همەی مردان عشیره و آبیاران نیزار!

اگر در قرون پیش بدنیا می آمدیم موافق مقتضیات عصر خویش براین باور بودیم:

“هرچە درجامعە می گذرد و هر قدٓرٓی کە ازقضا برما می رسد، چارەای بجز تسلیم، رضا و قبول نداریم”.
در اروپای قرن دوازدهم راجر بیکن محققان را ندا سرداد کە سلطەی احکام جزمی و یوغ سنت گذاران و سنت پرستان را درهم شکنید – یا بە زبان سادەتر، عقل هم یکی از نعمت های الهیست و در خلق آن حکمتی است پس از عقل خود هم بهرەمند شوید همان گونه کە از زبان خود بهره می جوئید و البتە از غریزه بیشتر! – با این ندا، آهستە آهستە تحولات اجتماعی، دنیای تاریک قرون پیشین را فرو ریخت و جهان را در نوزایش ترقی های تازە پیش انداخت.
اما دست وپا زدن در افکار پوسیدە در قرن ٢١ در جوامع توسعه نیافته هنوز دوام یافته و کم نیستند کسانی با عناوین و القاب مدرن، ولی با زیست جهان قرون وسطایی کە عتیقەوار به تلف کردن اکسیژن و منابع رو به کمی حیات و محیط مشغولند!
دنیا در تلاش روزانەی کشف فضا می باشد، ولی اینان هنری جز سر فروکردن کبک وار در برف سرد جهالت موروثی و نازیدن بە کهنە ریگ اجدادی ندارند!
چرا؟
چون هیچ محصولی برای تولید کردن ندارند، و تنها انگل تولیدات دیگرانند و نشخوار کنندەی خورش میراثند!
در کرماشان، کهنەپرستان ایل گرا و پان های به واقع کم عٓرض و بی عرضه کە بسیاری از آنها مدرکی دانشگاهی هم بە تنبان تنگ عناوین عشیرەای خود زدەاند بە مانند دوران تاخت و چِراها در ایل زیست خود، به تکرار ایل بازی و ایل گرایی و غارت به رسم عادت، ولی اینبار نه از سر نیاز بلکە از سر بی فایدەای خویش مشغولند! و انگار نە انگار کە شهر نشین اند و دانشگاه چراگاه نیست!
اینان مصداق دانشمندی بی اندیشمندی اند و بس!
هم گرایی در انسان های ابتدائی نوعی سنجش بی مدارای نمودها است، نوعی تمایل سخت عاطفی، این عواطف پیشامدرن وقتی سوار بر برساختی مدرن مانند تصمیم جمعی و یا تعریف فردی و یا نهادی مدرن می شوند، آن را بە سمت ارتجاع و صلبیت پیش می برند. در جوامع مدرن و امروزی منافع و مصالح معنای پیوندهای نوین مردم اند، و در کرماشان پان ایل ها گرەای کور بر طناب بلند مشکلات هم گرایی شهر هستند نه حلی بر آن!
اما واکاوی نقش اجتماعی این افراد و علت یا علل چگونگی منافع آنها پاسخی است کە کرماشان سال ها است برای دست یابی بە آن تقلا می کند. که همان ناتولیدگری و داشتن هیچی بزرگ در چنته است، و همه می دانیم که روح زمانه و معنای جهان جدید تولید مدرن است!
و آخر سخن اینکە چنین رفتارهایی در کرماشان دیگر دارای مقبولیتیی اجتماعی نخواهد بود. شاید روزگاری نوستالوژی آرامش و تکرار زندگی از دست رفته یا خاطرە و طعم وبویی برای بسیاری از قربانیان تحولات و اجبارهای توسعه ناقص و مدرنیته تحمیلی ونیمەکاره را دراین شهر یادآور بود ولی امروزە، با نقش آفرینی و مسئولیت پذیری نسل نو، و غلبه ارزش های اجتماعی نو و بازیگران نهادهای نهادینه شدەی دنیای جدیدمان در تعریف هویت کرماشان و درک نیازهای مدرن آن را دیگر به هر نامربوط، نامحرم و نادانی نخواهیم سپارد.

 

مصطفی باقری آشنا

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار