری آناتولی ارتش ترکیه روز ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) به منطقه کوهستانی قندیل در شمال عراق حمله […]

مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کورد و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.