رسانه مستقل خبری کوردستان

www.rigakurdistan.ir

دوشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۷ | 24 Sep 2018
خانه » تحلیلی » ما و آنها و دولت!

تست ساده ميزان حقوق و نوع تعريف اقليت در يك سيستم جمع گرا، سنجش درستي از فاشيستي بودن آن است.

ما و آنها و دولت!

روزي كه گوبلز از هيئت ژاپني بازديد كننده از آلمان نازي پرسيد، نظر دوستان فاشيست شرق دور در مورد نازيسم ما چيست!؟
جوابي به اين سادگي شنيد:"بهترين سيستمي است كه ما تا كنون ديده ايم و شنيده ايم! ولي حيف كه ما در ژاپن يهودي نداريم"
اقليت!
در واقع تست ساده ميزان حقوق و نوع تعريف اقليت در يك سيستم جمع گرا، سنجش درستي از فاشيستي بودن آن است. و بارزترين خط جدايي بين فاشيسم و ديگر ايدئولوژي هاي جمع ساز همين حقوق اقليت است.
پان تركيسم جنبشي بر خاسته از همان آرزوهاي گوبلزي و گوبينيوي با طعم گند توهمات قرن نوزدهمي آن، در ادامه همان خط سقوط به تركستان و توران خياليست كه انورپاشا و دوستانش را به راه قتل عام ارمن و هر آنچه اقليت نام داشت در آناتولي رهنمون ساخت!

تاریخ انتشار : ۱۵ خرداد ۱۳۹۵

روزی که گوبلز از هیئت ژاپنی بازدید کننده از آلمان نازی پرسید، نظر دوستان فاشیست شرق دور در مورد نازیسم ما چیست!؟
جوابی به این سادگی شنید:”بهترین سیستمی است که ما تا کنون دیده ایم و شنیده ایم! ولی حیف که ما در ژاپن یهودی نداریم”
اقلیت!
در واقع تست ساده میزان حقوق و نوع تعریف اقلیت در یک سیستم جمع گرا، سنجش درستی از فاشیستی بودن آن است. و بارزترین خط جدایی بین فاشیسم و دیگر ایدئولوژی های جمع ساز همین حقوق اقلیت است.
پان ترکیسم جنبشی بر خاسته از همان آرزوهای گوبلزی و گوبینیوی با طعم گند توهمات قرن نوزدهمی آن، در ادامه همان خط سقوط به ترکستان و توران خیالیست که انورپاشا و دوستانش را به راه قتل عام ارمن و هر آنچه اقلیت نام داشت در آناتولی رهنمون ساخت!
فاشیسم قبل از رسیدن به قدرت برای سادگان و ساده فهمان باورمند به خویش، احتیاج به خلق دو فرض روان پریشانه دارد. یکی خلق توهم عظمت است، که با دست بردن به تاریخ و پراکندن دروغ به نام تاریخ خلق می شود، دوم نفرت از اولین و ضعیفترین اقلیت دم دست!
او با خلق عظمت خیالیی که قابل مقایسه با حال تحقیر آمیز باشد، سعی در ایجاد وحدت در خودی ها و ایجاد انگیزه و توجیه برای تغییر می کند و با فرض دوم گناه مشکلات فعلی و وضعیت فعلی را بر گردن اقلیت انداخته و با رم دادن توده های اکثر بر علیه اقلیت، سعی در قبولاندن باور پیروزی و حتمی بودن پیروزهای بزرگتر در میان خودی ها را دارد!
در ابتدا اقلیت و دیگری برای پان ترکیسم، ارمن ها و یونانی های ساکن آناتولی بودند با اتمام جنگ جهانی اول و البته شکست در رؤیای توران بزرگشان، فقط یک اثر ناهنری از آن آرزوها مانده بود و آنان ژنوساید ارمن و کوچ دادن یونانی های غرب آناتولی بود!
سران پان ترک در راه گسترش ارضی و وحدت ترکهای خارج عثمانی شکست سنگینی خورده بودند( فقط در جنگ ساری قامیش سیصد هزار سرباز عثمانی کشته شدند). داغ این شکست به واقع گرایی سران ترکیه تبدیل شد و آمدن ایدئولوژی جمع ساز دیگر(مارکسیسم لنینیسم) به رکودشان انجامید. این جنبش تنها یک میراث قدیمی ( ولی نه شرم آور) شد در دست دولتمردان ترکیه که با آگاهی از سکوت کثیف حاکم بر جهان جنگ سرد، در مورد ارمن ها به خاطر نرنجاندن چند متوهم در ترکیه! که آن میراث همچون تجربه ای که میشود به راحتی از آن جست! و همین بود که وسوسه ژنوساید کورد هیچ گاه از مخیله شان دور نشده تا به حال! کورد که تنها اقلیت باقی مانده در آناتولی بود و تکرار تاریخ ژنوساید ارمن در موردش دور از ذهن پانهای ترک نمی نمود.
نبود امکانات و نبود بهانه ای همچون جنگ جهانی اول ابعاد ژنوساید کورد را به سطح ارمن نرسانید و گرنه انگیزه همان بود و ایدولوژی همان!
پایان جنگ سرد
پس از فروپاشی شوروی و سر بر آوردن جمهوری های ضعیف و ناتوان پس از آن، احیای ایدولوژی قدیمی خارش جان دولت مردان ترکیه شد، خارشی همچون تشکیل اتحادیه کشورهای ترک زبان، نگاه همیشه حسرت زده دولت مردان ترک به قبولی در جامعه غربی و اروپایی شدن، با یک چرخش به ردهای کهنه ریگ گاسپرینسکی و توران دوخته شد!
ولی این نگاه چند مانع اساسی داشت!
یک دریای بین المللی که باید دور داده می شد( دریای مازندران).
یک کشور دوست ناشونده که باید اشغال می شد( ارمنستان).
و یک اقلیت محو ناشدندی ساکن در شرق ترکیه و غرب ایران که دیو این رؤیا بود( کورد) و باید دعائی بر محو آن خوانده می شد!
برای حل مشکل اول ترکیه به حمایت از ترکهای قفقاز و چچنی ها روی آورد که به سنگ پوتین خورد!
برای حل مشکل دوم به آتش افروزی و جنگ افروزی بین آذری و ارمن برخاست که به فاجعه برای پان ترکیسم که به دنبال وصل جغرافیای ترکیه به آذربایجان بود ختم شد، اشغال بخش بزرگی از آذربایجان!
و اما حل مشکل سوم که آسان می نمود اول و امروز افتاده به مشکلها!
بر گردیم به عقبتر
رضاخان و پان ترکیسم!
دردناکترین تجربه رضا میرپنج به دیدارما و آنها و دولت!
روزی که گوبلز از هیئت ژاپنی بازدید کننده از آلمان نازی پرسید، نظر دوستان فاشیست شرق دور در مورد نازیسم ما چیست!؟
جوابی به این سادگی شنید:”بهترین سیستمی است که ما تا کنون دیده ایم و شنیده ایم! ولی حیف که ما در ژاپن یهودی نداریم”
اقلیت!
در واقع تست ساده میزان حقوق و نوع تعریف اقلیت در یک سیستم جمع گرا، سنجش درستی از فاشیستی بودن آن است. و بارزترین خط جدایی بین فاشیسم و دیگر ایدئولوژی های جمع ساز همین حقوق اقلیت است.
پان ترکیسم جنبشی بر خاسته از همان آرزوهای گوبلزی و گوبینیوی با طعم گند توهمات قرن نوزدهمی آن، در ادامه همان خط سقوط به ترکستان و توران خیالیست که انورپاشا و دوستانش را به راه قتل عام ارمن و هر آنچه اقلیت نام داشت در آناتولی رهنمون ساخت!
فاشیسم قبل از رسیدن به قدرت برای سادگان و ساده فهمان باورمند به خویش، احتیاج به خلق دو فرض روان پریشانه دارد. یکی خلق توهم عظمت است، که با دست بردن به تاریخ و پراکندن دروغ به نام تاریخ خلق می شود، دوم نفرت از اولین و ضعیفترین اقلیت دم دست!
او با خلق عظمت خیالیی که قابل مقایسه با حال تحقیر آمیز باشد، سعی در ایجاد وحدت در خودی ها و ایجاد انگیزه و توجیه برای تغییر می کند و با فرض دوم گناه مشکلات فعلی و وضعیت فعلی را بر گردن اقلیت انداخته و با رم دادن توده های اکثر بر علیه اقلیت، سعی در قبولاندن باور پیروزی و حتمی بودن پیروزهای بزرگتر در میان خودی ها را دارد!
در ابتدا اقلیت و دیگری برای پان ترکیسم، ارمن ها و یونانی های ساکن آناتولی بودند با اتمام جنگ جهانی اول و البته شکست در رؤیای توران بزرگشان، فقط یک اثر ناهنری از آن آرزوها مانده بود و آنان ژنوساید ارمن و کوچ دادن یونانی های غرب آناتولی بود!
سران پان ترک در راه گسترش ارضی و وحدت ترکهای خارج عثمانی شکست سنگینی خورده بودند( فقط در جنگ ساری قامیش سیصد هزار سرباز عثمانی کشته شدند). داغ این شکست به واقع گرایی سران ترکیه تبدیل شد و آمدن ایدئولوژی جمع ساز دیگر(مارکسیسم لنینیسم) به رکودشان انجامید. این جنبش تنها یک میراث قدیمی ( ولی نه شرم آور) شد در دست دولتمردان ترکیه که با آگاهی از سکوت کثیف حاکم بر جهان جنگ سرد، در مورد ارمن ها به خاطر نرنجاندن چند متوهم در ترکیه! که آن میراث همچون تجربه ای که میشود به راحتی از آن جست! و همین بود که وسوسه ژنوساید کورد هیچ گاه از مخیله شان دور نشده تا به حال! کورد که تنها اقلیت باقی مانده در آناتولی بود و تکرار تاریخ ژنوساید ارمن در موردش دور از ذهن پانهای ترک نمی نمود.
نبود امکانات و نبود بهانه ای همچون جنگ جهانی اول ابعاد ژنوساید کورد را به سطح ارمن نرسانید و گرنه انگیزه همان بود و ایدولوژی همان!
پایان جنگ سرد
پس از فروپاشی شوروی و سر بر آوردن جمهوری های ضعیف و ناتوان پس از آن، احیای ایدولوژی قدیمی خارش جان دولت مردان ترکیه شد، خارشی همچون تشکیل اتحادیه کشورهای ترک زبان، نگاه همیشه حسرت زده دولت مردان ترک به قبولی در جامعه غربی و اروپایی شدن، با یک چرخش به ردهای کهنه ریگ گاسپرینسکی و توران دوخته شد!
ولی این نگاه چند مانع اساسی داشت!
یک دریای بین المللی که باید دور داده می شد( دریای مازندران).
یک کشور دوست ناشونده که باید اشغال می شد( ارمنستان).
و یک اقلیت محو ناشدندی ساکن در شرق ترکیه و غرب ایران که دیو این رؤیا بود( کورد) و باید دعائی بر محو آن خوانده می شد!
برای حل مشکل اول ترکیه به حمایت از ترکهای قفقاز و چچنی ها روی آورد که به سنگ پوتین خورد!
برای حل مشکل دوم به آتش افروزی و جنگ افروزی بین آذری و ارمن برخاست که به فاجعه برای پان ترکیسم که به دنبال وصل جغرافیای ترکیه به آذربایجان بود ختم شد، اشغال بخش بزرگی از آذربایجان!
و اما حل مشکل سوم که آسان می نمود اول و امروز افتاده به مشکلها!
بر گردیم به عقبتر
رضاخان و پان ترکیسم!
دردناکترین تجربه رضا میرپنج به دیدارش با سمکوی شکاک بر می گشت، وقتی که تنها شانس و سنت میهمان نوازی کوردی نجاتش داد و بس! نفرت رضا از هیمنه سمکو در خاطراتش از آن دیدار به وضوح روشن است و هسیتریک بودن آن تجربه در حاتم بخشی بخشی از خاک ایران به ترکیه در شرق آرارات و همراهیش در سرکوب جنبش احسان نوری پاشا هویداست. (این تجربه فارغ از الگو پذیریش از ساخت دولت در ترکیه بود که تا امروز هم بلای جان اقلیت های ایران است)، همین تجربه تلخ او از کورد بنای تاسیس استان آذربایجان غربی شد تجربه ای که او از کورد و از سمکو و سلماس تا ایلام و پشتکوه از بیرانوند تا تامرادی داشت! و آن نفرت سنگ بنای این ظلم شد که از سال (١٣١۶)تاسیس یک استان کورد نشین تحت لوای نامی غیر کوردی ادامه دارد.
اقلیت کیست و اکثریت چیست!؟
پان ترکیسم برای پیوستگی جغرافیایش( بعد از شکست از ارمنستان در جنگ قره باغ) و عینی کردن توهماتش لااقل به خط ارومیه-ماکو برای اتصال به قبله گاه خود (ترکیه) نیاز دارد، ولی مشکش با سمکوی شکاک بر می گشت، وقتی که تنها شانس و سنت میهمان نوازی کوردی نجاتش داد و بس! نفرت رضا از هیمنه سمکو در خاطراتش از آن دیدار به وضوح روشن است و هسیتریک بودن آن تجربه در حاتم بخشی بخشی از خاک ایران به ترکیه در شرق آرارات و همراهیش در سرکوب جنبش احسان نوری پاشا هویداست. (این تجربه فارغ از الگو پذیریش از ساخت دولت در ترکیه بود که تا امروز هم بلای جان اقلیت های ایران است)، همین تجربه تلخ او از کورد بنای تاسیس استان آذربایجان غربی شد تجربه ای که او از کورد و از سمکو و سلماس تا ایلام و پشتکوه از بیرانوند تا تامرادی داشت! و آن نفرت سنگ بنای این ظلم شد که از سال (١٣١۶)تاسیس یک استان کورد نشین تحت لوای نامی غیر کوردی ادامه دارد.
اقلیت کیست و اکثریت چیست!؟
پان ترکیسم برای پیوستگی جغرافیایش( بعد از شکست از ارمنستان در جنگ قره باغ) و عینی کردن توهماتش لااقل به خط ارومیه-ماکو برای اتصال به قبله گاه خود (ترکیه) نیاز دارد، ولی مشکلشان  این است که این جغرافیا فقط نامش در تقسیمات اداری ایران آذربایجان است و بس، ولی در واقع سرزمینی کوردستانی با تسلسل تاریخی و جغرافیای کوردی.
این جغرافیا که هم خاستگاه جنبش سمکو و هم بستر شکل گیری ژ-ک و هم زادگاه جمهوری کوردستان بوده نه تنها از یاد هیچ کوردی نرفته بلکه بیشتر در خاطر پان ترک ها هم نقش یادگاری حک کرده است!
در واقع آنها نه کورند که بلندی آرارات را نبینند و نه بی حافظه که سمکو و جوهر آغا را از یاد ببرند! و نه قاضی از یاد رفتنی و نه بسیاری کوردان دیگر!
ولی این عبث کوشیشان در جعل تاریخ و این نوع بودنشان در توهین به شعور بشر و این بدیهی نافهمیشان در ریاضی و در اثبات اقل بودن ما در آن حوزه در چیست؟!
مسئله ای کاملاًً روانی
در واقع فرافکنی آرزوها و عقده هایشان
و البته سرپوش گذاشتن بر نقاط ضعفشان با اتهام زنی به دیگران
پان ترکیسم به شدت بر این جهل پامیفشارد که کورد مهاجرینی اندکند که نتیجه اسکان آواره های کورد عراق در سال ٩١ میلادی در آن منطقه با توطئه دولت مرکزی ایران ساکن شده اند! خودشان هم خوب می دانند که این مسئله برعکسش درست است ولی با اختلافی زمانی. در واقع ترکها در ارومیه نتیجه اسکان ایل افشار و قزلباشها از جانب شاه عباس صفوی و انتقال همزمان کوردهای چمشگزک به خراسان برای مرزداری در زمانی که عثمانی دشمن دیروز و قبله گاه امروزشان مشغول شیعه کشی بود! در واقع با کم کردن کورد در آن دیار و انتقالشان به خراسان برای مرزداری در برابر ترکمن و ازبک و خالی کردن جا برای اسکان ایل افشار و آوردن قزلباش در مرحله اول و انتقال قره پاپاق ها توسط عباس میرزا در مرحله دوم در جریان شکست های ایران از روسیه و حل آورارگی آنها از کسیه کورد بود که این اقلیت در آن ناحیه صاحب اصل و زمین شدند. پان ترکیسم با برچسب دروغ مهاجر به کورد در واقع روان پریشان و رنجوریشان از تاریخ خود را أرضا می کند و بس! با سعی در اثبات در اقلیت بودن کورد می خواهد همان سرنوشت اقلیت های ساکن در آناتولی را به ما یاد آوری کند! و با نقش تراشی برای دولت مرکزی در تئوری توطئه خود در واقع انکار آخور چند ساله قدرت ساختاری خود در آن منطقه را دارد!
دلائل بچه گانه این اثبات های پان ترکی فقط روان خاراندن مشتی بیسواد نیست، بلکه استراتژیی اولیه برای ژنوساید ماست. آنها چند بریده از روزنامه هایی که به آوارگی کوردان عراق می پرداخت را به کسی جز خودشان نشان نخواهند داد و به نیتی جز تیز کردن به قول قاضی پورشان نیست! آنها بهتر از ما میدانند که حذف کاندیداهای اصلی کورد در انتخابات اخیر به مشارکت پایین ما در ارومیه منجر شد و تنها ارومیه و تنها این انتخابات اخیر را دلیل اکثر بودن در کل استان کرده اند ولی در واقع این را مقدمه ای بر حذف ما در چیزهای دیگر می دانند!
پان ترکها با این جعلیات مقدمه را برای آرزوی استراتژیک خود که حذف ماست می چینند! بنگر به شعار مرگ بر فارسشان! از کجا شروع شد؟ از تئوری قاشق و چنگال!
از آن روزی که بشقاب لغتی ترکی میشد چون ” ق ” داشت! و ابلهانه می خندیدند که فارسها روزگاری که آنها بهداشت را رعایت می کردند با دست غذا می خوردند! و ترکها غذا خوردن را به فارسها یاد می دادند! داستان نفرت را باید از جایی شروع کرد و چه بهتر از چیزهای “ق” دار!
کورد و دولت
دولت مرکزی ایران از رضاخان به بعد انگار از ترس نگاه سمکو به رضا خارج نشده است و همواره در نگاهش به کورد سرد و در کارش برای پر کردن هر شکافی سست بوده است، ما منکر چنین نگاهی به سایر اقلیت ها هم نیستیم ولی سنگینی این دیدگاه گرانتر بر کورد افتاده تا کنون! این معادله به خوبی از جانب پان ترکها هم خوانده شده و از این فرصت کیسه دوزی ها کرده اند!
در واقع در خیال این اقلیت پان ترک که هدف استراتژیکشان حذف ماست، این واقعیت به خوبی نگاه داشته شده که کورد از جانب دولت مرکزی فراموش شده ای بیش نیست و آنها پاسخگوی هیج کدام از اعمالشان به هیچ نهاد و دستگاه و بخشی از حاکمیت مرکزی نخواهند بود اگر آن عمل بر علیه کورد باشد! تمام حاکمیت محلی هم اگر دست پان ترک نباشد لااقل دست همزبانی از خودش است که هیچ گاه حقی را از او نستانده اگر مقابلش کوردی بوده باشد!
مصاحبه یونسی مشاور روحانی در مورد ترکیب جمعیتی در استان و سفر اخیر روحانی به مهاباد ترکها را از این جهت برآشفته که از هرگونه تغییر در آن مفروض خود ضررمندند به رسم عاداتی که بر آنان حق شده و پس رفتی است از هدف
بلند مدتشان که حذف ماست!
برای وصل به بلاد اردوغان و عثمانیت امروز محبوبشان!

 

کیومرث فتحی

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
زهرا فتحی می گوید :

بسیار جامع و مستدل بود, چند وقت پیش یکی از ترکهای تبریز وقتی فهمید کورد هستم کوردها را وحشی و بی ریشه خواند, دقیقا داشت صفات خودشان را به کوردها نسبت میداد, به قول صلاح الدین دمیرتاش ترکها باید کتاب تاریخ را باز کنند و بخوانند

کلام روز

يكرنگ بمان حتي ...

حتي اگر در دنيايي زندگي ميكني كه

مردمش براي پررنگي هزار رنگ ميشوند

تازه‌ها
شبکه‌های اجتماعی
تحلیلی آرشیو
پس از چهار سال از سرنوشت ٣١٠٢ ایزدی اسیر خبری در دست نیست

ریگا کوردستان – سرویس حقوق بشر به گزارش ریگا کوردستان و بر اساس آمار نهادهای حکومت اقلیم کردستان از سرنوشت ۴٨ درصد ایزدی‌هایی که حین حمله داعش به شنگال از سوی این گروهک تبهکار ربوده شدند خبری از آنها تا کنون در دست نیست بنابر آمار رسمی سازمان‌های حکومت اقلیم پس از حمله داعش در […]

نقشه راه منبج مدلی برای تمام مناطق تحت کنترل پ.ک.ک در سوریه است

مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در اظهاراتی عنوان کرده است: نقشه راه منبج مدلی برای تمام مناطق تحت کنترل شاخه نظامی پ.ک.ک در سوریه موسوم به YPG است.

ترکیه: در حمله ارتش به شمال عراق ۲۶ عضو «پ کا کا» کشته شدند

ریگا کوردستان سرویس سیاسی  به گزارش ریگا کوردستان ارتش ترکیه روز جمعه اعلام کرد که بر اثر حملات هوایی این کشور به شمال عراق ۲۶ شبه نظامی حزب کارگران کردستان ترکیه (پ کا کا) کشته شدند. به گزارش خبرگزاری آناتولی ارتش ترکیه روز ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) به منطقه کوهستانی قندیل در شمال عراق حمله […]

مصاحبه آرشیو
یک پژوهشگر کرمانشاهی: منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم

یک پژوهشگر کرمانشاهی:
منابع طبیعی موجود به سرعت درحال اتمام هستند/ نیازمند بازنگری در فرهنگ کار هستیم.

«گل انار» ارژنگ

ریگا کوردستان – سرویس فرهنگی مرادی، خلیلی، افضلی و نظری کرمانشاهی بررسی کردند «گل انار» ارژنگ سحر رنجبر: می‌گویند شاعر دیکتاتور هم هست. اما فقط در شعر خودش این ویژگی را دارد. در واقع چنانچه فاقد این ویژگی باشد نمی‌تواند بر کلماتش تسلط یابد و کسی که کلماتش از او فرمان‌برداری نکنند شاعر نیست. شعر […]

وقتی که محدودیت ها به تو می بازند

ریگا کوردستان – سرویس ورزشی (مصاحبه اختصاصی با صدیقه گراوند دختر ورزشکار کورد و نایب قهرمان کاراته آسیا) ‎سئوال: خودتان را کامل معرفی کنید؟ چند سالتان است، ورزش را از کجا شروع کردید؟ چه شد که سراغ ورزش رفتید؟ ‎جواب: من صدیقه گراوند هستم متولد ١٣۶٨، چون خیلی ورزش را دوست داشتم در سن ١۵ سالگی […]

مشاهیر و نخبگان/a> آرشیو
خبرنامه پیامکی

جهت عضویت در خبرنامه پیامکی ریگا کوردستان و دریافت آخرین خبرها فرم را تکمیل و ارسال فرمایید.