رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

یکشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۶ | 21 Jan 2018
خانه » تحلیلی » کردان پارسی‌گوی، و گسترش حوزەی نفوذ زبان و ادبیات فارسی/مصطفی بیگی
کردان پارسی‌گوی، و گسترش حوزەی نفوذ زبان و ادبیات فارسی/مصطفی بیگی

چارمین کنگرهی بین‌المللی عرس بیدل در روزای ۲۸ و ۲۹ در محل تالار اجتماعات وزارت کشور و در شهر تهران برگزار شد.

در این مراسم که بیش از شصت مقاله ارائه گردید، سی و سه مقاله از سوی یات علمی برگزیده و قرائت گردید.

دکتر موسی بیدج، پژوشگر و مترجم ادبیات عرب و فارسی، شاعری که به اشعاری نغز به گویش کوردی فەیلی ایلامی سروده است، به عنوان عضو هیات رییسه بخشی از این کنگره، حضور داشت و همچنین مهندس مصطفی بیگی پژوهشگر و شاعر کورد فەیلی ایلامی، و دکتر علی کاوسی نژاد، استادیار و عضو هیات علمی زبان و ادبیات خارجی، گروه زبان اردو، از کوردهای کلهر اسلام‌آباد، به ارائه مقاله پرداختند.

چکیده‌ای از مقالات قرائت شده، در کتاب یادبود این دوره، در آیین افتتاحیه‌ی این مراسم به چاپ رسید و در اختیار عموم قرار گرفت.

تاریخ انتشار : ۸ بهمن ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی 
-چکیده ی مقاله

وقتی سخن از ادب پارسی در خارج از مرزهای ایران پیش می‌آید، بلافاصله نام هندوستان و آسیای صغیر در ذهن نقش می‌بندد، غافل از این‌که حوزه دیگری متفاوت با آن دو حوزه وجود دارد و آن حوزه کردستان است که شامل نواحی کردنشین عراق، ایران، ترکیه، سوریه، ارمنستان و برخی دیگر از کشورهای آسیای میانه است.
اگر زبان فارسی در هندوستان از طریق لشکرکشی‌های محمود غزنوی و جانشینانش تحت عنوان جهاد در راه دین یا از طریق لشکرکشی نادرشاه افشار رواج یافت و اگر در آسیای صغیر از طریق جاذبه‌های عرفانی ناشی از حضور شخصیت‌های عارف، در حوزه کردستانات، عشق به ایران و ایرانی موجب رواج زبان فارسی در بین فرهیختگان کرد آن سرزمین‌ها شده است. (پارسا،۱۳۸۵،۱۱)
پیدایش و توسعه ی شعر و زبان فارسی، از همان ابتدا با نام “کردان پاسی‌گوی” گره خورده، به نحوی که در تاریخ ادبیات، به عنوان دومین شاعر پارسی‌گوی، از “بسام کرد” (صفا، ج ۱، ص ۱۶۶ و ۱۶۷) (بهار، ج ۱، ص ۲۱) (زینی وند، احمد، ۱۳۷۵،۹۴) و “ابوالحسن علی بن محمد الغزوانی لوکری کردی، شاعر کرد متولد لوکر افغانستان و ساکن بخارا، پایتخت سامانیان (صفی زاده‌ی بوره که‌ای، ۱۳۶۶، ۵)، نام بردە شدە است.
در درازای تاریخ، کردان پارسی‌گوی، در محدوده ای که از نظر وسعت، وسیع‌تر از محدودەی ایران کنونی است، با سرودن شعر فارسی، تضمین شعر شعرای فارس، ترجمه و … نوشتن نثر و به ویژە متون تاریخی به زبان فارسی، نقشی به سزا، در توسعه و شناساندن زبان و ادبیات فارسی به غیرایرانیان داشته اند.
این گستره صرفاً به مناطقی که هم‌اکنون تحت نام کردستان می‌شناسیم، محدود نبودە است، بلکه محدودەهای غیرکردستانی کردهای مهاجر، را نیز در برمی‌گیرد، به نحوی که می‌توان گفت که کردها این مهم را به نوعی به عنوان رسالتی برای خود تعریف کردەاند.
این گسترهی نفوذ، از بخارا و افغانستان و سیستان در شرق ایران آغاز و از شمال به خراسان، از جنوب به بصره و بغداد و ایلام وازشرق به استانبول و قامشلی در سوریه و حتی به اروپا و آمریکا نیز کشانیدە شدە است.
این اقدامات از تشکیل مکتب‌خانه های سنتی در شهرهایی همانند موصل و قامشلی و دیاربکر و شهر کوت در جنوب عراق و تدریس متون و دواوین فارسی همانند بوستان و گلستان سعدی، آغاز و تا تدریس متونی همانند حافظ، مولوی، عطار، جامی، بیدل، شاهنامه، کلیم کاشانی، خوارق و اشعار کوتاە بایزید بسطامی، در کنار این متون، در خانقاەهای کردها، و اقداماتی همچون تأسیس مدرسه ی فرح، ویژەی کردهای فەیلی مقیم بغداد، و مکتب‌خانه ی سنتی ملأ ابراهیم فەیلی در شهر کوت عراق (بیگی، ۱۳۹۵، سایت خبرگزاری کردپرس) و مهاجرت و اقامت شاعرانی چون نالی در استانبول و نوشتن کتاب شرح مناظر الانشا به فارسی (پورسبحانی، آق سو، ۱۲۶۶ میلادی، ص ۳۰۲) و فضولی بغدادی در بغداد و حلە (نفیسی، ۱۳۳۱، ص ۱۶۲) (پاشا، ۱۳۷۵، ۴۸ و ۴۹) و تاریخ نگار کرد ادریس بدلیسی در موصل و دیاربکر (سامی، ج ۲، ص ۸۱۱) (صفا، چاپ ۴، ص ۸۹) (پاشا، ۱۳۷۵، ص ۴۰, ۴۴)

و ملای جزیری در موصل و بوتان و جزیر ترکیه و قامشلی سوریه (شرفکندی هژار، ۱۳۹۳، ۳۰) غنی نمودن کتابخانەی استانبول و قاهرە، تداوم یافتە است.

 مقدمه
پیش از نامگذاری رسمی “ایران” در زمان رضاخان پهلوی به جای نامهای متداول قبلی و در حقیقت محدود کردن نام ایران به محدودەی سیاسی مرزهای کنونی این کشور، “ایران” به مجموعەای از کشورهای مستقل و یا سرزمین‌هایی که فرهنگ و زبان‌های ایرانی در آنها جاری و ساری بود، اطلاق می‌گردد. این محدودە هم‌اکنون نیز به عنوان حوزەی فرهنگی – تمدنی ایران و به نام “ایران زمین” و “ایران فرهنگی” شامل گسترهای است که مرزهای معنوی آن از شرق به هند و چین و از غرب به سوریە گستردە شدە است. در این مقالە، مناطق کردنشین جدا افتادە از مرزهای سیاسی ایران کنونی مورد بررسی قرار گرفتە است.
این مجموعە شامل محدوەهایی در کشورهای عراق، سوریە، ترکیە، و جمهوری‌های عضو سابق اتحاد جماهیر شوروی است.
این مناطق تا پیش از ظهور کشور عثمانی و در قالب خلافت‌های اسلامی و یا امپراتوری‌های ساسانی، اشکانی، هخامنشی، ماد و… هموارە بخشی از ایران بودەاند و قبل از تحدید حدود سیاسی در دوران عثمانی و به ویژە دولت‌های نوظهور اقتدارگرا و ناسیونالیست، به دلیل وجود مکتب‌خانەهای سنتی و خانقاەهای دراویش و تدریس متون فارسی همچون بوستان و گلستان سعدی، شاهنامەی فردوسی، دواوین حافظ و مولانا و جامی و بیدل و…از سویی و نیز وجود معیشت غالب دامداری و کوچروی در محدودەهای تاریخی مراتع ایلات کرد که عمدتاً با مرزبندی‌های جدید همخوانی نداشتەاند، این مراودات تاریخی ادامە داشتە است.
نکتە جالب توجه که در طی این پژوهش با آن مواجە شدم، وجود مناطقی همانند باغ‌ شاهی در نزدیکی شهر کرد فیلی‌نشین مندلی می‌باشد که هم‌اینک در خارج از مرزهای اقلیم کردستان و بخشی از خاک عراق محسوب می‌شود. این منطقە تا پیش از مرزبندی سال ۱۹۷۸ الجزایر بین دولت شاهنشاهی ایران و بعث عربی عراق، هموارە بخشی از خاک ایران و ولایت پشتکوە “والیان فیلی” بودە است.
با رجوع به فهرست آثار ملی (فرهنگی – تاریخی) ایران نکتەی بسیار مهم دیگری روشن می‌گردد و آن قرار گرفتن آثار ردیفهای اول تا سوم این فهرست در آن سوی مرز ایران و در خاک عراق است که در زمان والیان پشتکوە بخشی از این ولایت بودەاند.
نسل پیشین منطقەی امارت‌نشین سلیمانییەی در کردستان عراق که در زمان صدرات امیرکبیر از ایران جدا شدە و یکی دو نسل پیشتر نیز بخش‌های عمدەای از کردستان ترکیە که در زمان صفویە و قاجاریە از ایران جدا شدە و ضمیمەی خاک عراق و ترکیە شدەاند نیز به دلیل تدریس متون و شعر فارسی، علاوە بر آشنایی و تسلط، به این ادبیات غنی دلبستگی فراوان نیز داشتەاند.
زبان‌های ایرانی فارسی و کردی، به دلایل تاریخی قرابت زبان‌های ماد و پارسی و نیز دو شاخەی خویشاوند پارسیک (فارسی پهلوی) و پهلوانیک (پهلوی کردی) همیشە برای گویشوران آنها، این زبان برای همەگان قابل فهم و درک بودە و همین مسالە و افزون بر آن فرهنگ و هم‌سرنوشتی و هم‌تباری، باعث خلق متون و افسانەها و مثل‌ها و اسطورەهای مشترک و در نهایت ادبیات مشترک شدە است. (موکریانی، ۲۰۱۲، ۳)
-اشتراکات تاریخی

مهاجرت‌های دایمی ایرانیان پیش و پس از ورود آریاییان به ایران و زاگرس و وجود مرزهای مشترک در زمان امپراتوریهای ایرانی ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی، و نیز دوران خلفای اسلامی و وسعت مرزهای سلسله‌های مختلف پادشاهی در ایران تا پیش از سقوط عثمانی و تجزیه‌ی این کشور به کشورهای مختلف، باعث رواج و تداوم فرهنگ ایرانی و توسعه‌ی زبانهای ایرانی کردی و فارسی و پیش از آن زبان پهلوی به عنوان زبان رسمی ایران پیش از اسلام گردیده است. بدون شک افزون بر هم سرنوشتی و مسائل سیاسی، اشتراکات ریشه دار فرهنگی در هماره‌ی تاریخ باعث پیوند ساکنین زاگرس و تمامی مناطق کردنشین در کشورهای چهارگانه با همه‌ی ایران و فارسی زبانان شده است.
زبان فارسی از دوران باستان در مناطق کردنشین رواج داشتە است. زبان فارسی میانە “پارسیک” در محدودەی سال‌های ” ۲۲۶ـــ ۶۵۰ ” قبل از میلاد تکلم می‌شدە است. آثار برجاماندەی شناختە شدەی زبان فارسی میانە که از دورەی ساسانی باقی ماندەاند، چند قسمند؛ مانند آثار اردشیر اول ” ۲۴۱- ۲۲۶ ” و شاپور اول ” ۲۷۲- ۲۴۱ ” در نقش رستم و رجب و حاجی‌آباد، نوشتەهای نــــــَرسی “۲۹۳- ۳۰۲ ” و شاپور سوم “۳۸۳ – ۳۸۸ ” و بقیەی دیگر. با وجود اینکه آثار بر جای ماندەی این پادشاهان از روی قوارە کم‌اند و بد هم از آنها محافظت شدە و اساساً عبارتند از نام و لقب خودشان و بعضی اوقات هم به اجداد خود اشارە نمودەاند، در میان این آثار، نوشتەهای نرسی، جای ویژەی خود را دارد، زیرا از وقایع تاریخی که در سدەهای سوم و چهارم میلادی اتفاق افتاده است، سخن می‌گوید، این آثار نوشتەی نرسی است در ” بندی خلان – بهنی خێڵان” نزدیک “دربندی‌خان” (واقع در کردستان عراق) در سال ۱۸۳۶ میلادی از طرف راولیسون کشف شدە و در سال ۱۸۶۸ میلادی، اثرش را دربارەی این نوشتەی تاریخی منتشر نمودە است. (مکریانی، ۲۰۱۲، ۵۸)
از دیگر اسنادی که در خارج از محدودەی مرزهای کنونی ایران پیدا شدە است، شعری است که به گویش کردی اورامانی که بسیار به پهلوی نزدیک است. ملک الشعرای بهار در رابطه با این شعر می‌گوید: متنی چند بیتی ده هجایی مربوط به دهه‌ی دوم هجری در نزدیکی شهر سلیمانی کُردستان عراق (غار هزار مَرد) توسط جوانی انگلیسی کشف شده که متعلق به اوایل هجوم عرب به ایران است و از جمله اشعار ایرانی هجایی محسوب می‌شود … این اشعار به خط پهلوی و بر پوست آهو نوشته شده و در روزنامه شرق منتشر گردید ولی اینجانب نسخه آن را از استاد دانشمند آقای دکتر سعید کردستانی به دست آوردم… وزن آن در هر بیت دارای ده سیلاب (هجا)  می‌باشد و بعد از پنج هجا وقف یا سکونی دارد … این وزن در میان کُردان متداول است و شعرای نامی مانند  (صیدی)  و (ملأ پریشان) و (احمد بَگ کوماسی)  و…  همچنین شعرا و اساتید امروزی کُردستان همه اشعار و سروده‌ها و غزل‌های خود را به همین وزن ده هجایی سروده و می‌سرایند…قطعه کُردی (هرمزگان) به زبان قدیم اورامانی گفته شده است و در نزد فضلا و دانشمندان کُردستان مورد اهمیت و طرف توجه است. این اشعار هم دارای قافیه است ولی به طرز مزدوج یعنی (مثنوی) که هر دو بیت یا به اصطلاح امروز هر دو مصراع صاحب یک نوع قافیه است و تمام اشعاری که اکراد به این وزن گفته‌اند همین طور است…  این شعر قدیمی‌ترین شعر کُردی و یکی از نفایس اشعار هجایی شعبه‌ایی از شعب زبان ایرانی است و از وزن معتدل و متناسب و آهنگ دلنشین و لطیف آن که هر شنونده را مجذوب ترجیعات و حسن ابتدا ، حسن ختام آن می‌سازد بعید نیست که در مدت سیزده قرن که از سرودن آن می‌گذرد هنوز مثل آن است که تازه گفته شده و از قوت تحفظ نژاد کُرد باید ممنون بود که در این مدت دراز نگذاشته است این وزن و شیوه شیوا از میان برو و مانند سایر ایرانیان به کلی مفتون اوزان تازه و اختراعی قرون آینده شوند.» (بهار، ۱۳۷۱، ۹۶- ۹۷)(زینی وند، ۱۳۷۵،۹۴)

-کردان پارسی گوی

تأثیرپذیری نویسندگان و شاعران کلاسیک کرد از شعر فارسی در سرودن شعر فارسی و کردی و نوشتن متون فارسی

۱-مهم‌ترین کتب نثر

همانگونه که شعر در میان فارس‌ها بیش از نثر رواج داشته در میان کردها نیز سرودن شعر کلاسیک کردی و فارسی به نسبت نثر رواج بیشتری داشته است.

“شرف نامه” نوشته‌ی شرف خان بدلیسی (متولد ۱۵۴۳ م) قدیم‌ترین کتاب درباره‌ی تاریخ کردها می‌باشد که توسط شرف خان بدلیسی نوشته شده است. امیر شرف خان بدلیسی از حکام محلی بتلیس ترکیه بود که در سال ۱۵۹۶ میلادی امارت محلی خود را رها کرده و پسرش را جانشین خود نمود و خود به اغلب مناطق کردنشین سفرنمود و اقدام به نوشتن تاریخ کرد با نام “شرف نامه” و به زبان فارسی نمود. (نفیسی، ج ۱، ص ۳۸۱ و ۳۸۲) (پاشا، ۱۳۷۵، ص ۴۰, ۴۴)

علاوه بر وی ادریس بلدیسی (متوفی ۱۵۲۰ م) که دربار بایزید سلطان عثمانی به سر برده است کتاب تاریخی ” هشت بهشت” را نوشته است. در “قاموس الاعلام” در این رابطه نوشته شده که ادریس بدلیسی از امرای عصر شاه اسماعیل صفوی و بایزید دوم سلطان عثمانی بود. وی به امیری موصل و دیاربکر و کردستان ترکیه و عراق رسید و در همان هنگام کتاب تاریخ عثمانی را به نام: هشت بهشت” و به زبان فارسی نوشت. (سامی، ج ۲، ص ۸۱۱، کتابخانه‌ی استانبول) (پاشا، ۱۳۷۵، ص ۴۰, ۴۴)

دیگر کتاب نوشته شده به فارسی کتابی است به نام “شرح مناظر الانشا” که در کتابخانه‌ی دانشگاه استانبول ترکیه بخش دستنوشته های فارسی نگهداری می‌شود. در شناسنامه‌ی این کتاب چنین آمده است: نام کتاب شرح مناظر الانشا، نوشته‌ی خضر سلیمان معروف به نالی (۱۷۹۷- ۱۸۵۵ م، به روایت دکتر علاالدین سجادی)، شیوه‌ی خط نستعلیق، نام کاتب سلیمان،…، ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۷ سطری) نالی استانبول فوت نموده است. (پورسبحانی، آق سو،؟، ص ۳۰۲) (پاشا، ۱۳۷۵، ۶۸ و ۶۹)

-شاعران کرد پارسی گوی و تأثیر شعر فارسی بر شعر کردهای خارج از مرزهای سیاسی ایران (۱)

۲-شعر

در مناطق کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه هم یکی از قلمروهای اصلی نفوذ نام و شعر حافظ بوده‌اند.
ادبیات کردی از نخستین دورۀ پیدایش خود در قرن ۱۰ ق/ ۱۶ م تا به امروز بیش از هر زبان دیگری از زبان و ادبیات فارسی الهام گرفته، و در این میان حافظ بر همۀ شاعران کُرد متعلق به گویشها و مناطق مختلف کردنشین بیشترین تأثیر را گذاشته است. حافظ مهمان روزهای جشن و شادی و شب‌نشینیهای کردها در طول سال بوده است (سلیمی، ۴۷). همچنین کردها بسیاری از تصمیم‌گیریهای مهم و سرنوشت‌ساز زندگی خود را به فال حافظ حواله می‌دادند و بر این باور بودند که حافظ بهترین راه را به آنان نشان خواهد داد (مدرس، ۱۰۴-۱۰۵)
شاعران کرد هرچند در قلمروهای گوناگون، شعرهای حماسی، عاشقانه، عارفانه و جز آنها می‌سرودند، ولی نقطۀ مشترک شگفت‌انگیز همۀ آنان تأثیرپذیری از اندیشه و شعر حافظ بود (پارسا، ۱۳۸۸،۱۳). آنان به شیوه‌های گوناگونی مانند ترجمه، تضمین، اقتباس، تلمیح، پارودی و اخذ مضمون و محتوا از حافظ متأثر شده‌اند (همو، ۲۱)
هرچند برخی پژوهشگران پیشینۀ ادبیات مکتوب کُرد را به قرون نخستین اسلامی می‌رسانند (موتابچی، ۵۳؛ بلو، ۳-۵)، ولی آنچه مسلم است، این است که تاریخِ نخستین آثار باقی‌مانده از ادبیات کردی به سختی از قرن ۱۰ ق فراتر می‌رود. پیش از آن کردها آثار خود را به زبانهای فارسی و عربی می‌نوشتند. نقطۀ آغاز پیدایش ادبیات مکتوب کرد، سرزمین‌های کردنشین امپراتوری عثمانی به‌ویژه «جزیرە» بود که در جریان جنگهای صفویان و عثمانی از ایران جدا شده، و در جغرافیای سیاسی ترکها قرار گرفته بود. شاعران این قلمرو جغرافیایی، آثار خود را به گویش کُردی کُرمانجی مکتوب کردند.
۲- ۱ -تأثیرپذیری ادبیات کردی در کُرمانجی از شعر فارسی
مشهورترین گویش زبان کردی، کُردی کرمانجی است که در عراق «بادینانی»، خوانده می‌شود و بیشتر جمعیت کردهای ترکیه، سوریه، برخی کردهای عراق در نواحی دهوک و بادینان و کردهای ایران مناطق ماکو، اورمیه و شمال خراسان به آن سخن می‌گویند.

-ملای جزیری

نخستین و مشهورترین شاعر عصر کلاسیک کردی یعنی ملأ احمد جزیری (د ۱۰۶۱ ق/ ۱۶۵۱ م)، اشعار خود را به گویش کردی کرمانجی سرود و با رسم‌الخط فارسی نوشت (موتابچی، ۶۷). احمد فرزند محمد از ایل بُختی در شهر جزیرۀ ابن‌عمر در ساحل رود فرات و در دامنه‌های آرارات در ترکیۀ امروزی به دنیا آمد (همو، ۶۴؛ آمدی، ۲۸- ۲۹). او عالمی دینی با گرایش عرفانی بود و بیش از هر شاعر دیگرِ کرمانجی‌سُرا از حافظ تأثیر پذیرفت (موتابچی، ۶۷؛ بلو، ۴-۵). وی با قرآن کریم و حدیث و داستانهای پیامبران و ادبیات فارسی، عربی و ترکی آشنا بوده، و در دیوان اشعارش بارها از حافظ، سعدی، جامی و شمس تبریزی نام برده است (موتابچی، همانجا؛ جزیری، ۷، ۲۰۷).
جزیری نخستین غزل دیوان خود را با تضمین نخستین غزل دیوان حافظ، «الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها/ …» آغاز کرده است (ص ۱) تا اعتقاد قلبی و عمیق خود را به حافظ نشان دهد (آمدی، ۳۶). اوج احترام او به حافظ آنجا نمودار می‌شود که می‌گوید: ژحافظ قوطبی شیرازی مه‌لا فه‌هم ئه‌ربکی رازی/ بئاوازی نهی و سازی بی به‌ر چه‌رخ په‌روازی: ای ملأ! (تخلص جزیری) اگر فقط یکی از رازهای حافظ، قطب شیراز، را بفهمی با آواز نی و ساز بر بلندای آسمان پرواز خواهی کرد (ص ۸). تمام آرزوی ملای جزیری آن بود که بتواند همان نقشی را که حافظ در میان فارسی‌زبانان داشت، در میان کردها پیدا کند و خوانندگان کرد، دیوان او را در کنار دیوان حافظ قرار دهند (ص ۱۲۸). طرف‌داران او هم به این همانندسازی اعتقادی عجیب داشتند. ملاعبدالرحیم هکاری در اشعاری که خود از قول ملای جزیری سروده، از او می‌خواهد که با سرمشق قرار دادن حافظ شیرازی ــ که علم عشق را در میان فارسی‌زبانها رواج داد ــ رسم عاشقی را در میان کردها بنیان نهد (آمدی، ۲۶). جالب آن است که این فکر، اندکی بعد توسط دیگر شاعر کرمانجی‌سرای کردستان ترکیه احمدخانی (۱۱۱۸ ق/۱۷۰۷ م) پیگیری شد (خانی، ۱۵-۱۶). او هدف از نگارش دیوان شعر مم و زین را این دانسته است که مردم نگویند کردها اهل عشق‌بازی و دوست‌داشتن نیستند و عشق را هدف خود نمی‌دانند (همو، ۱۵)

دکتر امین زکی بگ، در هر دو کتاب خود (کرد و کردستان) و (مشاهیرالاکراد) می‌گوید: ملای جزیری، شیخ احمد است که در نیمه دوم سده ششم هجری، در دوران حکومت عمادالدین که فرمانروای موصل بود می‌زیسته است.

وی دیوان خود را به فرمانفرمای تبریز، که نامش را (خان خانان) ذکر کرده تقدیم نموده است. (شرفکندی هژار، ۱۳۹۳، ۳۰) ملای جزیری علاوه بر تأثیرپذیری، از برخی شعرای فارس نیز همانند حافظ و سعدی و جامی نام برده است. (شرفکندی هژار، ۱۳۹۳، ۳۸) وی علاوه بر تأثیرپذیری از شعرفارسی خود به فارسی و کردی و عربی و ترکی نیز غزل سروده و دیوان او برای اولین بار در آلمان به چاپ رسیده است و چندین بار نیز در استانبول، کردستان و روسیه به چاپ رسیده است و شرق شناسان از وی به بزرگی یاد کرده‌اند. (شرفکندی هژار، ۱۳۹۳، ۴۲)
ملای جزیری به شعری به شخصیت‌های اسطوره‌ای ایرانیان که مشترک بین همه اقوام ایرانی‌اند اشاره دارد و به زیبایی، دلبر خود را سهمناک‌تر از همه آنها می‌داند:
هه‌ر مه‌جالا ئه‌و د جه‌نگی بیت و ره‌ت هه‌ر جاره‌کی
راست و چه‌پ دی بیختن سه‌د سه‌د ب مرزاق و قه‌سه‌ب
«روسته‌م» و «جه‌مشید» و «خالید»، «حه‌مزه» یان «شیری عه‌لی»
ئافه‌رین! یا شه‌هسواری تورک! و ره‌مبازی عه‌ره‌ب!
ترجمه:
در هر میدانگاه که وی آید و برود در هر بار، از چپ و راست معلوم می‌شود که با ضربه تیر مژگان و نی اندامش صدها صد رستم و جمشید و خالد بن ولید و حمزه (ع) و شیر قدرتمند رام شده حضرت علی (ع) را هم به خاک می‌افکند، آفرین ای شهسوار ترک و سردار عرب.
اولین بیت از دیوان ملای جزیری با شرح استاد تضمینی است از غزل (الا یا ایها الساقی) از حافظ شیرازی:
ژ (حافظ) قوتبی (شیرازی)، «مه‌لا» فه‌هم ئه‌ر بکی رازی
تزد من حب‌ها الصفوی، بها اهل الهوی نشوی
» متی ما تلق من تهوی، دع الدنیا و اهملها«(شرفکندی هژار، ۱۳۹۳، ۶(
دکتر جلادت بدرخان (بلچ شیرکو) در کتاب (القضیه الکردیه) چنین می‌نویسد: ملای جزیری که احمد نامش بود اهل شهر بوتان است و در سال ۱۶۱۰ میلادی در شهر (جزیر) و (بوتان) فوت کرده است و اغلب شعرهایش در قالب غزل و عرفانی و مربوط به الهیات می‌باشد. (شرفکندی هژار، ۱۳۹۳، صفحه‌ی سی مقدمه (
ملای جزیری، در دیوان خود به علاقه‌ی وافرش به شهر شاعران فارس، شیراز را به شکل زیر بسان کرده و می‌فرماید:
گەر لولو مەنسوور ژ نەزمێ تە دخوازی
وەر شێعری “مەلێ” بین، تە ب شیراز چ حاجەت
٭ترجمە
اگر لولو و مرجان را از شعر طلب می‌کنی
بیا و شعر “ملأ” را بخوان که دیگر حاجت رفتن به شیراز و خواندن شعر سعدی و حافظ پیدا نخواهی کرد.
ملای جزیری همانند همەی شاگردان و مفتیلان دوران خود، در مسجد، علاوە بر تحصیل علوم دینی، و تسلط بر زبان مادری، بر زبانهای فارسی، عربی و تورکی نیز تسلط یافتە است. (مارونسی، ۱۳۷۷، ج ۳۸، ص ۴۴)

-مشختی

برخی از کوردهای خارج از مرز ایران، اشعار شاعران فارس، را به کوردی ترجمە کردەاند. مشختی یکی از پرکارترین این افراد است.
ملأ خلیل مشختی که با نام ملأ خلیل سلیمان نیز شناخته می‌شود، همانند بسیاری از شاعران دیگر کرد در میان مردم خود شناخته نشده است. وی در سال ۱۸۹۶ در «شیخان» کردستان عراق (Başûr) به دنیا آمده است. علاوه بر دستنویس هایی که از وی بر جای مانده، او صاحب ۳۳ کتاب و یک فرهنگ به نام «Mêrg û Jîn» است.
مشختی همچنین قرآن را به کردی (کرمانجی) ترجمه کرده است، اشعار بابا طاهر را به کردی (کرمانجی) برگردانده است و همچنین رباعی‌های عمر خیام را نیز به لهجه کرمانجی ترجمه کرده است. او در مورد خود و آثارش می‌گوید: من و کتاب‌هایم همانند اصحاب کهف شده‌ایم، هیچ کس از ما خبر ندارد و به فراموشی سپرده شده‌ایم.
مشختی با ملأ مصطفی بارزانی، رهبر قیام تاریخی کوردستان عراق، در یک مدرسه و همکلاسی یکدیگر بوده‌اند.
وی ۱۲۰۰ قصیدە و شعر به زبان کوردی دارد.

-فضولی بغدادی

فضولی بغدادی، شاعر سدەی دهم هجری قمری می‌باشد. در کتاب دایرەالمعارف اسلام، به “کرد” بودن فضولی، اشارە شدە است. (گروهی از مستشرقین برجستە، مترجم اسماعیل فتاح قاضی- صفحەی ۱۷۳) (پاشا، ۱۳۷۵، ۴۸ و ۴۹)
در تذکرەالشعرای آذربایجان، چنین آمدە است: فضولی، در شاعر سدەی دهم مدتی را در خدمت سلیمان، پادشاە عثمانی بودە، برخی از تذکرەنویسان بر این باورند که او از اهالی کربلا در ولایت بغداد (ویهیم، ج ۵، ص ۱۸۶) (پاشا، ۱۳۷۵، ۴۸, ۴۹) و آنگونه که در مجمع الخواص و تاریخچه‌ی مختصر ادبیات ایران آمده، وی از طایفه‌ی کردهای بیات بوده (نفیسی، ۱۳۳۱، ۱۶۲) (پاشا، ۱۳۷۵، ۴۸ و ۴۹)، که به فارسی و عربی و ترکی مسلط بوده است. (پاشا، ۱۳۷۵، ۴۸ و ۴۹)
یکی از فرزندان فضولی نیز شاعر بودە و فضولی در یک بیت، این گونە به این موضوع و همچنین سکونت خود در حلە، شهری در نزدیکی بغداد اشارە می‌نماید:
در “حلە” دو شاعرند، اکنون
فضلی، پسر و پدر فضولی
عکس‌اند جمیع کار عالم
فضلی پدر و پسر فضولی. (پاشا، ۱۳۷۵، ص ۴۸ و ۴۹)
۲- ۲ -تأثیرپذیری ادبیات کردی در اورامی از شعر فارسی

 

گویش کردی گورانی یا اورامی که ادامه‌ی زبان پهلوی نوین می‌باشد در استانهای کرمانشاه و اورامانات در کردستان ایران و عراق و با اندکی تفاوت در استان ایلام و منطقه‌ی موسوم به لکستان در شمال استان لرستان و نیز استان‌های کرکوک و دیالی در عراق و استان مازندران در شمال ایران جاری است.

قدیمی‌ترین اشعار کردی برمی گردد به نیمه‌ی دوم قرن دوم هجری و آن محدمد است به آثار پیشوایان اهل حق که در قالب اشعاری به لهجه‌ی کردی اورامی است. (پرهیزی، ۱۳۸۵، ص ۲۲)

توجه به توصیف شمس قیس رازی که در کتاب المعجم صراحتاً به علاقه‌ی وافر اهالی غرب کشور به سرودن و حفظ کردن شعر هجایی پهلوی و به لفظ اورامن اشاره دارد و نیز پیدا شدن شعر اورامی بر روی پوست نوشته‌ی مکشوفه در سلیمانیه‌ی عراق و رجوع به شرحی که ملک الشعرای بهار بر آن نوشته و همچنین مراجعه به دفاتر آیینی یارسان و اهل حق که همگی اشعار کردی به گویش گورانی و در اوزان هجایی و قدمت بیش از هفتصد سال، سروده شده بیانگر قدمت سرایش شعر به این گویش و فراگیر بودن آن در میان کردهاست. شباهت‌های فراوان گویش کردی اورامی یا گورانی با زبان پهلوی این احتمال را که شعر کردی در ادامه‌ی شعر پهلوی شکل گرفته باشد افزون‌تر می‌کند به ویژه اینکه می دانیم اشعار باباطاهر شاعر کرد (پرهیزی، ۱۳۸۵، ص ۲۳) و نیز همه اشعار هجایی ادبیات شفاهی کردی و لری را فهلویات نامیده‌اند و فهلویات جمع فهلوی و عبارتست از اشعار و ترانه‌هایی که منسوب به شهر فهله یا پهله و فهلوی معرب پهلوی است. (مکری، صص ۱۳ تا ۱۵) (پرهیزی، ۱۳۸۵، ص ۱۴۰) اندکی پس از کردستان ترکیه، مناطق کردنشین ایران هم شاهد پیدایش گروهی از شاعرانی بود که با گویش اورامی شعر می‌سرودند. این فعالیت، نتیجۀ حمایت امرای سلسلۀ محلی اردلان به مرکزیت سنندج به‌ ویژه پس از هلوخان (د ۱۰۲۵ ق/۱۶۱۶ م)، و پسرش خان احمد خان اردلان (د ۱۰۴۸ ق/ ۱۶۳۸ م) و والیان کرد فیلی (feily) در ایلام و شرق عراق بود که گویش اورامی را زبان رسمی دربار خود کردند (بلو، ۷). از آنجایی که اورامان به دو قسمت بین ایران و عراق تقسیم شده است فلذا شاعران اورامی زبان عراقی نقش مهمی در ترویج زبان و ادبیات کردی در عراق داشته‌اند.

-ملأ عمر زنگنه

شاعر مشهور اورامی سُرا، ملأ عمر زنگنه متخلص به رنجوری (د ۱۲۲۴ ق/ ۱۸۰۹ م) یکی از این شعرا است. او متولد کرکوک، و از ایل زنگنه بود و در کنار تحصیلات فقهی، به عرفان و طریقت تمایل داشت (قره‌داغی، ۷، ۱۹، ۲۴). رنجوری در اشعار خود علاوه بر تأثیرپذیری صوری و محتوایی از خواجۀ شیراز (همو، ۱۱۲، ۲۲۴-۲۲۶) چندبار هم از حافظ و عشق او به شاخ نبات سخن می‌گوید (همو، ۷۰، ۲۲۳) و غزل مشهور حافظ را به مطلعِ: «پیرانه سرم عشق جوانی …» (غزل ۱۱۰) تخمیس کرده است (رنجوری، ۲۳۴- ۲۳۵). ولید محمد جاف مشهور به ولی دیوانه (ز ۱۱۸۰ ق/ ۱۷۶۶ م)، شاعر معاصر با رنجوری، در قطعه شعری او را «حافظ شیرازی زمانه» خوانده است (ص ۱۴۷- ۱۴۸).

-صیدی هورامی
دیگر شاعر اورامی سرا محمد سلیمان فرزند محمود متخلص به صیدی هورامی (د ۱۲۶۵ ق/ ۱۸۴۹ م) است که تخلص خود را از عبارت «صید دام عشق» گرفته (صیدی، ۱۵۴)، و در یکی از سروده‌هایش، خود را غلام خواجۀ شیراز خوانده است (ص ۱۶۶). همچنین کمتر شعری از او را می‌توان یافت که در آن کلماتی مانند بادۀ عشق، زلف، دام، خال، تیر، کمان و جز اینها به کار نرفته باشد (نک‍: ص ۶۶-۶۷). صیدی در تضمینهای خود از اشعار شاعران، و از قافیه‌ها و ردیف‌های غزل‌های حافظ استفاده کرده است (به عنوان مثال، نک‍: ص ۱۸۹-۱۹۰، به تقلید از حافظ، غزل ۳۳۴).
-مولوی کرد


اوج تأثیرپذیری از حافظ در میان شاعران اورامی سرا را می‌توان در شعر عبدالرحیم معدومی متخلص به مولوی کُرد (د ۱۳۰۰ ق/۱۸۸۳ م) دید. او متولد روستای سرشاته در کردستان عراق بود (پارسا، ۱۴۱؛ ملاکریم، «ژیانی …»، ۱۳-۱۴). با مطالعۀ اشعار مولوی می‌توان صدها مضمون و تعبیر و اصطلاح متداول در دیوان حافظ را مشاهده کرد (عباسی، ۹۴؛ مولوی، ۱۰، ۲۸، ۴۷، ۲۰۶، ۴۳۲؛ محمد، ۲۱۴-۲۱۶). مولوی سخت تحت تأثیر دیدگاههای حافظ بود و این تأثیر تا بدانجا ست که گاه به سختی می‌توان اشعار او را مستقل از اشعار حافظ پنداشت (عباسی، ۸۵، ۹۴؛ امینی، ۱۸۰-۱۸۱).
ذکر مکرر نام حافظ، بیش از هر شاعر دیگر در دیوان مولوی (همو، ۱۷۸) وگفت و‌گوهای او با حافظ درخور توجه است. مولوی وصایای حافظ را بهترین راه برای پی بردن عارفان به حق و حقیقت می‌داند (ص ۵۳) و گاه برای جست‌وجوی مراد خود به دیوان حافظ تفأل می‌زند (امینی، ۱۷۹) و در یکی از مشهورترین تفألهایش به دیوان حافظ او را «سرحلقۀ بزم الست» و «مست بادۀ فنا» می‌خواند و منزل او را در جعفرآباد شیراز تماشاگه آرزوی یاران و محل عشق عشاق می‌نامد.

از آنجایی که امروزه مولوی بیش از هر شاعر اورامی سرای دیگری مورد توجه مردم است، می‌توان گفت که اشعار او به طور غیرمستقیم واسطۀ انتقال افکار و اندیشه‌های حافظ به مخاطبان این شاعر بزرگ در مناطق کردنشین محسوب می‌شود. ذکر این نکته لازم است که، شعر حافظ فقط به کتابخانه‌ها و حوزه‌های علمی و خواص مردم مناطق کردنشین محدود نیست، بلکه گاه برخی شاعران کرد با تقلید از غزلهای او، اشعاری عامیانه و طنزآمیز سروده‌اند که در میان عامۀ مردم مخاطبان زیادی دارد (به عنوان مثال، نک‍: دزلی، ۱۲۴، به تقلید از حافظ، ص ۵، غزل ۵، بیت ۱).

۲- ۳ -تأثیرپذیری ادبیات کردی در سورانی از شعر فارسی

 

گویش سورانی در خارج از مرزهای ایران در مرکز و غرب و جنوب اقلیم کردستان و در بخش‌هایی از استانهای اربیل و سلیمانییه و حلبچه و کرکوک رواج دارد و دومین تعداد گویشور را پس از گویش کردی کرمانجی به خود اختصاص داده و از نظر فراوانی تولیدات مکتوب و رسانه‌ای، گویش میانجی و فراگیر بین کردها به شمار می‌رود.

شعرای کرد سوران سرا در قالب اوزان عروضی و نو شعر سروده‌اند و شعر کلاسیک سورانی عمدتاً غزل و متأثر از سبک عراقی و عمدتاً شعر فارسی حافظ شیرازی می‌باشد.
بررسی شعر ۱۵ شاعر تراز اول کرد عراقی نشان می‌دهد که رویکرد آنان به شعر و زبان فارسی و به ویژ حافظ شکلی نمادین به خود گرفته و در این بارە اذعان دارد که “بسامد تضمین و تلمیع در شاعران عراقی بیش از شاعران کرد ایرانی است به گونه‌ای که از ۱۵ شاعر عراقی این پژوهش ۱۱ نفر (۷۵/۶۵٪) به چنین کاری دست زده‌اند. میزان این گونه تضمین‌ها هم از یک غزل تا هشت غزل حافظ متفاوت است؛ درحالی که تعداد شاعران کرد ایرانی که شعر حافظ را تضمین کرده و با آن شعر خود را ملمع کرده‌اند، ۵ نفر (۷۱/۳۵٪) است. بسامد بالای استفاده شاعران عراقی از تلمیع منحصر به شعر حافظ نیست و دیگر شاعران پارسی‌گوی ایرانی را نیز دربرمی‌گیرد که بسامد بالای این کار در مقایسه با شاعران بزرگ ایرانی غیرکرد که ملمع‌های خود را با استفاده از اشعار عربی ساخته‌اند، معنی‌دار به نظر می‌رسد و جای تأمل است. اهمیت کار شاعران کرد عراقی در این زمینه وقتی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم اولاً همه آنان به دلیل رسمی بودن زبان عربی در سرزمینشان، خواندن دروس حوزوی و مسائل دیگر این چنینی کاملاً به زبان عربی مسلط بوده‌اند که برخی از اشعار عربی بازمانده از آنان موید این مسئله است؛ ثانیاً آنان علاوه بر زبان فارسی و عربی به ترکی نیز تسلط کافی داشته‌اند در حالی که ملمع‌های خود را برخلاف معمول شاعران ایرانی با فارسی ساخته‌اند. به نظر می‌رسد در این مسئله، تعمدی در کار بوده و نوعی اعتراض آگاهانه خاموش باشد؛ زیرا هیچ گونه اشتراک ریشه‌ای بین زبان کردی با زبان ترکی و عربی وجود ندارد. علاوه بر آن، عدم اشتراک نژادی، فرهنگی، و دیگر مسائل این چنینی با گویشوران این زبان‌ها موجب شده، شاعران کرد عراقی با این کار خود به گونه‌ای با ترجیح زبان فارسی بر این زبان‌ها، پیوستگی و علاقه درونی خود را به ایران و ایرانی نشان دهند و به صورتی پوشیده و در لفافه، زبان فارسی را بر این زبان‌ها ترجیح دهند. ملی گرایی بسیاری از این شاعران و داشتن سروده‌های انقلابی و ملی نیز دلیل دیگری بر این مدعاست. علاوه بر اینها، روحانیون کرد در طول تاریخ، علاوه بر رهبری قیام‌های دینی و ملی، حافظان ادبیات کردی بوده‌اند، به گونه‌ای که بیش از ۹۰ درصد رهبران قیام‌های سیاسی و شاعران و پژوهشگران کرد در گذشته، علمای دینی و عرفای بزرگ بوده‌اند. از این رو استفاده شاعران کرد از زبان فارسی در ساختن ملمع‌های خود، به عنوان یک مبارزه منفی خاموش، بعید به نظر نمی‌رسید.
از میان شاعران کرد عراقی تنها دو نفر ۵/۱۲ درصد در سروده‌های فارسی از خود از شعر حافظ استقبال کرده‌اند ولی این آمار در شاعران کرد ایرانی به هفت نفر (۵۰؛؛٪) می‌رسد. بسامد شعرهای مورد استقبال نیز متفاوت است که این بسامد در شاعران کرد عراقی بین ۱ تا ۵ غزل است؛ در حالی که در شاعران کرد ایرانی از ۲ تا ۲۱ غزل است. به نظر می‌رسد رسمی بودن زبان فارسی، دسترسی بیشتر به دیوان‌های شاعران بزرگ پارسی‌گوی، اهمیت حافظ در نزد ایرانیان و مسائلی این چنینی موجب شده که شاعران کرد ایران به استقبال از حافظ به سرایش شعرهای فارسی بپردازند. از طرف دیگر شعر فارسی را همه کردزبانان ایرانی کم و بیش متوجه می‌شده‌اند؛ اما این مسئله در عراق عمومیت نداشته است. از طرف دیگر نباید محدودیت‌ها و فشارهای حکومت بعث عراق را نیز در کاهش روی آوردن به زبان فارسی در این سرزمین نادیده گرفت. (پارسا، ۱۳۸۸، ۲۱۰ و ۲۱۱)

 

-مکتب شعر سورانی

ریشۀ پیدایش ادبیات مکتوب کردی سورانی را باید در تلاش امارت محلی بابان در سلیمانیه برای تثبیت هویت مستقل خود در رقابت با سلسلۀ محلی اردلان در سنندج دانست. این امر عمدتاً پس از به قدرت رسیدن عبدالرحمان پاشا بابان (د ۱۲۳۱ ق/۱۸۱۶ م) آغاز شد (بلو، ۹).

-نالی

مؤسس مکتب شعر سورانی در امارت بابان ملاخضر فرزند احمدشاه ویس، متخلص به نالی (د ۱۲۷۳ ق/۱۸۵۷ م) بود که در زمان احمدپاشا، نوادۀ عبدالرحمان پاشا، ظهور کرد (موتابچی، ۸۰؛ بلو، ۱۰). نالی نیز مانند بقیۀ شاعران کرد از حوزه‌های علوم دینی سربرآورد و سپس وارد وادی طریقت و عرفان شد (ملاکریم، نالی، ۲۳-۲۴). شباهت اشعار او به غزلهای حافظ تا بدانجا ست که او را «حافظ کرد» خوانده‌اند (پارسا، ۳۲).
نالی در تصویرسازی از طریق تشبیه و نیز در استفاده از جناس و لف‌ و‌نشر در شعر خود، در میان شاعران کرد بی‌همتا است (مجدی، ۴۱۴). این امر نیز از تأثیرپذیری او از حافظ حکایت می‌کند. با مطالعۀ دیوان نالی مشخص می‌شود که این شاعر هم از جهت وزن، قافیه، ردیف آهنگ و شکل ظاهری بیشتر اشعـار، و هم از جهت مضمـون و محتوا (نک‍: ص ۳۹، ۸۰، ۱۰۱، ۳۲۱، ۴۳۹)، و انتخاب و کاربرد نوع اصطلاحات و واژه‌های شاعرانه متأثر از حافظ بوده است، به گونه‌ای که تنها در چند بیت از غزلیات او می‌توان مجموعه‌ای از واژه‌های خاص حافظ مانند رقص، مسجد، شیخ، حلقه، ذکر، سماع، ریش، حیله، عجوزه، شاهد، گنبد، خانقاه، زلف، رقیب، مدعی، ابرو، محراب، قبله، جلوه، سوخته و خام را مشاهده کرد (ص ۳۸۴- ۳۸۹).
برخی از غزلهای نالی از نظر صورت و محتوا تا بدان حد به سخنان حافظ نزدیک است که می‌توان آنها را ترجمۀ اشعار حافظ نامید. به عنوان مثال: «شه‌وی یه‌لدایه یا ده‌یجووره ئه مشه‌و/ که دیده‌م دوور له تو بی‌نووره ئه مشه‌و» (ص ۳۱۸) که درست ترجمۀ این بیت حافظ است: بی‌مهر رخت روز مرا نور نماند ست/ … (ص ۲۷، غزل ۳۸، بیت ۱)؛ یا: «شیره‌یی جانه وتم یا مه‌یه چا بوو فه‌رمووی/ عه‌کسی له‌علی له‌بی مه‌رجانه له فنجانمدا» (ص ۶۹)، که ترجمۀ این بیت خواجه است: ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم/ … (غزل ۱۱). علاقۀ نالی به حافظ چنان است که به نظر می‌رسد تخلص او هم از غزلی از حافظ گرفته شده است: کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد/ حافظ خسته که از ناله تنش چون نالی است (غزل ۶۸).

سواره ایلخانی زاده» (۱۳۱۶-۱۳۵۴ هـ. ش) شاعر نوپرداز کرد، که در فاصله سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۴ هـ. ش در بخش کردی رادیو تهران کار می‌کرد، در یکی از برنامه‌های خود به مقایسه «نالی» شاعر کرد با حافظ شیرازی پرداخته است. او بر این باور است که شعر نالی شباهت زیادی به شعر حافظ دارد، با این تفاوت که شعر نالی عارفانه‌تر از شعر حافظ است، نالی به مسائل ناسیونالیستی پرداخته که در زمان حافظ این گونه مسائل مطرح نبوده است. علاوه بر آن تعبیرات نالی و استفاده او از استعارات و تشبیهات به سبک هندی نزدیک‌تر است. (ایلخانی‌زاده، ۱۳۷۹: ۲۵۷-۲۵۳)
از معروف‌ترین کارهای او تخمیسی از وی بر غزلی از حافظ به زبان‌های عربی و فارسی (به صورت توأمان است که در زیر چند بند آن به عنوان نمونه آورده می‌شود.
اینک تخمیسی از وی بر غزلی از حافظ:
حمامات اللوى ناحت فقم بالنوح ساجلها وعالج فی کؤس الراح أرواح وعاجلها
وسلسل دورها صرفاً وبالجامات جاملها ألا یا أیها الساقی أدر کأساو ناولها
وما بین الندامى من أهالی العشق داولها
وباکر من صبوح یا شقیق الروح فی بکر وکلل تاج‌ها التبری فی رطب من الدرِّ
وخامر عقلهم فی حث کاسات من الخمر وزدهم فی تعاطی راح‌ها سکرا على سکر
«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»
دوای درد هجرت را بجز وصلت نمی‌شاید نبینم رهنمایی کاو بسویت راه بنماید
نسیمی از سر زلفت دل بیمار را باید «ببوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید»
لأنفاس الکبى یا راحه الأرواح علل‌ها (پارسا، ۱۳۸۸، ص ۲۹)

-عبدالرحمان بیگ صاحبقران
دومین شاعر مشهور سورانی‌سرا، عبدالرحمان بیگ صاحبقران، متخلص به سالم (د ۱۲۷۹ ق/۱۸۶۲ م) است که در سلیمانیه به دنیا آمد (پارسا، ۳۹). او نیز در سراسر دیوان خود، که هنوز چاپ منقّحی از آن صورت نگرفته است، چه از جهت ساختار، چه از حیث محتوا کاملاً تحت تأثیر حافظ قرار دارد. گذشته از آن، ۸ غزل مشهور حافظ ازجمله: الا یا ایها الساقی … / (غزل ۱)؛ می‌دمد صبح و کِلّه بست سحاب/ … (غزل ۱۳)؛ دل سراپردۀ محبت اوست/ … (غزل ۵۶) را تضمین کرده، و در ضمن آن اشعار خود را نیز به صورت ملمّع کردی ـ فارسی درآورده است (موتابچی، ۹۲-۹۷، به نقل از سالم؛ پارسا، ۴۱-۵۶)؛ به عنوان مثال: الا یا ایها الساقی به موفلیس وه‌ختی ئیحسانه] موقع کمک به بی‌چیزان است[/ ادرکأساً و ناولها عه‌تا شیوه‌ی که‌ریمانه (بخشش آیین جوانمردان است)(موتابچی، ۹۷).

-سالم

سالم علاوه بر زبان کردی بر زبان‌های عربی، فارسی و ترکی استانبولی نیز تسلط داشته است اما بیش از همه از زبان فارسی متأثر شده است، تا جایی که واژه‌ها و اصطلاحات فارسی در شعر او کم و بیش به کار گرفته شده است. به نظر می‌رسد این امر به دلیل مطالعه بیشتر سروده‌های شاعران فارسی زبان و رفت و آمد او به سنندج باشد که نتیجه آن تسلط بیشتر بر این زبان بوده است.
سالم رد دو قالب غزل و قصیده طبع آزمایی کرده و استادی خود را در هر دو به اثبات رسانده است. عشق و دلدادگی، مسائل میهنی و ملی، ستم‌ستیزی، مسائل تاریخی چون دلایل شکست بابان‌ها از رومیان، نبرد بابان‌ها و عثمانی‌ها، شکوه از دست رفته حکومت ملی بابان‌ها و مسائلی از این دست از موتیف‌های سروده‌های ایشان محسوب می‌شوند.
اشاره به شخصیت‌های اساطیری چون جم، گیو، ضحاک، طوس نوذر و امثال آنها از آشنایی و تسلط او بر اساطیر ایرانی به ویژه آشنایی او با شاهنامه فردوسی حکایت دارد. (پارسا، ۱۳۸۸، ۴۰).

-کویی
دیگر شاعر سورانی سرای مشهور، حاجی قادر کویی (د ۱۳۰۰ ق/ ۱۸۸۳ م) است که در شهر کویۀ کردستان عراق به دنیا آمد (شارزا، ۱۰- ۱۵). حاجی قادر با تضمین برخی از غزلهای حافظ، مسمط‌های کردی ـ فارسی زیبایی سروده که در نوع خود بی‌نظیر اسـت (نک‍: ص ۲۸۱-۲۸۲). او در مـواردی هـم اشعـار حـافـظ را تضمین و تلمیع کرده است و واژه‌های آخر هر مصراع کردی خود را از غزلیات حافظ برگزیده و به گونه‌ای با واژگان کردی ترکیب کرده است که از نظر مفهومی هیچ اشکالی در شعر به وجود نمی‌آید. به عنوان مثال: ده‌خیلت بم وه‌ره ساقی (ادر کأساً و ناولها)/ غه‌م و غوصصه‌ی دلم که‌م بوو (ولی افتاد مشکلها) (ص ۵۱). ابیاتی که این شاعر تحت تأثیر مضمون و محتوای اشعار حافظ به کردی سروده، در خور توجه خاص است؛ ابیاتی که در آنها گاه از واژه‌ها و اصطلاحات و تعبیرات خاص حافظ نیز استفاده شده است (نک‍: ص ۴۴، ۶۲، ۶۶، ۶۹، ۷۰، ۱۰۴، ۱۵۳، ۱۶۰، ۲۷۸).

حاجی قادر جهت ادامه تحصیل خود به ایران آمد و به شهرهای مهاباد، سردشت و اشنویه رفت و پس از تکمیل معلومات به شهر و دیار خود بازگشت. بعد از مدتی به شهر استامبول در ترکیه مهاجرت کرده، و پس از آشنایی با خانواده مشهور و ادب دوست «بدرخانیان»، به مسائل ملی‌گرایی و به عشق وطن می‌گراید و همین امر موجب تحول مضامین غزل‌های وی از عاشقانه به ملی شد.
حاجی قادر، در سرودهای خود تخلص «حاجی» را برگزید. ایشان پس از حدود ۷۳ سال زندگی، در سال ۱۸۹۷ م در استامبول جان به جهان آفرین تسلیم کرد. حاجی قادر به زبان‌های کردی، فارسی، عربی و ترکی تسلط کامل داشته است.

 

حاجی قادر در ترازوی حافظ و کلیم
حاجی قادر از میان سرایندگان پارسی گوی علاوه بر حافظ به کلیم کاشانی نیز توجه خاصی دارد و از آنجا که کلیم در اصل همدانی بوده است، او را به کلیم همدانی می‌شناسند. حاجی در بیتی نسبت «به‌به» (سلیمانیه مرکز حکومت آل بابان) با نالی و نسبت شهرستان «کویه» با خود را همانند نسبت حافظ به شیراز و کلیم به همدان سنجیده است:
«نالی» یو خاکی «به‌به»، «حاجی، یو «کویه» به مه‌ثه‌ل
عه‌ینه‌هی «حافظ» و «شیراز» ه، «که‌لیم» و «هه‌مه‌دان»
رابطه نالی با سرزمین بابان‌ها (شهر سلیمانیه) و حاجی (قادر) با شهر کویه در مَثَل عیناً‌ همانند رابطه حافظ و شیراز است و کلیم و همدان.
حاجی در این بیت وضعیت زندگی خود را همراه با «نالی» (شاعر بلندآوازه کرد و مشهور به حافظ کرد) به نسبت اقامت و دوری و نزدیکی به محل زندگی و وطن خود با وضعیت «حافظ» و «کلیم» مقایسه می‌کند. توضیح این که او در این تشبیه «نالی» را در ارتباط با شهر «سلیمانیه» همچون رابطه «حافظ» و «شیراز» می‌داند، همان گونه که حافظ هیچ گاه برای مدت طولانی از شهر خود دور نشد، نالی هم بیشتر ایام عمرش را در سلیمانیه گذراند و در همان جا شعر سروده است. همچنین خود را با کلیم همانند می‌داند و همان طور که کلیم علی رغم همدانی بودن، بیشتر عمر خود را در خارج از همدان به سر برده است، حاجی نیز با وجود «کویی» بودن مدت کمی از زندگی خود را در این شهر گذرانده است. (حسامی، ۱۳۸۰: ۱۸۳) (پارسا، ۱۳۸۸، ۶۴ و ۶۵)
-محوی
از دیگر شاعران مشهور سورانی‌سرا، محمد ملقب به محوی (د ۱۳۲۷ ق/ ۱۹۰۹ م)، متولد سلیمانیه بود (پارسا، ۶۵). او را بیش از هر شاعر دیگری نماد تصوف و عرفان دانسته‌‌اند. اشعار این شاعر بیش از دیگر شاعران کردی‌سرا صبغۀ عرفانی دارد (سلام، ۱۵۸). دیوان اشعار او که در دو بخش کردی و فارسی به چاپ رسیده است، از تأثیرپذیری همه‌جانبۀ این شاعر از حافظ حکایت می‌کند (نک‍: ص ۲۴-۲۵، ۱۶۶). محوی گاه با تضمین مصراع یا بیتی از حافظ، اشعار ملمع سروده، و گاه با پیروی از صنعت «تشطیر» مصراع‌های یک بیت را از هم جدا کرده است (ص ۶۹). وی برخلاف نالی و سالم، از مثنوی «ساقی‌نامۀ» حافظ نیز به خوبی تأثیر پذیرفته، و در یکی از سروده‌های فارسی خود از این مثنوی ستایش کرده است (نک‍: ص ۵۰۸).

محوی به زبان‌های کردی، فارسی، عربی و ترکی کاملاً آشنایی داشته است. دیوان اشعار وی در دو بخش کردی و فارسی به کوشش ملأ عبدالکریم مدس و محمدملا کریم تصحیح شده و در عراق به چاپ رسیده است. انتشارات صلاح‌الدین ایوبی نیز در سال ۱۳۶۷ آن را در ایران تجدیدچاپ نموده است. محوی در سروده‌های کردی خود تحت تأثیر سبک «نالی» – از دیگر شاعران کرد عراقی – است و در اشعارش، ابیاتی از نظامی، سعدی، حافظ و جامی را تضمین کرده است.
اشاره به آثار ابن عربی و جلال‌الدین مولوی بیانگر آشنایی محوی با عرفان نظری می‌باشد. به عبارت دیگر او عرفان نظری و عملی را با هم داشت. محوی در شعر صوفیانه حافظ وار بر زاهدان ریاکار و واعظان بی عمل می‌تازد و با آنان به ستیز برمی‌خیزد. او در سال ۱۳۲۷ ق در ۷۵ سالگی دار فانی را وداع گفت. (پارسا، ۱۳۸۸، ۶۶)

 

-طالبانی
دیگر شاعر سورانی‌سرای مشهور کرد، شیخ رضا طالبانی (د ۱۳۲۸ ق/۱۹۱۰ م) است، که در محلی موسوم به چمچال، نزدیک کرکوک زاده شد (صفی‌زاده، ۲/ ۵۷۹). شیخ رضا که هم به کردی و هم به فارسی شعر می‌گفت، بسیاری از اشعار حافظ را به فارسی تضمین کرده، یا از طریق استقبال از غزلهای خواجه اشعاری تازه و دلنشین سروده است (برای نمونه، نک‍: پارسا، ۸۱). این شاعر از بیت معروف حافظ: بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت/ و ندر آن برگ و نوا خوش‌ناله‌های زار داشت (غزل ۷۷)، تأویلی دلنشین مطابق باورهای شیعی برای ناصرالدین شاه به دست می‌دهد. بدین ترتیب که با استفاده از حساب جمل، «بلبلی برگ گلی» را معادل عدد ۳۵۶، «بلبل» را به حضرت علی (ع)، «برگ» را به امام حسن (ع) و «گل» را به امام حسین (ع) تأویل می‌کند. مبنای این تأویل آن است که مجموع معادل عددی علی، حسن، حسین نیز ۳۵۶ خواهد بود (پارسا، ۸۴-۸۵). طالبانی همچنین در اشعار کردی خود، غزل‌هایی از حافظ را تضمین کرده، و از آنها برای هجو دیگران بهره برده است (ص ۴۵-۴۶).

طالبانی تا ۲۵ سالگی به یادگیری علوم عربی، ادبیات فارسی و ترکی مشغول بود و بعد از آن به سیر و سفر پرداخت. او در سال ۱۸۶۰ از راه حلب به اسلامبول رفت و بعد از دو سال به کرکوک بازگشت؛ در ناحیه اربیل از وفات پدرش آگاه شد، به همین خاطر مدتی به کویه رفت و بعد از مدتی دوباره به کرکوک برگشت. در سال ۱۸۶۶ برای دومین بار به اسلامبول رفت، که در این سفر از روم هم دیدار کرد. (پارسا، ۱۳۸۸، ص ۷۸)
شاعری شیخ رضا او را به صدرالاعظم اسلامبول نزدیک کرد و به کمک او از راه مصر به حج رفت. او در برگشت به اسلامبول با احمد پاشای بابان روابطی صمیمانه برقرار کرد. طالبانی در سال ۱۸۸۴ به کرکوک برگشت و از طرف حکومت عثمانی مقرری اندکی برای وی تعیین شد، تا این که در سال ۱۹۰۰ م کرکوک را برای همیشه به مقصد بغداد ترک کرد. شیخ رضا در بغداد با اهل علم و ادب معاشرت بسیار داشت، و سرانجام در سال ۱۹۱۰ م در همان شهر وفات یافت و در گورستان شیخ عبدالقادر گیلانی به خاک سپرده شد. (همان)
شیخ رضا شاعری هجوسراست و در این نوع ادبی جانشین خلف سوزنی سمرقندی محسوب می‌شود. او به چهار زبان عربی، فارسی، کردی و ترکی شعر سروده است. در کنار سروده‌های هجوآمیز، شیخ رضا سروده‌های دل‌انگیزی در مناجات، نعت پیامبر اکرم (ص)، منقبت اولیا و اهل بیت دارد. او مرثیه بسیار زیبایی در رثای شهیدان کربلا و شهادت حضرت حسین (ع) سروده که در نوع خود بی‌نظیر است. (همان)
-حمدی

در حوزۀ زبان کردی، صرفاً به شعرای طریقت‌مدار محدود نیست، بلکه این تأثیرپذیری و این استفادۀ رجال دینی بدون گرایش عرفانی مانند حمدی، و رجال دیوان‌سالار و حاکمان سیاسی و نظامی مانند برادران جاف و عبدالله زیور و ملامحمود مفتی (بیخود) را هم شامل می‌شود؛ چنان‌که احمدبگ صاحبقران متخلص به‌حمدی (د ۱۳۵۵ ق/۱۹۳۶ م) گاه مصراعی از یک بیت حافظ را برمی‌گزید و به دفعات در میان اشعار خود تکرار می‌کرد (نک‍: ص ۱۱۹-۱۲۱)، به عنوان مثال: … / تا خواجه می‌خورد به غزلهای پهلوی (غزل ۴۸۶)؛ یا در استقبال از غزلهای حافظ، مثلاً: بیا که قصر امل … (غزل ۳۷)، شعری تازه می‌سرود (قس: حمدی، ۳۵۶). علاوه بر آن حمدی به تقلید از «ساقی‌نامۀ» حافظ، «ساقی‌نامه» ای سروده است (ص ۸۷-۹۱).

-جاف
طاهر بگ جاف (د ۱۳۳۷ ق/ ۱۹۱۹ م) فرزند عثمان پاشا، حاکم حلبچه (پارسا، ۸۷) هم بسیاری از غزلهای خود را در استقبال از حافظ سروده (ص ۲۴- ۲۸، ۷۸، ۸۴-۸۶)، و برخی از غزلیات حافظ را ترجمه کرده است؛ به عنوان مثال: ساقیا برخیز و پرکن تا به لب این جام را/ دفع فرما ساعتی تو این غم ایام را (همو، ۶۱) که بازگوییِ این بیت از غزل حافظ است: ساقیا برخیز و در ده جام را/ خاک بر سر کن غم ایام را (غزل ۸). برادر او احمد مختار جاف (د ۱۳۵۴ ق/۱۹۳۵ م) هم در دیوان شعر خود از حافظ پیروی کرده است (ص ۶۵، ۸۵).

طاهر بگ بنا بر سنت دیرینه آن زمان مناطق کردنشین در سن هفت سالگی وارد مدرسه علوم دینی شد و فارسی و عربی را به خوبی آموخت. طاهر بگ شاعر توانمندی است و به چهار زبان کردی، فارسی، عربی و ترکی شعر سروده است. او در سال ۱۳۳۷ ق در سن ۴۲ سالگی از دنیا رفت. ‌آرامگاه وی هم اکنون در نزدیکی شهر حلبچه واقع شده است. (پارسا، ۱۳۸۸، ۸۷)
-ملأ محمود بیخود (۱۲۹۶-۱۳۷۶ ق)
ملأ محمود فرزند حاج ملأ محمد امین مفتی چاومار، متخلص به بیخود (= مدهوش) در سال ۱۲۹۶ ق در سلیمانیه متولد شد. محمود پس از خاتمه تحصیلات حوزوی در حدود سال ۱۳۲۰ ق حاکم شهر حلبچه شد.
ملأ محمود در سال ۱۳۷۶ ق / ۱۹۵۵ م وفات یافت.
دیوان او شامل دو بخش کردی و فارسی است. بخش فارسی آن ۱۲۶ صفحه را به خود اختصاص داده و

شامل قطعات، قصاید، غزلیات، مسمط‌ها، رباعیات و مفردات می‌باشد. سروده‌های فارسی او بسیار پخته و پر معنی است که بیانگر تسلط وی بر زبان فارسی است. بیخود قصاید بسیار دلنشینی در مدح حضرت رسول (ص) دارد. به عنوان مثال می‌توان به قصیده‌ای با مطلع زیر اشاره کرد:
بس که شد دنبال محمل این دل شیدای من گرد دامان جنون شد تربت صحرای من
مطالعه سروده‌های فارسی بیخود نشان می‌دهد که او با اشعار فردوسی، مولوی بلخی، خاقانی، بیدل و یغمال جندقی مأنوس بوده است. وی رباعی مشهور لطفعلی خان زند را هم به کُردی برگردانده است. تخلص او به خوبی بیانگر گرایش‌های عرفانی اوست که نمود آن را می‌توان هم در سرده‌های کردی و هم سروده‌های فارسی او به خوبی ملاحظه کرد. بیخود با عربی و ترکی نیز آشنایی داشته است. از سرودهای ترکی وی تنها یک بیت بیش باقی نمانده است. اما برگردان یک رباعی زمخشری را به فارسی می‌توان نشانه‌ای از عربی دانی و مهارت شاعری او به شمار آورد:
زمشخری:
قضاه زماننا صاروا لصوصا عموماً فی القضایا لاخصوصا
خشینا منهم لو صافحونا للصوا من خواتمنا فصوصا
بیخود:
نواب زمان ما بدانید چنین بودند همه دزد و نشسته به کمین
کردندی اگر مصافحه ترسیدیم ز انگشتری ما که بدزدند نگین
بیخود بسیار کم از حافظ متأثر شده است. (پارسا، ۱۳۸۸، ص ۹۱)
-امین یمنی بک (۱۲۶۱ -؟)
درباره این شاعر اطلاع زیادی در دست نیست. حیرت سجادی درباره او چنین گفته است:
شاعر شیرین کلام امین یمنی پسر احمد افندی است که در سال ۱۲۶۱ قمری در شهر سلیمانیه به دنیا آمد بعد از فراغت از تحصیل ابتدایی و مقدماتی علوم و فنون عربی، دست قضا او را به اسلامبول انداخت. اول مأموریت وی در یکی از مکاتب، آموزگاری زبان فارسی بود، در این موقع قریحه شعری او نضج گرفت و با این که در عصر او فحول شعرای عثمانی فراوان بود امین یمنی گوی سبقت را از میدان فصاحت ربود. اوقات عمر او با این که در مأموریت حکومت می‌گذشت اما در انشاء و اشعار نغز و نمکین سستی نمی‌نمود، در تاریخ ۱۲۹۱ به شهبندری به ایران آمد و در شهر خوی چهار سال و نیم اقامت کرد. در سال ۱۲۹۶ به اسلامبول برگشت و به سمت وکالت عمومی در موصل و وان و جده خدمات برجسته نمود. بعد با سمت شهبندری به سنندج آمد و چند سال با شعرا و ادبای این محل محشور بود. زبان فرانسه را خوب می‌دانست. افکار او بیشتر مفتون اشعار حافظ شیرازی است. بدین سبب موفق به تخمیس دیوان آن بزرگوار شده است. آثار زیادی از وی به زبان‌های عربی و فارسی و کردی موجود است از آن جمله، قهرمان قاتل، هفت پیکر و ترکیب بند و ضرورت الامثال و پرده اسرار را به ترکی و تحریر و نصایح الاطفال و منتخبات اشعار و تخمین جلد اول مثنوی شریف به فارسی از وی بر جای ماند است.
-ناری (۱۸۷۴ ۱۹۴۴ م)
ناری تخلص سراینده مشهود کرد، محمد بن ملأ احمد بن ملأ احمد بن ملأ محمد بن ملأ عبدالرحمن، معروف به کاکه حه‌مه‌ی بیلو (kake hamay belu) است و همان گونه که از نسب او برمی‌آید، همه خاندانش اهل علم بوده‌اند. ناری در سال ۱۸۷۴ م. در روستای بددلان، در قصبه گرمک از توابع شهرستان پنجوین عراق متولد شد.
ناری از همان سنین خردسالی مطابق سنت مرسوم به فراگیری علوم دینی پرداخت و در این راستا در شهرهای سلیمانیه، رواندز و اربیل (در عراق) و شهرهای بانه، سنندج و مریوان (در ایران) به کسب علوم دینی پرداخت و پس از تکمیل معلومات در سال ۱۹۰۴ م، مدرس و امام جماعت روستای بیلو شد و تا پایان عمر (۱۹۴۴ م) در همین روستا زندگی را به سر برد. ناری سه غزل از غزل‌های حافظ شیرازی را در مسمط‌های مخمس خود، تضمین کرده است و با این کار، ضمن تضمین، ملمع‌های زیبایی نیز پدید آورده است. (پارسا، ۱۳۸۸، ۹۷)

-امیر صاحبقران (۱۸۸۶-۱۹۹۴ م)

صالح زکیه که تخلص شعری او «امیر» است، در روز ششم ماه آذار ۱۸۸۶ در حلبچه متولد شد. او مقطع ابتدایی و راهنمایی را به اتمام رساند، از مدرسه جنگ در استامبول فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۹۰۷ درجه افسری گرفت. امیر در جنگ جهانی اول شرکت کرد. سپس به عراق برگشت و قائم مقامی ناحیه «آگری» را به عهده گرفت. او در سال ۱۹۳۵ فرماندهی شهر سلیمانیه و اربیل را برعهده داشت، و در سال ۱۹۲۶ مجله‌ای به نام دیاری کوردستان (تحفه کردستان) به چهار زبان کردی، فارسی، عربی و ترکی منتشر کرد. این شاعر توانمند در ماه کانون اول ۱۹۴۴ م وفات یافت.
قانع (۱۸۹۸ – ۱۹۶۵ م)
این شاعر بلندآوازه کرد در روز ۱۵ ایلول ۱۸۹۸ بعد از چهارده خواهر در روستای ریشین از حومه شهر زور عراق به دنیا آمد. پدر و مادرش ایرانی‌الاصل بودند و در ناحیه مریوان زندگی می‌کردند اما خان‌های منطقه، قبل از تولد شاعر اموال خانواده او را مصادره و آنان را از خانه و کاشانه خود آواره دیار دیگری کردند.
قانع به زبان‌های کردی، فارسی و عربی تسلط کامل داشته است. وی در میان شاعران پارسی‌گوی، ارادت خاصی به حافظ شیرازی داشته است که تضمین شش غزل حافظ دلیلی بر این مدعاست. بیشترین تأثیرپذیری قانع از حافظ به شکل تضمین و تلمیع بوده است، قانع در کل هشت غزل حافظ را به صورت تضمین و تلمیع به کار برده است. از آنجا که او شاعری طنزپرداز است، گاه شعر حافظ را در سروده‌های طنز خود به کار برده است. (پارسا، ۱۳۸۸، ۱۰۷)
-بختیار زیور (۱۹۰۸-۱۹۵۲ م)
نامش فائق و فرزند شاعر مشهور کرد زیور افندی است، و در سال ۱۹۰۸ در شهر سلیمانیه عراق به دنیا آمد. در آغاز همانند همه کودکان زمان خود به طلبگی روی آورد و سپس وارد مدرسه شد و ششم ابتدایی را در آنجا به پایان رسانید.

ملأ محمود بیخود (د ۱۳۷۶ ق/۱۹۵۷ م)، که مدتی حاکم حلبچه بود (پارسا، ۹۱)، از اشعار حافظ تقلید، و برخی از آنها را ترجمه کرده است؛ به عنوان نمونه بیتِ «ای هدهد صبا …» (نک‍: غزل ۹۰؛ قس: بیخود، ۶۱)
در دیوان زیور یک مسمط مخمس تضمینی از حافظ شیرازی به چشم می‌خورد. (ص ۲۷۹). (پارسا، ۱۳۸۸، ۱۱۶)
-حاجی میرزا عبدالله کویی متخلص به خادم (۱۸۹۵-۱۹۷۱ م)
عبدالله فرزند محمد مولود در شهر «کویه» از شهرهای عراق متولد شد. در همان سنین خردسالی او را به مکتب خانه فرستادند. به دلیل هوش و ذکاوت زیاد در ۱۲ سالگی موفق به گذراندن همه درس‌های مکتب گردید. در ۱۹۱۶ همه دارایی او غارت شد، به گونه‌ای که مجبور شد به شهر «قلعه دره» برود و در آنجا به شغل خیاطی مشغول گردد. اما هرگز از مطالعه غافل نماند، بعد از این که در سال ۱۹۴۶ در شهر سلیمانیه نیز سکنی گزید، از مطالعه غافل نماند، به گونه‌ای که مغازه‌اش در آن شهر پاتوق شاعران و ادیبان گردید که به عنوان مثال می‌توان به ملأ محمود بیخود، رمزی ملأ معروف، علی کمال باپیر، و احمد شکری اشاره کرد. حاج میرزا عبدالله از شیفتگان مولوی رومی بود و بسیار به مثنوی علاقه داشت؛ کلیات سعدی و دیوان بیدل دهلوی از دیگر آثار مورد علاقه وی بوده است. حاج میرزا عبدالله در روز ۵/۱/۱۹۷۱ م وفات یافت و در روستای «جوگه‌له» به خاک سپرده شد. حاج به دو زبان کردی و فارسی شعر سروده است.
خادم همچون دیگر شاعران کرد با ادب پارسی به خوبی آشناست. ملمع‌هایی که با سروده‌های سعدی، حافظ، مخفی، بیدل و دیگر سرایندگان ساخته، به خوبی بیانگر این مطلب است. ((پارسا، ۱۳۸۸، ۱۱۹)

-حویزی
در قلمرو جغرافیایی گویش سورانی شاعرانی بوده‌اند که اشعار خود را به زبان فارسی می‌سرودند، ازجملۀ آنان می‌توان به حاجی بکر آغاحویزی متخلص به قاصد (د ۱۲۷۰ ق/۱۸۵۴ م) در شهر کویه در کردستان عراق اشاره کرد (حویزی، ۳؛ سرخی، ۹). او بر خلاف شعرای قبلی، بازرگان بود (همو، ۱۱)، ولی در اشعارش بارها از حافظ تقلید کرده و علاوه بر آن برخی غزلهای او را تخمیـس کـرده است (نک‍: حـافظ، غـزل ۸۹، بیـت ۱؛ قس: قاصد، ۲۴۶). مهم‌تر از او شاعری به نام سلیمان، متخلص به کاتب از بابانهای سلیمانیه است که در ۱۲۶۶ ق/۱۸۵۰ م در شهر استانبول دیوان شعرش را به زبان فارسی برای عارف حکمت ترک سروده است (ص ۱۱۴-۱۱۷). او در بسیاری از شعرهایش از حافظ الهام گرفته است (ص ۱۴۰-۱۴۱، ۱۵۳) و در خاتمۀ دیوان خود می‌نویسد: «بی‌ادبی کرده و غزل حافظ علیه‌الرحمه را تخمیس نموده با عدم قابلیت ثبت شد». غزلی که او تضمین می‌کند: نفس بـاد صبا مشک‌فشان خـواهد شد/ … (نک‍: غزل ۱۶۴؛ قس: کاتب، ۱۷۷) است.

۲- ۴-تأثیرپذیری ادبیات کردی در فیلی از شعر فارسی
پژوهشگران و صاحب‌نظران متعددی کردی فیلی را ادامەی زبان پهلوی (شاخەی پهلویک، پهلوانیک) می‌دانند. (موکریانی، ۲۰۱۲، ۲) (احمد ناصر الفیلی، ۲۰۱۲،۲۲)
کردهای فیلی شیعە مذهبند و در ایران در استان‌های کرمانشاە و ایلام و در عراق عمدتاً در خارج حوزەی اقلیم کردستان و در استانهای دیالی، واسط، العمارە، بغداد، بصرە، کربلا و نجف ساکن می‌باشند. (خیری، ۱۳۷۵، ئاوینه ش ۳۲ و ۳۳، ص ۱۰۲ و ۱۰۳) آنان تعلق خاطر زیادی به زبان و ادبیات فارسی دارند.
به علت کثرت جمعیت پیش از به روی کار آمدن رژیم بعث و در اوایل این رژیم، در بغداد مدرسەی موسوم به (فرح) خاص کردهای فیلی وجود داشتە و همچنین در شهر کوت مرکز استان واسط، ملأ ابراهیم فیلی مکتب‌خانەای سنتی که در آن علاوە بر متون قرآنی، شعر فارسی و به ویژه بوستان و گلستان سعدی و منظومەهای کردی را تدریس می‌کردە دایر نمودە و خود نیز چند منظومه را متأثر از “خورشید خاور” و “فلک ناز” به کردی سروده است. (بیگی، ۱۳۹۵، خبرگزاری کردپرس)
اصرار کردهای فیلی بر اصالت ایرانی خود چنان بودە که به آنان به دو جرم شیعە بودن و ایرانی بودن مورد اذیت و آزار رژیم بعث قرار گرفتە و پس از ابطال شناسنامەهایشان از عراق اخراج شدەاند و بیست و دو هزار تن از جوانان آنان در پروسەی موسوم به انفال کردها شهید شدەاند که هجدە هزار تن از آنان در آزمایش سلاحهای میکروبی و شیمیایی از بین رفتەاند. (سیداحمدی، ۱۳۹۵، ۱۸ و ۳۳)

-تعلق خاطر و تأثیرپذیری معاصرین کرد

الف تعلق خاطر به فرهنگ و اصالت ایرانی کردها و محدودیت‌های ایجاد شده

-تعلق خاطر به ایران، در میان معاصرین نیز ادامە پیدا کردە است. علیرغم اینکه پس از شکل‌گیری دولتهای نوین ملی‌گرای ترک و عرب در منطقە انجام کار علمی مبتنی بر این باور برای این نویسندگان با مشکلات عدیدەای همراە بود است.
دکتر کوردستان مکریانی از کردهای شمال عراق، در این‌بارە می‌نویسد: در سال ۱۹۸۵ صلاح سعداللە که مهندس نفت بود، در هنگام جنگ ایران و عراق، اظهار این حقیقت از سوی ما را به جرم بزرگی تبدیل کرد و ما را دچار دردسر ومخاطرەی مداومی نمودە که در مقابل مسئول مقتدر فرهنگی و تبلیغاتی کردی رژیم بعث به من گفت: شما و همسرت، همانند توفیق وهبی، طرفدنر ایرانی‌گری “پان ایرانیستی” هستید زیرا می‌گویید زبان کردی، یک زبان ایرانی است. او به این کار هم راضی نشد، جزوەای به نام (حول اللغە الکردیە)، (پیرامون زبان کوردی) چاپ کرد و در آن جزوە، دکتر جمال نەبهز، را به زندە کردن امپراتوری ایرانی متهم کرد. (موکریانی، ۲۰۱۲، ۳)

خانواده ملأ ابراهیم فیلی (سپیدنامه) که ساکن و متوفی کوت بوده‌اند، به دلیل حفظ اصالت ایرانی به همراه حدوداً پانصد هزار کرد فیلی شیعه و ایرانی الاصل از عراق و پس از به روی کار آمدن رژیم بعث صدامی اخراج گردیدند. (بیگی، ۱۳۹۵، خبرگزاری کردپرس)

 

ب – تأثیرپذیری شاعران کرد

علاوه بر شعرای کلاسیک می‌توان از چندین شاعر معاصر کرد مانند سید بهاءالدین شمس، حافظ مهابادی، عبدالرحمان شرفکندی (هژار)، لطیف هلمت (کردستان عراق)، شریف حسین پناهی، و گـوران، پدر شعر نـو کردی نام برد که در اشعارشان به شیوه‌های گوناگون از حافظ تأثیر پذیرفته‌اند (پارسا، ۱۳۸۸، ۱۷۲-۲۰۵).

 

گوران (۱۹۰۴-۱۹۶۲ م)
عبدالله بگ فرزند سلیمان بگ، فرزند عبدالله بگ، در سال ۱۹۰۴ یا ۱۹۰۵ در حلبچه متولد شد. پدربزرگش، عبدالله بگ، در ادب پارسی بسیار توانا بود و به همین خاطر به «کاتب فارسی» مشهور بوده است. گوران نزد پدر قرآن و دیگر آموزش‌های مقدماتی را فرا گرفت، و مدتی نیز در مسجد پاشا در حلبچه به خواندن علوم دینی پرداخت. سپس در اولین مدرسه زبان ترکی این شهر ثبت نام کرد، تا این که در سال ۱۹۱۹ پدرش وفات یافت.
گوران علاوه بر زبان کردی، بر زبان‌های عربی، روسی و فارسی نیز تسلط کامل داشت، به گونه‌ای که شصت و یک رباعی خیام، ترجیح‌بند مشهور هاتف اصفهانی، شعری از ناصرخسرو و شعری از میرزاده عشقی را به کردی برگردانده است.
گوران در عراق به عنوان پدر شعر نو کردی مشهور است و از این رو دارای جایگاهی چون «نیمایوشیج» در ایران است. (پارسا، ۱۳۸۸، ۱۲)

-شیرکو بیکس

شیرکو بیکس، شاعر جهانی کرد در مصاحبهای با مجلەی کردی ـــ فارسی “ئاوێنە”، می‌گوید اغلب اشعار باباطاهر را سرآغاز ادبیات کردی نوین و مکتوب می‌دانند. (گفتگو با ئاوینه، ۱۳۷۵، شمارەی ۲۶ و ۲۷، ص ۲۴)

دکتر عزالدین مصطفی رسول، شاعر کرد و پژوهشگر کرد عراقی، صاحب تالیفات متعددی است که یکی از آنها کتاب “بررسی گلستان سعدی” به گویش کردی سورانی است به خواندن متون فارسی در مکتب خانه‌های سلیمانییه اشاره می‌کند.

(گفتگو با ئاوینه، ۱۳۷۵، شمارەی ۲۶ و ۲۷، ص ۴۲)
-لطیف هلمت
(خبرگزاری ایسنا، چهارشنبه / ۸ مهر ۱۳۹۴ / کد خبر: ۹۴۰۷۰۸۰۴۹۹۷)
لطیف هلمت، شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار کورد عراقی، متولد ۱۹۴۷ میلادی و زاده شهر “کفری” از توابع استان کرکوک کردستان عراق است.
او در خانواده‌ای اهل آیین و تصوف و شعر و ادب متولد شد و پدرش یکی از مشایخ طریقت قادریه بود و به خاطرآشنایی کافی با زبان و ادبیات فارسی، همواره شعرهای حافظ، سعدی، مولانا، عطار، بیدل و بایزید بسطامی را برای فرزندانش به زبان کردی ترجمه می‌کرد و می‌خواند. همانگونە که می‌بینیم نسل پیش از نسل شاعان معاصر تراز اول کوردستان عراق که به دلیل گذشت نیم قرن از استیلای حزب ناسیونالیستی پانعربی بعث صدامی، از خواندن هر متن فارسی ایرانی محروم شدەاند، بر خلاف نسل پیش از خود که در مکتبخانەها شعر و نثر فارسی را خواندەاند، حداکثر توان مکالمە و خواندن و فهمیدن درصدی از شعر و متون فارسی را دارند.

هلمت در این باره می‌گوید: من زمانی که شروع به خواندن شعر و نوشتن کردم خیلی کوچک بودم. پدرم خود شاعر بود و به زبان فارسی هم آشنا بود. پدرم هم روحانی بود و هم از شیوخ طریقه قادری بود و چندین مرید در کلاسهای درسش حاضر می‌شدند. و او برای مریدانش بیشتر بوستان و گلستان سعدی و از خوارق بایزید بسطامی و پندهای عطار و منطق الطیر و اشعار حافظ می‌خواند و ترجمه می‌کرد. من در آن مجالس بزرگ شدم و از سن ۱۲ ـ ۱۳ سالەگی، هوای نوشتن شعر به سرم زد. من در خانە در چنان فضای مذهبی بزرگ شدم و حدود ۲۰ سال است که به تصوف و ادبیات تصوف گرایش پیدا کرده‌ام و توانستم در بغداد ترجمه عربی مثنویات مولانا جلال ادین رومی و منطق‌الطیر عطار نیشابوری را پیدا کنم و بخوانم و این را دو موفقیت بزرگ برای خودم می‌دانم و بعدها بوستان و گلستان را خواندم و تلاش کردم تا حدودی زبان فارسی را یاد بگیرم و بیشتر از این آثار لذت ببرم. اکنون ۷۵ تا ۸۰ درصد شعرهای حافظ را می‌فهمم و دیوان بیشتر شاعران فارسی زبان را هم به فارسی و هم به ترجمه عربی دارم. از میان شاعران معاصر فارسی به شاملو، سهراب و فروغ بسیار علاقه دارم اما بیش از همه با فروغ و زبان فروغ بیشتر احساس نزدیکی می‌کنم چون زبانی ساده و در عین حال معانی عمیقی دارد. برخی اوقات اشعار فروغ را تا ۹۰ درصد به درستی می‌فهمم و افتخارم این است که در کودکی به وسیله پدرم با آثار سعدی، حافظ، بیدل، فردوسی و جامی، فرید الدین عطار ودیگر شاعران بزرگ فارسی زبان بزرگ شدەام و این آشنایی زمینه ایجاد ذهنیت روشنگری در من شد تا بتوانم اول خودم و سپس دیگران را نقد کنم. من حدود ۵۰۰ دیوان شعر فارسی دارم. (خبرگزاری مهر، ۲۹ شهریور ۱۳۹۴)
لطیف هلمت “لەتیف هەڵمەت” شاعر نوگرای کورد، در رابطە با تأثیر فرهنگ ایرانی بر شعر کوردی در عراق می‌گوید: من در شعرم، علاوە بر تأثیرپذیری از “حلاج”، از “شیخ محی‌الدین عربی”، و از عالم صوفی‌گری آن‌ها اثیر پذیرفتە و در این رابطە کار کردەام. (ماهنامه‌ی ئاوێنە، ۱۳۷۵، ش ۲۶ و ۲۷، ص ۴۸)

 

-تحلیل مباحث

 

در بررسی اشعار شاعران کرد می‌توان دریافت که در پاره‌ای موارد از شعر بیدل متأثر بوده‌اند. میرزا عبدالله کویی متخلص به خادم و ملأ محمود متخلص به بیخود و در میان نوپردازان لطیف هلمت خود را متأثر از بیدل دهلوی دانسته‌اند و به این مساله اشاره شده است. نال را با اینکه حافظ کرد لقب زده‌اند اما وی در اشعارش خود را به سبک هندی نزدیکتر کرده است (ایلخانی‌زاده، ۱۳۷۹: ۲۵۷-۲۵۳) شیرکو بیکس نیز به ویژه در منظومه‌ی “داستان – شعر” دره‌ی پروانه‌ها به وفور از تصویرسازی‌های خیال انگیز سبک هندی و بیدل استفاده کرده است.

به طور کلی می‌توان گفت سرایندگان کرد در سرایش منظومه‌های حماسی از فردوسی، در سروده‌های عرفانی از نظامی، سنایی، عطار و مولوی و در بیان تعلیمی از سعدی شیرازی متأثر شده‌اند. اما نقطه‌ی شگفت انگیز همه‌ی آن‌ها تأثیرپذیری از حافظ شیرازی است. بیشتر شاعران کلاسیک و حتی آوانگارد کرد عراق و ایران با وجود داشتن گرایش‌های فکری، یبک های ادبی، مکان‌های جغرافیایی و زمان‌های متفاوت با یکدیگر در این نقطه با هم مشترکند، هرچند میزان تأثیرپذیری در آنها متفاوت است. (پارسا، ۱۳۸۸، ۱۳) اگر چه ادبیات کلاسیک کردی به شدت متأثر از ادبیات فارسی بوده ولی کردان پارسی گوی ازهمان آغاز نقش مهمی در توسعه زبان و ادبیات و به ویژه شعر فارسی داشته‌اند و پا به پای نویسندگان فارس زبان در این رابطه پیش رفته‌اند.

این علاقه تا بدان حد فراوان بوده که خاندان بدلیسی حتی در دربار عثمانی و به رغم نوشتن تاریخ عثمانی، این تاریخ را به زبان فارسی نوشته‌اند. علاوه بر وی اولین زن تاریخ نگار ایرانی مستوره خانم اردلان (۱۲۲۰- ۱۲۶۳ ه.ق) نیز کرد و اهل سنندج بوده است. مستوره خانم علاوه بر خدمت نوشتن تاریخ و احکام اسلامی به زبان فارسی، اولین شاعره‌ی پارسی سرایی است که احساس و عواطف و زنانگی و ثبت وقایع روزمره‌ی زندگی در قالب اشعار و همچنین مغازله با شوهرش، عوض کردن آگاهانه جایگاه تاریخی مرد و زن در مقام عاشق و معشوق و در عشقس زمینی ولی پاک در شعر فارسی را در حدود چندین دهه قبل از فروغ فرخزاد با جسارت و آگاهی هر چه تمامتر وارد کرده است کاری که پروین اعتصامی و دیگر شاعره‌های فارس نخواستند و نتوانستند به این مقوله ورود پیدا کنند. وی این خصیصه را از شعر فولکلور کردی به ارث برده و به زیبایی و استادی هر چه تمامتر در اشعار فارسی و کردی خود منعکس کرده و قطعاً این حرکت او بر شاعران فارس به ویژه بانوان شاعره تاثیرگذار بوده است.

دیوان فارسی وی که متجاوز از دو هزار بیت است در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به همت شادروان یحیی معرفت در تهران چاپ شده است و تاریخ اردلان که از طرف شادروان ناصرخان آزادپور در سال ۱۳۳۸ در سنندج به چاپ رسیده و اشعار کردی وی به دو لهجه‌ی گورانی و سورانی که هنوز به چاپ نرسیده و همچنین رساله‌ای در اصول عقاید و احکام اسلامی که باز هم به چاپ نرسیده است (صفی زاده بوره که‌ای، ۱۳۶۶، ۲۱ و ۲۲)

با این اوصاف و اگر چه برخی پژوهشگران پیشینۀ ادبیات مکتوب کُرد را به قرون نخستین اسلامی می‌رسانند (موتابچی، ۵۳؛ بلو، ۳-۵)، ولی آنچه مسلم است، این است که به دلیل کنار گذاشته شدن شعر هجایی سرایی به گویش کردی گورانی “اورامی” که بیانی باستانگرایانه و آیینی به خود گرفته بود و جایگزین شدن گویش‌های محاوره‌ای و گفتاری سورانی و کرمانجی و کردی فیلی به جای آنها، عمده تاریخ ادبیات نگاران کرد، بر این باورند که تاریخِ نخستین آثار باقی‌مانده از ادبیات کردی به سختی از قرن ۱۰ ق فراتر می‌رود. پیش از آن کردها آثار خود را، به استثنای اشعار آیینی، اغلب به زبانهای فارسی و یا عربی می‌نوشتند. نقطۀ آغاز پیدایش ادبیات مکتوب کرد، سرزمین‌های کردنشین امپراتوری عثمانی به‌ویژه «جزیرە» بود که در جریان جنگهای صفویان و عثمانی از ایران جدا شده، و در جغرافیای سیاسی ترکها قرار گرفته بود.

با روی کار آمدن دولت‌های اقتدارگرا و ناسیونالیت بعث عربی و آتاتورک که بنا را بر انکار وجود ملیت ایرانی کرد در خارج از مرزهای ایران نهادند و ممنوعیت تدریس زبانهای ایرانی فارسی و کردی و تعطیلی مراکز آموزش نوینی همچون مدرسه‌ی فارسی زبان فرح، خاص کردهای فیلی در بغداد و نیز ممنوعیت تدریس متون فارسی در مکتب خانه‌ها و خانقاه‌ها در عراق و ترکیه و حتی سوریه و ارمنستان و آذربایجان شوروی، رفته رفته بین نسل‌های جدید کردها و زبان و ادبیات فارسی انقطاع پیش آمدە در دوران معاصر بهویژه در کردستان عراق پیش آمده است. نسل حاضر که نوستالوژی خواندن و آموختن (شعر فارسی) را دارند نیز برخلاف نسل قبل خود که کاملاً بر زبان فارسی مسلط بودند با مشکلات عدیده‌ای مواجه‌اند که در صورت چاره‌اندیشی نکردن و عدم آموزش زبان فارسی در نسل‌های آتی کردهای عراق، امکان بازسازی این حس و علاقه به حداقل خواهد رسید.

دکتر عزالدین مصطفی رسول، به خوبی به انقطاع فرهنگی بین نسل‌ها در اقلیم کردستان عراق اشاره می‌کند و وی در رابطە با چنین می‌گوید: در دانشگاە صلاح‌الدین و همچنین در سلیمانیە، در هر دو بخش کوردی و عربی، درسی به نام “زبان فارسی” تدریس می‌شود، ولی برای گشایش دپارتمان فارسی، متاسفانە فاقد کادر علمی برای زبان و ادبیات فارسی هستیم (ئاوێنە، ۱۳۷۵، ش ۲۶ و ۲۷، ص ۴۵)
وی به مشکل وجود اساتید زبان فارسی اشاره دارد و می‌گوید: به عنوان مثال یکی از مدرسین ما “ملأ صالح” است که گلستان و بوستان سعدی را در مسجد “مکتباخەی مسجد” و به شکل سنتی و در کودکی فراگرفتە است.
وی در ادامە تصریح می‌کند: من ملازادە هستم و س از خواندن قرآن، دیگر کتبی که به ما آموزش دادە می‌شد، به “کتاب‌های کوچک” معروف بودند، که شامل: پند شیخ عطار، گلستان سعدی، بوستان سعدی، در کنار کتب کردی تدریس می‌شد، برای همین نسل ما راحت فارسی را می‌خواند. (همان؛ ص ۴۵)

علاوه بر این انقطاع فرهنگی آسیب دیگری که در حال حاضر به این شکاف دامن می زند یکسان نبودن رسم الخط نوشتاری زبان کردی در میان کردهاست. “زبان کردی در ایران و عراق با خطی نوشته می‌شود که در اصل عربی است. در سوریه و ترکیه به خطی نوشته می‌شود که در سال ۱۹۳۰ از خط لاتینی گرفته شده است. در ارمنستان به خطی نوشته می‌شود که در سال ۱۹۴۵ از خط روسی اقتباس شده است. (ابوالقاسمی، ۱۳۷۳، ۲۸۴)

-نتیجه گیری

کردها از دیرباز عاشق زبان و ادبیات فارسی بوده‌اند و برای توسعه‌ی جغرافیای آن در وسعتی بیش از وسعت کشور کنونی ایران و چند برابر آن و حتی چندین برابر وسعت مناطق کردنشین کوشیده‌اند. همانگونه که گفته شد این پهنه از افغانستان و لوکر مرو و سیستان و بخارا و توسط گروه‌های بزرگ مهاجرین کرد، در شرق ایران تا حلب و قاهره و استانبول در شرق و نیز بصره و کوت و بغداد و فارس در جنوب و ارمنستان و خراسان و مازندران در شمال کشور کنونی ایران امتداد یافته است.

به نظر می‌رسد این عشق معلول موارد زیر بوده است (پارسا، ۱۳۸۹، ۱۱ و ۱۲ و ۱۳):
۱- اشتراک نژادی:

عرب از نژاد سامی و ترک از نژاد آلتایی – اورالی است، در حالی که کردها همانند ایرانیان از نژاد هند و اروپایی هستند، از این رو کردها به رغم حضور در کشورهای عراق، سوریه و ترکیه هیچ گونه پیوند نژادی با دیگر ساکنان این کشورها ندارند.
۲- هم ریشگی زبانی:

زبان‌های کردی و فارسی هر دو از زبان‌های اصیل ایرانی هستند. وجود واژه‌های قابل توجهی از زبان‌های اوستایی و پهلوی در هر دو زبان به چشم می‌خورد،‌ در حالی که این مسئله هیچ وجه در مقایسه زبان به چشم می‌خورد، در حالی که این مسئله به هیچ وجه در مقایسه زبان کردی با زبان‌های عربی، ترکی و ارمنی صادق نیست.
۳- اشتراک در آداب و رسوم:

کردهای سرزمین‌های عراق، ترکیه، سوریه و ارمنستان و… به رغم سکونت در این سرزمین‌ها، آداب و رسوم خود را حفظ کرده‌اند. بیشتر این آداب و رسوم با آداب و رسوم ایرانیان به ویژه ایرانیان باستان به گونه چشمگیری در پیوند است. برپایی مراسم نوروز یکی از این موارد است.
۴- درسی شدن زبان فارسی:

در گذشته معلمان مطابق یک سنت دیرپا، در مکتب‌خانه‌ها و حوزه‌های علوم دینی، پس از فراگیری قرآن کریم و آشنایی مختصری با واژه‌های عربی، به خواندن گلستان و بوستان می‌پرداختند. در واقع سعدی حلقه اتصال دانش آموختگان کُرد با زبان و ادب پارسی بود. اشتراک واژگانی فراوان، چه واژه‌های مشترک کردی و فارسی و چه واژه‌های عربی وارد شده به این دو زبان، کار آموختن زبان فارسی را برای کردزبانان بسیار تسهیل کرده است. هر چند با تغییر خط در ترکیه در زمان آتاتورک پیوند کردهای این سرزمین با زبان و ادب فارسی از هم گسسته شد، در عراق و ایران هنوز هم طالبان علوم دینی طبق سنت مرسوم پس از فراگیری قرآن کریم به آموختن گلستان و بوستان روی می‌آورند.
۵- تأثیر عرفان اسلامی:

بسیاری از آموزه‌های عرفان اسلامی به زبان فارسی تدوین شده است. آثار سنایی، عطار، مولوی، شیخ محمود شبستری، نجم‌الدین رازی، علی بن عثمان هجویری غزنوی، رشیدالدین میبدی و امثال آنان نمونه‌هایی از این موارد به شمار می‌روند. نفوذ عرفان و تصوف در سراسر جوامع اسلامی آن روز به ویژه در ایران و همسایگان آن، شیفتگی عموم مردم به ویه دانش‌آموختگان به دانش و فهم بهتر آموزه‌های عرفانی، درسی شدن عرفان در دوره‌های بعد و مسائلی از این دست از دیگر عوامل رواج زبان فارسی در میان کردزبانان بوه است.
۶- تأثیر اندیشمندان ایرانی:

وجود اندیشمندانی که برخی یا همه آثار خود را در زمینه‌های دینی، فلسفی، علمی و امثال آن به زبان پارسی تألیف کرده‌اند، چون امام محمد غزالی، شیخ اشراق، ابوعلی سینا، محمد بن زکریای رازی و امثال آنها که برخی از آنان به دو زبان عربی و فارسی تالیفاتی داشتند، یکی دیگر از این دلایل است. زیرا به نظر می‌رسد اشتیاق به فهم آثار فارسی این بزرگان می‌توانسته دلیل دیگری بر تشویق اندیشمندان کردزبان به یادگیری زبان فارسی باشد.

در سالهای گذشته سخت گیری‌های رژیم بعث و سایر کشورهای همسایه و منطقه و ممنوعیت آموزش زبان فارسی از طرف این حکومت‌ها در مناطق کردنشین که به عنوان یک سنت تاریخی ادامه داشته است، میزان آشنایی نسل جدید با زبان و ادب پارسی کاهش چشمگیری یافته است. متاسفانه پس از سقوط صدام و نیز شرایط پیش آمده در سوریه و حتی ترکیه و عراق و علیرغم درخواست‌ها و زمینه‌ی مساعد در اقلیم کردستان و همچنین استانهای شرق و جنوب شرقی عراق از زمینه‌های مشترک فرهنگی و مشتاقی شهروندان این استانها که در شهرهای سلیمانیه و خانقین و کوت و بغداد حداکثری است هیچگونه بهره برداری نشده و علیرغم ایجاد دپارتمانهای زبان فارسی در اقصی نقاط جهان، در همسایگی ایران اسلامی به این توان بالقوه هیچگونه توجهی که منتج به نتیجه گردد، نشده است.

 

پاورقی (۱)

-(شمس، اسماعیل)، مقاله‌ی حافظ در ادبیات کردی.

-منابع:

– (الفیلی، احمد ناصر) (۲۰۱۲ میلادی) الفیلیون، چاپ اول، اربیل، نشر آراس.

– (ایلخانی، عومه ر) (آشتی، صلاح الدین) (۲۰۱۴) – شه نگه سوار مجموعه تولیدات سواره ایلخانی، چاپ دوم، سلیمانیه، نشر غزلنووس.

– (بیکس، شیرکو) (۱۳۷۵) «شیعر پیناسه نییه / شعر شناسه نیست» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۲۶ و ۲۷، صفحات ۲۴ و ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ و ۳۲٫

– (بیگی، مصطفی) (۱۳۹۵ تاریخ درج شده در سرآغاز مقاله و یا تاریخ رویت؟؟؟؟؟) «تاریخ ادبیات ایل کرد – کورده لی-»، کردپرس، http://kurdpress.com/Fa/NSite/FullStory/News/?Id=117610.

– (پاشا، عبدالرحمان) (۱۳۷۶) «ده ستنووسه کانی شه ره فخان و ئدریسی به دلیسی / دست نوشته‌های شرف خان و ادریس بدلیسی» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۳۲ و ۳۳، صفحات ۴۰ و ۴۱ و ۴۲ و ۴۳ و ۴۴٫

– (پاشا، عبدالرحمان) (۱۳۷۵) «فزولی بغدادی کورمانجی / فضولی بغدادی کرمانجی» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۲۸ و ۲۹، صفحات ۴۸ و ۴۹.

– (پاشا، عبدالرحمان) (۱۳۷۵) «ده سنووسیکی کون و ته مه نیکی نوی / نالی دستنوشته ای کهن و عمری تازه» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۲۶ و ۲۷، صفحات ۶۸ و ۶۹٫Bottom of Form

– (پارسا، سیداحمد) (زمستان ۱۳۸۸ خورشیدی)، تأثیرپذیری شاعران کرد ایران و عراق از حافظ شیرازی فرهنگستان هنر، چاپ اول، تهران، فرهنگستان هنر، موسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری “متن”.

– (پرهیزی، عبدالخالق) (۱۳۸۵) – دوران‌های زبان کردی و مجموعه زبان‌های ایرانی، چاپ اول، تهران، نشر زمان.

– (شرفکندی هژار، عبدالرحمن) (۱۳۹۳)، دیوانی مه لای جزیری / دیوان ملای جزیری، چاپ اول، تهران، نشر پانیذ.

– (شمس، اسماعیل) (۳ خرداد ۱۳۹۴) «حافظ در ادبیات کردی»، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی،
http://www.cgie.org.ir/fa/article/4920

– (صفی زاده بوره که‌ای، صدیق) (۱۳۶۶)، پارسی گویان کرد، چاپ اول، تهران، ناشر مؤلف، چاپخانه‌ی حیدری.

– (زینی وند، احمد) (۱۳۷۵) «کرد در ادب فارسی» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۳۲ و ۳۳، صفحات ۹۴ و ۹۵ و ۹۶ و ۹۷ و ۹۸ و ۹۹ و ۱۰۰ و ۱۰۱٫

– (مارونسی، نعمت) (۱۳۷۷) «شروفه ک ل سه ر هوزانا مه لایی جزیری / شرحی براشعار ملای جزیری» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۳۸، صفحه‌ی ۴۴ و ۴۵٫

– (مصطفی رسول، عزالدین) (۱۳۷۵) «شیعری کوردی له باوشی میر و سولتان له دایک نه بوو / شعر کردی در بسترمیر و سلطان متولد نشده است» مجله‌ی ئاوینە، مجلد اول، شمارەی ۲۶ و ۲۷، صفحات ۴۲ و ۴۳ و ۴۴ و ۴۵٫

– (موکریانی، کوردستان) (۲۰۱۲ میلادی) – کتاب دوران‌های زبان کردی و مجموعه زبان‌های ایرانی، مصطفی ایلخانی زاده، چاپ اول، اربیل، وزارت روشنفکری و جوانان، موسسه روشنفکری و جوانان.

– (نفیسی، سعید) (۱۳۷۱) تاریخچه‌ی مختصر ادبیات ایران، تهران، سالنامه پارسی.

– (هلمت، لطیف) (۲۹ شهریور ۱۳۹۴) ««شعر نو» کردی از عربی و اروپایی پیشروتر است»، خبرگزاری مهر،
http://www.mehrnews.com/news/2917731)

-خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

«شعر نو» کردی از عربی و اروپایی پیشروتر است ).

-(هلمت، لطیف) (۸ مهر ۱۳۹۴) «چند شعر از لطیف هلمت»، خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، لینک خبرگزاری

/۹۴۰۷۰۸۰۴۹۹۷/news/ir.isna.www//:http.

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.