رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ | 13 Dec 2017
خانه » اخبار » از همت والای کارآفرین نمونه تا آرزوی تحقق نیافته اش
از همت والای کارآفرین نمونه تا آرزوی تحقق نیافته اش

زندگی زیبا ترین چیزیاست که در دنیا وجود دارد به شرطی که از تمام لحظات آن استفاده کنیم و امروزمان با روز گذشته مان متفاوت باشد.

تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۹۵

ریگا کوردستان – سرویس اجتماعی 

 گفتگوی ریگاکوردستان با روشن دل کرمانشاهی؛

با کشت زعفران و ایجاد یک کارگاه بسته بندی، به اقتصاد استان و اشتغال افراد بیکار کمک کرده ام اگر مسئولان مرا یاری دهند این کارگاه بسته بندی زعفران به اولین برند غرب کشور تبدیل می شود.

نور پیوسته با چشمانش مهربان بود، آن دو دوستان خوبی بودند و نور زیباترش میکرد و جلای چشمانش را بیشتر، تنها خورشید برایش می خندید و دست تکان میداد.
نابینای مطلق، اولین فرزند گیتی افروز و بهرام. ۴ ساله بود که دکترها به پدر و مادرش گفتند تنها علت نابینایی دخترتان ازدواج فامیلی است، پذیرفتن این مساله برای خانواده اش سخت بود، روزها گذشت، اکنون ۴۷ ساله است و کار آفرین موفق، تصمیم گرفتم با اومصاحبه ای به دور از صحبت های کلیشه ای و مملو از وعده و وعید مسئولین داشته باشم که بتوانیم راحت تر و زنده حرف بزنیم.
**خانم شیخ پور از خودتان بگویید:
ساکن روستای شاهینی در کیلومتر ۱۲ جاده سراب نیلوفر هستم، زعفران میکارم و قالی میبافم.
** چطور شد که کشت زعفران را انتخاب کردید؟
به علت خشکسالی های پی در پی فهمیدم کشت زعفران مناسب ترین محصول برای زمین های منطقه ماست، سال ۹۱ زمین کشاورزی را تغییر کاربری دادیم و حدودا دو سالی می شود که در تلاش برای ثبت برند محصولمان هستیم که هنوز به جایی نرسیده است.
** با چه کسی ایده کشت زعفران را عملی کردید و چه کسانی به شما کمک میکنند؟
به همراه خانمی که از دوستان خوب من هستند کار را شروع کردیم و امسال در زمین من ۱ کیلو و ۶۰۰ گرم و در زمین همکارم ۴ کیلوگرم زعفران برداشت کردیم، علاوه بر این خانم، خانواده ام نیز به من کمک میکنند.
** چند نفر در زمین تان مشغول به کار هستند؟
حدودا ۳۰ نفر از زنان روستایی در زمینم مشغول به کار هستند و امیدوارم در سال آینده تعداد این افراد را به ۵۰ نفر رسانده و برایشان کارآفرینی کنم.
**به عنوان یک کارآفرین حائز مقام و رتبه ای در این زمینه شده اید؟
بله، به عنوان کارآفرین استانی و کشوری معرفی از طرف انجمن نابینایان ایران حائز رتبه برتر شده ام.
** خانم شیخ پور درباره قالیبافی بافی تان برایم بگویید.
۱۴سال است که تابلو فرش میبافم، بعد از اخذ مدرک دیپلم انسانی نتوانستم مانند بچه های عادی به تحصیلاتم ادامه بدهم به همین خاطر در کلاس های صنایع دستی مانند گلیم بافی، خیاطی، آشپزی و فرشبافی روی آوردم و در سال ۸۱ به صورت جدی قالیبافی ام را ادامه دادم.
** رنگ ها را چگونه از یکدیگر تشخیص میدهید؟
در سال ۸۱ مربی دلسوزی داشتم که با جنس تاروپود نخ ها دستان مرا آشنا کرد و من آن زمان با دست کشیدن به نخ ها میفهمیدم که هر کدام از نخ ها چه رنگی دارد و نقشه فرش را هم به صورت خط بریل برایم تهیه کرده بودند، الان تابلو فرش های کامپیوتری می بافم که رنگ های آن شماره گذاری شده است و هیچ کس هم در بافتن فرش ها به من کمک نمیکند تمام کارهای رج بافی و قیچی زدن را خودم انجام میدهم.
** چرا کار میکنید؟
من از بیکاری، سکون و نا امیدی متنفرم، هیچ وقت به یاد ندارم که گوشه گیر بوده باشم، حتی در زمان کودکی سعی میکردم مثل بچه های دیگر بازی کنم و یا مشق بنویسم هرچند که با مشکلاتی رو به رو می شدم.
** چه مشکلاتی؟
بعضی از هم سن وسالانم با من بد اخلاق بودند، خب حق هم داشتند چون مجبور بودند همیشه دست من را بگیرند که به زمین نخورم یا موقع مشق نوشتن هیچ کس نمی فهمید که من چه مینویسم تا زمانی که خط بریل را آموختم.
** لحظه ای که فرق خود را با بقیه فهمیدید چه احساسی داشتید؟
خیلی احساس بدی بود و همیشه اصرار داشتم که به همه بفهمانم هیچ فرقی با هیچ کس ندارم و همین حس باعث تلاشم شد.
** به نظرتان اگر بینا بودید به جایگاه فعلی تان میرسیدید؟
خیر، اگر بینا بودم الان متاهل بودم و مشغول کارهای خانه داری.
** به عنوان یک فرد موفق چه راهکاری برای افراد نابینا دارید؟
باید به شعار معلولیت محدودیت نمی آورد جامه ی عمل پوشاند، بعضی از بچه های نابینا خود را منفعل میدانند، همانطور که من و امثال من توانستیم به اهدافمان برسیم آنها هم اگر اراده کنند و پشتکار داشته باشند، میتوانند.
** الگوی شما چه کسی بود؟
من به خودم متکی هستم و همیشه مادرم نیز من را همراهی کرد، و البته ناگفته نماند گوش دادن به برنامه های رادیو باعث ایجاد انگیزه در من شد و با ایمانی که از توانایی های خودم داشتم توانستم به جایگاه فعلی ام برسم.
** اگر روزی بینایی تان را به دست آورید دلتان میخواهد اولین نفری را که میبینید چه کسی باشد؟
پدر و مادرم. زمان انقلاب آرزویم دیدن امام خمینی بود و حالا آرزویم دیدن آیت الله خامنه ای است اما هرچقدر که به سازمان بسیج و سپاه این خواسته ام را بیان کردم تا به حال نتیجه ای نگرفته ام، حتی در زمان سفر حضرت آقا به کرمانشاه، همراه یکی از تابلو فرش هایم به کرمانشاه رفتم که موفق به دیدار ایشان نشدم.
** دنیای یک نابینا چه رنگی است؟
به نظرم خیلی روشن است.
** به نظر شما زیباترین چیزی که در دنیا وجود دارد چیست؟
زندگی زیبا ترین چیزیاست که در دنیا وجود دارد به شرطی که از تمام لحظات آن استفاده کنیم و امروزمان با روز گذشته مان متفاوت باشد.

**به غیر از کارهای روزانه چه برنامه ای دارید که روزتان را متفاوت کنید؟
به مطالعه روزنامه ایران سپید و مجله بشرا که به خط بریل هستند میپردازم، گاهی به سفرهای سیاحتی و زیارتی میروم مثلا در سال گذشته به همراه انجمن نابینایان ایران به کربلا مشرف شدم، گاهی دلنوشته مینویسم و بیشتر دلنوشته هایم در خصوص ادبیات عاشورایی است که در چند سال اخیر حائز رتبه در استان فارس شدم.
** چند کلمه به شما می گویم، احساس خود را درباره آنها بیان کنید؟
* خدا: همیشه روبروی من است و به حرف هایم گوش میکند.
* خورشید: تنها چیزی را که در دنیا میبینم.
*زعفران: زیبا
* فرش: پر از حس زندگی و نشاط
** اختصاص یک روز به نام عصای سفید برای رفع مشکلات جامعه نابینایان مفید است؟


در کرمانشاه هیچ روزی برای ما نابینایان با روز دیگر فرقی ندارد و مسئول ها برای حل مشکلات نابینایان اقدامی نمی کنند.
** ساختار شهری کرمانشاه پاسخگوی نیاز نابینایان هست؟
بله از ساختار شهری راضی هستیم، اگرمسئولین همت کنتد همه مشکلات ما حل مشود. ما نابینایان کرمانشاه انجمن و امکانات آموزش نداریم. من به عنوان عضوی از جامعه نابینایان خواستار تشکیل انجمنی فعال هستم و اگر سازمان بهزیستی برای من یک وسیله ایاب و ذهاب تهیه کند به بچه های نابینا بسته بندی، گلیم بافی و قالی بافی آموزش می دهم.
** سخن آخرتان: از استاندار کرمانشاه، مسئولان بهزیستی و انجمن نابینایان کشور انتظار دارم که به من کمک کنند که بتوانم کارم را به نحو احسن انجام دهم زیرا من با کشت زعفران و ایجاد یک کارگاه بسته بندی به اقتصاد استان کمک کرده و برای افراد بیکار روستای خودمان اشتغال زایی میکنم، اگر مسئولان مرا یاری دهند این کارگاه بسته بندی زعفران به اولین برند غرب کشور تبدیل شده و من به آنها قول می دهم یکی از بهترین کارگاه های بسته بندی این محصول با ارزش می شود.
ما باید بتوانیم تمام زعفران های این منطقه را خریداری و با برند خودمان به فروش برسانیم اما به خاطر کمبود بودجه فعلا چنین امکاناتی را نداریم و امیدوارم مسئولین من را در این راه همراهی کنند زیرا این کارگاه حداقل سالانه ۱۰۰ کیلو گرم تولید داشته باشد.

 

مریم امیری

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کوهدشتی و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.