“بە نام روباە بە کام ایدئولوژی”

  • توسط
  • ۱۳۹۵-۱۰-۰۹
  • ۰

ریگا کوردستان – سرویس اجتماعی

گوش و دم روباهی در یکی از روستاهای پیرانشهر بریده می شود؛نبض وجدان اجتماعی!! به تپش می افتد و به ناگاه به خبر نخست رسانه های داخلی و خارجی تبدیل می گردد.این رفتار، سادیستی خوانده میشود؛غافل از اینکه سیالیت سادیسم شبیه سیالیت قدرت است و فقط شکل و لباس و لحن و صدا و شدت و ضعف آن تغییر می کند.اگر ما در قبال از دست دادن کوچکترین منافع شخصی، شدیدترین موضع گیری ها را بر ضد منافع جمعی میگیریم و منافع اجتماعی را فدای منافع فردی می سازیم این مرد بخت برگشته هم برای توجیه رفتار خویش،درست شبیه ما،اما ساده تر و با رنگ و لعابی دیگر،بحث منافع را پیش می کشد؛پس تا اطلاع ثانوی تیر و کمان حملاتمان را به فرد مورد نظر(یکی از قربانیان توسعه نیافتگی فرهنگی) کنار بگذاریم!!
دغدغه این نوشتار، نشانه شناسی خشونت اعمال شده نیست؛ بلکه پاسخ به چرایی رقیق شدن فضای گفتمانی معطوف به “روباهی”، است که از حق داشتن گوش و دم محروم شده است!
با وزش نسیم مدرنیسم مفاهیمی چون فلسفه حقوق و حقوق بشر وارد فضای گفتمانی شدند و با نهادینه شدن گفتمان حقوق بشر،حقوق حیوان نیز در حاشیه حقوق انسان مورد توجه قرار گرفت؛ بە بیانی دیگر،حقوق حیوان در ذیل سپهر گفتمانی حقوق بشر جایگاه پیدا کرد.
نقش و جایگاه گفتمان محیط زیست گرایی در این فضای پر هیجان چیست؟آیا گفتمان محیط زیست گرایی یک گفتمان ایدئولوژیک است و تاثیر این گفتمان در برجسته کردن موضوع چقدر است؟آیا محیط زیست گرایان لمس نمی کنند که با داغ کردن تنور این حادثه و حوادثی شبیه آن،گفتمان حقوق بشر بیشتر به حاشیه کشیده شود؟آیا محیط زیست گرایی در دام ایدئولوژی نیفتاده است؟اگر پاسخشان منفی است اسوه سازی از افرادی که بخاطر نجات سگ و لک لک جانشان را به مخاطره می اندازند چه توجیه عقلانی می تواند داشته باشد..!؟
طبیعت محترم است اما نه به قیمت یتیم کردن فرزندانمان؛طبیعت محترم است اما نه به قیمت از دست دادن دستان و پاها و چشمان و بصیرتمان؛طبیعت حرمت دارد اما حریم انسان مقدستر است.
“آدام کاهان” از نظریه پردازان تغییرات اجتماعی،برای تمامی نگرشها،کنشها،رفتارها و کردارهای انسان از تمثیل “راه رفتن” استفاده می کند.”راه رفتن” مستلزم تعادل موزون هر دو پا هست و عدم تعادل پاها، منجر به لغزیدن و زمین خوردن می شود؛تمرکز بر یک پا،پای دیگر را از اهمیت می اندازد، درست شبیه ایدئولوژی که مفاهیمی را به نفع مفاهیمی دیگر سلاخی میکند.
محیط زیست گرایی در یک چرخش گفتمانی،ناخواسته منجر به کم اهمیت تر شدن حقوق فراموش شده و غبار گرفته انسان می شود؛با تمرکز افراطی بر یک پا(حقوق حیوان و طبیعت)،پای دگر(حقوق انسان) لنگان می شود که ماحصل آن لغزیدن و افتادن است و این بی تعادلی از عدم درک درست تغییرات اجتماعی ناشی میشود.اگر چه در مقابل دغدغه های سبز اعضای گفتمان محیط زیست گرایی نمی توان سر تعظیم فرود نیاورد اما این گفتمان،گفتمانی تقلیل گراست و همه چیز را به محیط زیست تقلیل میدهد؛غافل از اینکه نیازها و آوازهای بشر امروز،صرفا زیستگاه چهارپایان و حقوق پایمال شده آنان نیست و این رشته سر دراز دارد؛ لذا با بروز نشانه های ملموس فوق، تجدید نظر در آموزه های گفتمان ایدئولوژیک محیط زیست گرایی و تلاش برای بروز یک گفتمان ترکیبی، ضروری به نظر می رسد.

‎حسن منتظری خوش

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اخبار